تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
الفبــــــــاي كاريكــــلماتور
الف:آزادي بيرنگ وبو گنجشكان رااز نشاط انداخت.
ب :افت قیمت خيلي از سهامها دليل وضعيت بحراني بازار سرمايه است.
پ :پروانه ها براي شكوفه ها سوگوار شدند.
ت :تفنگ خودش آدم نمي كشد بلكه بايد انساني ماشه را بكشد.
ث :ثانيه ها به افراطي بودن متهم شدن.
ج :جوجه ها در آرزوي ((بلوغ)) پژمرده ميشوند.
چ :چرا بايد شاهنامه را به اميد آخر خوشش بخوانيم.
ح :حراج زندگي يعني اعتياد.
خ :خوبيهاي كم بديها را نمي پوشاند
د :ديوانه ها خود بزرگ بين هستند.
ذ :ذرات را به اتهام مادي گري نفي كردند.
ر :رهايي اميد پرنده از قفس است.
ز :زن زشت آينه را دوست ندارد.
ژ : ژــ3 ميگويد تفنگ بي گلوله لال است.
س:سرهاي بلند شده به گريبان فرو افتادند.
ش:شب دارد روز را مي بلعد.
ص:صادق بود ولي با اخلاق سگي كه داشت گربه ها از او ميترسيدند.
ض:ضد مردمي ها هم مردمي ميشوند.
ط :طاووس پاهاي زشتش را با پر هاي قشنگش ميپوشاند.
ظ :ظاهر سازها با هر سازي ميرقصند.
ع :عادت كرده بود كه شبها حتي توي رختخواب هم كلاه از سرش بر ندارد چون ممكن بود غبار پيري روي سرش بنشيند.
غ : غرور و خود خواهي دو آفتي كه گرببان بشر را گرفته است.
ف :فرياد مسبب خودكشي سكوت شد.
ق :قول تنها چيزي است كه به ديگران ميدهي ولي خودت بايد نگهش داري.
ك :كبوتر آزادي براي اينكه دستگير نشود از آسمان هفتم پناهندگي سياسي خواست.
گ :گاري عمو رجب بار درد ورنج حمل ميكند.
ل :لعاب اگر بريزد تنها گل ميماند و آهن سياه
م :مهرباني را از كبوتر چايي بام خانه همسايه وام گرفتم.
ن :هيچ نيازي انسان را بي نياز نمي كند.
و :واسطه هاي استعمار دستهاي نامرئي زيادي دارد.
ه :هركه بامش بيش برفش بيشتر.
ي :يك جامعه بي تعادل و يك پرنده بي بال كه ميخواهد با فكرش پرواز كند
.

  نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1384ساعت 11:46  توسط سهراب گل هاشم 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM