از بس چهره اش زشت بود که هنگام مرگش عزراییل را قبض روح کرد.
در جاده زندگی ،صداقت راهی است هموار ،اما بعضی ها در این راه لیز میخورند.
آنقدر سكوتش سنگين بود كه فريادم به گوشش نرسيد.
الكل مايع گرانبهايي است كه همه چيز را محفوظ نگاه ميدارد مگر اسرار را؟
زيادي رفته بود تو فكر مجبور شدن با طناب بيارنش بيرون!!
آرايشگر مدعي شد كه از من (سر) شناستر كسي نيست .
خبر آنقدر داغ بود كه گوشش تاول زد.
آنقدر در خودم فرو رفتم كه سر از قوزك پايم در آوردم.
اگر چه هميشه درست ميگويم اما نمي دانم چرا حق با ديگران است.
آمپول ب كمپلكس عشاق صداقت است.
زیپ روزنه اميدي است كه چشمچرانها با نگاه آن را باز ميكنند.
شايد ايده ال ترين زندگي : شوهر لال و زن كر باشد.
سرمايه دارويي تلخ است كه اثري شيرين دارد.
پرنده آزادي تصميم گرفت تا آخرين فرودگاه جهان پرواز كند.
مخالفان آزادي افق را با لكه هاي سياه كدر كردند.
پرواز به سوي آزادي سهمي است كه از نياكان ما به ارث رسيده است .
ورشکسته ، درب گاو صندوق را باز گذاشته بود كه عنكبوتهاش كمي نفس بكشند.
بهار خسته دلان پاييز است.

