تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
کاریکلماتور

ديروز همان خاطره امروز است و فردا روياي امروز.

درختها در پاييز اداي فيلم هاي سكسي را در مبآورند. 

با همسرش مثل كتاب رفتار ميكرد ،فصل هاي خسته كننده آنرا اصلا نمي خواند.

هر وقت به شمر فكر ميكنم تشنه ام ميشود.

خواستم به گذشته برگردم كه با تابلو دور زدن ممنوع است روبرو شدم.

فن بيان را براي گفتن دروغهاي آبدار آموخته بود.

گوش شنوا ، زير بناي مهارتهاي ارتباطي است.

شخص نادان معمولا اسير زبان خويش است.    


  نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 1:8  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

در زندگي آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد ،نه آنچه آرزويش را داريم 

تمام درختهاي عدالت ، يك به يك در حال خشكيدن است. 

آنقدر به زندگي لبخند زدم كه مرا ديوانه پنداشت و ازمن جدا شد. 

شكنجه قانون استبداد است. 

با ديدن چشمهاي نخوديش از آبگوشت خوشم آمد. 

براي درك زيبائي روح و قلب زيبا لازم است.

  نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385ساعت 1:5  توسط سهراب گل هاشم  | 
 کاریکلماتور

1- خجالت می کشید که در انظار ظاهر شود چون دل و دماغ نداشت !

2- عاشق رنگ سیاه بود و بالاخره روزگار همه را سیاه کرد .

 3- در اوج قدرت بود ولی گاهی اوقات به حباب فکر می کرد .

4- درخت سایه اش را به کسی نفروخت و باران هم از کسی آب بهاء نگرفت!

5- وقتی رویاهایش به پایان رسید، ترمز دستی قطار را کشید !

6- وقتی از گردونه زندگی به باتلاق عشق پرتاب شد ، قورباغه گازش گرفت .

 7- خورشید تصمیم گرفت که دیگر طلوع نکند چون مردم برای ندیدنش عینک آفتابی می زنند.

 8- مثل یک برده کار می کرد ، چون می خواست آزاد باشد .

 9- خروس از مرغ نک مدادی خوشش آمد .

10- اگر با عشق زمان فراموش شود پس با زمان هم عشق فراموش می شود .

11- عاشقی جرم پرجاذبه ای است ولی بعضی ها برای محو کردنش تلاش می کنند .

12- آیا ممکن است که قدرت چشمها ، بیشتر از قدرت مغزها باشد .

13- وقتی خبری دهان به دهان می چرخد حتماً بو می گیرد چون خیلی ها مسواک نزده اند.

14- وقتی گفت تا آخر دنیا باهاتم ، تازه فهمیدم که دنیا دو روزه یعنی چه !

15- تو راه عاشقی فکر هوس داشتن گناه است ؟

16- کشمش انگور بازنشسته است !

17- ازدواج قمار زندگی است و در قمار معمولاً «برد» با کسی است که بیشتر تقلب کند .

 18- آمپول ب کمپلکس عشاق ، معرفت است .

19- وقتی دو هزار پا همدیگر را بغل کردن یک زیپ به وجود آمد .

20- الکل مایه گرانبهایی است که همه چیز را محفوظ نگاه می د ارد مگر اسرار را ؟

21- آنقدر سکوتش سنگین بود که فریادم به گوشش نرسید .

22- سرمایه دارویی شیرین است که گاهی اثری تلخ دارد .

23- هر کس زیباترین شکل هنرش را با بیان اندیشه اش نشان میدهد .

 24- حالشو نداشت بره حمام، کپسول چرک خشک کن می خورد !

25- درخت با معرفت ، سایه اش را از هیزم شکن دریغ نکرد .

26- بهار خسته دلان پاییز است .

27- پس از مدتها آفتاب به میهمانی اتاقم آمد .

28- از دریچه دل وارد رویاهایش شدم .

29- پرنده آزادی تصمیم گرفت ، تا آخرین فرودگاه جهان پرواز کند .

 3۰- کبوتر آزادی ، آرام ، آرام آسمان را به تسخیر خود درآورد .

ماهنامه صنعت و کار آفرینی آذر۸۵

  نوشته شده در  سه شنبه 14 آذر1385ساعت 1:24  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

هيچوقت صداي ناله هاي قلبم ، روز آخر را فاش نمي كند.؟! 

كاهش ناگهاني عشق ، افزايش بي رويه تنهائي را بدنبال داشت.

از گودي چشمانش بجاي اشك رود فرات جاري بود.

عدالت ،بدون قدرت هيچ است و قدرت ،بدون عدالت استبداد. 

شاعر مهربان تصميم گرفت تمام شعرهايش را بين فقرا تقسيم كند.

وقتي آسمان بروي ماه دست كشيد، ستاره ها با شادي چشمك زدن. 

 براي اينكه حقيقت فاش نشود ، ماه تصميم گرفت پشت ابر بماند.

مسافر نگاهش را در ابتداي جاده « جا » گذاشت.

  نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت 0:54  توسط سهراب گل هاشم 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM