شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
التقاطي مكانيكي است كه لنت ترمز ژيان را با هزار دوز و كلك به پيكان ميخوراند.
التقاطي زني است كه نعره هاي مردانه بكشد.
التقاطي مرغي است كه هم تخم ميگذارد و هم مانند خروس قوقولي قوقول ميكند.
گوجه فرنگي يك ميوه صد در صد التقاطي است ، چون وقتي كه خيلي كوچك است
فكر ميكند كه گوجه سبز است، همينكه كمي بزرگتر شد خود را خرمالوي خام تصور ميكند
و فقط موقعيكه برسد و رنگ بياندازد تازه ميفهمد كه گوجه فرنگي است.
التقاطي كسي است كه دو پاي سالم براي راه رفتن دارد و يك عصاي آبنوس براي تكيه دادن.
التقاطي تحليلگري است كه بعد سفته باز ميشود.
التقاطي سهامداري است كه عينك سبز به چشم زده و كاه را يونجه ميبيند.
التقاطي مرده اي است كه يك پايش را در اثر تصادف با اتوموبيل از دست داده است، جمجمه اش را در اثر سقوط از بلندي شكسته و در حوالي بدنش هم آثار اصابت گلوله ديده ميشود.
التقاطي متخصص فروش پارچه هاي وطني به جاي فاستوني انگليسي است.
التقاطي آفتابه مسي است كه گاهي از لوله اش آب نمي آيد و گاهي مي آيد.
التقاطي حزب يا دسته يا جمعيتي است كه روزهاي عادي با قلم ميزند وروزهاي تعطيل
كه روزنامه منتشر نمي شود با گلوله.
التقاطي هندوانه اي است كه داخلش هم مثل پوستش سبز باشد.
تنها چيزي كه تكرار آن خستگي آور نيست نفس كشيدن است .
ستاره هاي حسود پشت سر ماه صفحه گذاشتند.
در نگاهش رد پاي عشق را جستجو ميكرد.
بعضي از آدمها كودكاني هستند كه فقط جسمشان رشد ميكند.
خاطرات بد را ميتوان از ذهن پاك كرد ولي تجربه هايش لازم است.
تصميم داشت روحش را زير پاي جسمش به هلاكت رساند.
از وقتي cd به بازار آمده ديگر كسي پشت سر كسي صفحه نمي گذارد.
چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت.
تصميم داشت با چند گل به خواستگاري دختر داور فوتبال برود.
گل نيلوفر بعلت علاقه زيادش به كاكتوس خودش را دور سيم خادار پيچاند.
آنقدر گرسنه ماند كه از زندگي سير شد.
وقتي به آخر خط رسيد فكر كرد قهرمان شده ، اما عزرائيل به گردنش مدال آویزان کرد.
وقتي از كارخانه باز نشسته شد ، در كارخانه با همسرش شريك شد.
كسي كه قدرت را با پول بخرد عدالت را هم با پول مي فروشد.
اي كاش تير نگاه يار مشقي بود.
عنكبوت با تارهايش سقف و كف سهام را به هم متصل كرد.
روحم از اينكه آرامگاه نخواهد داشت غصه ميخورد.
شب هر قدر سياهتر باشد نور ستاره بيشتر جلب نظر ميكند.
با برچسب وهوچيگري افراد را مجبور به خود سانسوري ميشوند.در زمان جنگ و صلح بالاترين تلفات مربوط به لحظه هاي زمان است.
كته كاريكلماتور پلو است.