تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس بچه گربه بگوييد نيمکت
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس پاک کن بگوييد مالش بر دانش
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس دوش حمام بگوييد آب چرخ کن
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس رشوه بگوييد کار ساز بيچارگان
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس سزارين بگوييد فني زاده
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس سيگار بگوييد لب و رد کن بياد
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس سيم خاردار بگوييد ديوار تابستاني
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس شيشه بگوييد اونورش پيدا
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس صندلي سينما بگوييد تا پاشي، تاشه
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس عشق بگوييد کار بيکاران
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس غيبت بگوييد مشروح اخبار
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس فرزند بگوييد دشمن خانگي
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس قايق بگوييد کفتر
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس قسم بگوييد شاهد دروغ
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس کارمند بگوييد مصيبتي در کت و شلوار
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس کشتي بگوييد تشخيص
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس گوشتکوب بگوييد لهستان حامد
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس پاي گربه بگوييد پا کت
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس ژيان بگوييد پرايد تحت ويندوز
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس چاپلوس بگوييد لبخند تا اطلاع ثانوي
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس چاقو بگوييد تو دل برو
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس چنگال بگوييد قاشق تابستاني
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس چنگال بگوييد يکي بود يکي نبود
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس حمام بگوييد پاکستان
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس ختم روزگار بگوييد آنکه بي علت سياه مي پوشد
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس خنجر بگوييد هر چه از دوست رسد نيکوست
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس خويشاوند بگوييد دشمن جان
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس دکمه يقه بگوييد دکمه عقيدتي
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس دکمه بگوييد بستني
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس دماغ بگوييد نفس کش
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس دمپايي بگوييد نفر بر

  نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 22:13  توسط سهراب گل هاشم 
 با كدامين ساز بايد رقصيد؟ 
اگر سر به زير باشي ميگويند احمق است.
اگر غمگين باشي ميگويند عاشق است.
اگر مال خود را با حساب خرج كني ميگويند خسيس است.
اگر دست و دلباز باشي ميگويند ولخرج است.
اگر خوش لباس باشي ميگويند ژيگولو است.
اگر بد لباس باشي ميگويند شلخته است.
اگر دير زن بگيري ميگويند مرد نيست.
اگر زود زن بگيري ميگويند آتشش تند است.
اگر فقير و بي پول باشي ميگويند بي عرضه است.
اگر پولدار باشي ميگويند اهل زد و بند است.
اگر بي قيد باشي ميگويند لات آسمان جل است.
اگر بخندي ميگويند هميشه نيشش باز است.
اگر اخم كني ميگويند عبوس و بد اخلاق است.
اگر خوش سر و زبان باشي ميگويند چاخان است.
شما بگين با كدوم ساز..؟
  نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 22:1  توسط سهراب گل هاشم 
التقاطی

التقاطي مكانيكي است كه لنت ترمز ژيان را با هزار دوز و كلك به پيكان ميخوراند.
التقاطي زني است كه نعره هاي مردانه بكشد.
التقاطي مرغي است كه هم تخم ميگذارد و هم مانند خروس قوقولي قوقول ميكند.
گوجه فرنگي يك ميوه صد در صد التقاطي است ، چون وقتي كه خيلي كوچك است
فكر ميكند كه گوجه سبز است، همينكه كمي بزرگتر شد خود را خرمالوي خام تصور ميكند
و فقط موقعيكه برسد و رنگ بياندازد تازه ميفهمد كه گوجه فرنگي است.
التقاطي كسي است كه دو پاي سالم براي راه رفتن دارد و يك عصاي آبنوس براي تكيه دادن.
التقاطي تحليلگري است كه بعد سفته باز ميشود.
التقاطي سهامداري است كه عينك سبز به چشم زده و كاه را يونجه ميبيند.
التقاطي مرده اي است كه يك پايش را در اثر تصادف با اتوموبيل از دست داده است، جمجمه اش را در اثر سقوط از بلندي شكسته و در حوالي بدنش هم آثار اصابت گلوله ديده ميشود.
التقاطي متخصص فروش پارچه هاي وطني به جاي فاستوني انگليسي است.
التقاطي آفتابه مسي است كه گاهي از لوله اش آب نمي آيد و گاهي مي آيد.
التقاطي حزب يا دسته يا جمعيتي است كه روزهاي عادي با قلم ميزند وروزهاي تعطيل
كه روزنامه منتشر نمي شود با گلوله.
التقاطي هندوانه اي است كه داخلش هم مثل پوستش سبز باشد.

  نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 21:59  توسط سهراب گل هاشم 

 تنها چيزي كه تكرار آن خستگي آور نيست نفس كشيدن است .

 ستاره هاي حسود پشت سر ماه صفحه گذاشتند.

در نگاهش رد پاي عشق را جستجو ميكرد.

 بعضي از آدمها كودكاني هستند كه فقط جسمشان رشد ميكند.

 خاطرات بد را ميتوان از ذهن پاك كرد ولي تجربه هايش لازم است.

 تصميم داشت روحش را زير پاي جسمش به هلاكت رساند.

 از وقتي cd به بازار آمده ديگر كسي پشت سر كسي صفحه نمي گذارد.

چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت.

تصميم داشت با چند گل به خواستگاري دختر داور فوتبال برود. 

 گل نيلوفر بعلت علاقه زيادش به كاكتوس خودش را دور سيم خادار پيچاند.

 آنقدر گرسنه ماند كه از زندگي سير شد.

 وقتي به آخر خط رسيد فكر كرد قهرمان شده ، اما عزرائيل به گردنش مدال آویزان کرد.

 وقتي از كارخانه باز نشسته شد ، در كارخانه با همسرش شريك شد.

 كسي كه قدرت را با پول بخرد عدالت را هم با پول مي فروشد. 

اي كاش تير نگاه يار مشقي بود.

 عنكبوت با تارهايش سقف و كف سهام را به هم متصل كرد.

 روحم از اينكه آرامگاه نخواهد داشت غصه ميخورد.

 شب هر قدر سياهتر باشد نور ستاره بيشتر جلب نظر ميكند. 

 با برچسب وهوچيگري افراد را مجبور به خود سانسوري ميشوند.

 در زمان جنگ و صلح بالاترين تلفات مربوط به لحظه هاي زمان است.

   كته كاريكلماتور پلو است.

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 20:38  توسط سهراب گل هاشم 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM