شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
آينده نگر خنده هايش را براي روز مبادا نگه داشته بود
دنبال شادی باش ، غم تو را پیدا خواهد کرد.
آدمهاي چشم چران و هيز نگاهشان را به هر گوشه اي پرتاب ميكنند.
هر كسي « ساز » خودش را ميزند ، مهم شمائيد كه به هر «ساز»ي نرقصيد.سعي كن مثل« برق » زندگي كني چون عمر مثل « باد» مي گذرد.
پول گره خيلي از مشكلات را « باز » ميكند ولي دهان خیلی ها را هم مي بندد.
زندگي بين تولد و مرگم فاصله انداخت.
عدالت اقتصادي وقتي برقرار ميشود كه از « ماليات گيرندگان » نيز ماليات گرفته شود .
در بعضي از كشورها ،حقوق بشر را به حساب حقوق حيوان واريز ميكنند.
چون خودش كر بود خيال ميكرد كه مردم لال هستند.
عشق اكسيژن است كه هميشه احساس و مصرفش ميكنيم و بدون آن خواهيم مرد.
عشق گلي است كه دو باغبان آن را ميپرورانند.
عشق اقيانوس بزرگي است كه دو ساحل را به يكديگر پيوند ميزند.
عشق گلي است كه فقط در زمين اعتماد مي رويد.
زمانه بديست : كوه حقيقت تبديل به صخره اي كوچك شده است.
بيان انديشه در زيباتري شكلش «هنر» است.
با «ارز» عرض معذرت نمي توان وارد بازار فاركس شد.
1- با اخلاق سگي كه داشت، حتي گربه ها هم از او مي ترسيدند.
2- از بس روده درازي كرد، دكتر جراح دستور داد نيمي از روده اش را قطع كنند.
3- شب با ديدن صبح رنگش سفید شد.
4-وقتي چشمش به عكس پدر و مادرش افتاد، فهميد كه «خودساخته» نيست.
5- ثانيه ها به افراطي بودن متهم شدند.
۶ـ در كشورهاي عقب افتاده به قلمهاي بي جوهر آزادي داده مي شود.
۷- وزارت نيرو براي برق بعضي از كفش ها، تعرفه تعيين كرد.
۸ـ قبض آب را كه ديد، برق از سرش پريد.
9- به عقيده پرنده محبوس آسمان لبريز از پروازهاي بر باد رفته است!
10- بعضي از عشقها با يك نگاه گرم شروع و با يك آه سرد به پايان مي رسد.
11- سكه آزادي را از لاي ميله هاي قفس به پرنده داد.
12- شادي را مثل پوست موز زير پاي اندوه انداخت.
13- در مسابقه ماست خوري همه رو سفيد شدند.
14- تنها براي ورود به جهنم نياز به پارتي نيست.
15- دود سيگار به آسمان رنگ خاكستري مي زند.
16- فرياد را همه مي شنوند، هنر واقعي شنيدن صداي سكوت است.
روزنامه قدس۱۸/۸/۸۵جيب بعضي ها سوراخي به بزرگي لايه ازون دارد.
بعضي ها قيافه اشان داد ميزند و بعضي ها خودشان.
براي اينكه بازيچه دست روزگار نشود ،بازيگر شد .
آدمهاي بد بزرگترين جرمشان نفس كشيدن است.
زندگي را آنقدر جدي بگيريد كه هيچكس نتواند با آن شوخي كند.
تنها سايه اي كه بدون آفتاب بوجود مياد ، سايه لطف است
چرا كساني كه داراي قدرت هستند ، هميشه بيمناكند.
خيلي چاق بود ولي از رژيم خوشش نمي آمد .
خودنويسم از بكار بردن تجربه سياهش ترس دارد.
كته كاريكلماتور پلو است.
در بعضي از كشورها قانون اراده سينه فرمانرواست.
آنقدركوچك شد تا بتواند در قلب محبوبش جا شود.