تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 

پارازيت 

آدمهاي متفكر شنا بلد نيستند، چون هميشه در افكارشان غرق مي شوند!

ابر بغض كرده، با اشكهايش شعر باران را سرود.

براي اينكه برگه برائت از جهنم بگيرد، سري به خانه نيازمندان زد.

با اينكه راه مبارزه را فراگرفته بود، ولي نتوانست با افكار مردم بجنگد.

با مجوز شركت برق توانست، برق چشمانش را مجاني مصرف كند.

وقتي سكوت به قتل رسيد، فرياد به عنوان اولين متهم دستگير شد.

بعضيها تا يك قدمي كار مي روند، اما «سركار» نمي روند.

براي آدمهاي عاشق، زمستان هم بهار سفيد است.

با نردباني كه خريد، از ديوار حاشا بالا رفت!

زمانه با من نساخت، محبور شدم با آن بسوزم

بعد از خوب بودن، خوبي كردن مهمه!

روزنامه قدس۳۰ /۱/۸۶

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 2:6  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

تنها مدركي كه توانست در دوران تحصيلش بگيرد ، مدرك اخراج از دبيرستان بود.

  وقتي جاده به تونل رسيد با حجاب شد.

آخرين عيادت كننده همه آدمها عزراييل است.

نژاد پرستان سايه آدمها را با رنگ سفيد نمایش میدهند.

بعضي از نگاهها صداي قشنگي دارند.

با نردباني كه خريد از ديوار حاشا بالا رفت!

زمانه با من نساخت مجبور شدم باآن بسوزم.

وقتي كاري از ‹ دست › شما ساخته نيست ، از ‹ پا › هاتون كمك بگيريد.

 ساعت شماعه دارش را كوك كرد ولي نتوانست به موقع از خواب غفلت بيدار شود.

  نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 2:3  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

 بازي عشق نیاز به بازيكن خارجي ندارد.

اسلحه مدعي شد كه بدون مبارزه نمي توان زندگي كرد .

 توطئه باد و باران منجر به تاراج رفتن شكوفه ها شد.

با مجوز شركت برق توانست برق چشمانش را مجاني مصرف كند.

 به محض اينكه راه مبارزه را فرا گرفت،سعي كرد با افكار مردم بجنگد.

هنوز زندگی میکنم و سر بودن و نبودنم با محيط و شرايط مي جنگم.

 وقتي جنگل تاريك شد ،درختها هوس قايم موشك بازي كردن ! 

  هر كس ميخواهد برگه برائت از جهنم بگيرد ،بايد سري به خانه نيازمندان بزند.

  نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 2:0  توسط سهراب گل هاشم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM