شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
دنبال دردسر نگرديد ، در يك قدمي شماست!
آیا میدونید که شما نبايد همه چيزو بدونيد.
چون نان بيات را دوست نداشت، مجبور شد نان را به نرخ روز بخورد.
در مراسم ازدواج تمام سلولهاي تنم را به نام خودش قباله كرد.
از شنبه تا پنج شنبه را بدو بدو ميكنيم و جمعه ها رو يكه بدو.
بعضی ها با تيغ ريش مي زنند و بعضی ها با ريش تيغ ميزنند.
ديگران كاشتند و خودشون هم خوردند ، ديگر چيزي نمانده كه بكاريم.بهترين آوازي را كه خواند غزل خداحافظي بود.
بزرگ كردن شكم آسان است ، سعي كن دلت بزرگ باشه .
همیشه يك تار از سبيلش را بعنوان ضامن معرفي میکرد.
سلول هاي خاكستري مغزم ، زندگيمو خاكستر كرد.
امروزه عروس است كه گربه را دم حجله ميكشد.
بعضي ها از شنبه تا پنج شنبه را بدوبدو ميكنندو جمعه ها را تو خونه يكه بدو.
هيچ كس آنجائى نيست كه بايد باشد ، شما كجائيد ؟
وقتي بارون اومد ، من و افكارم با هم خيس شديم.
پس از دست دادن با نزولخوار ، سريعا انگشتانش را شمرد كه كم و كسر نباشه.
انسان برنده در دوران جواني پي به اشتباهاتش برده است.
سالي كه نكوست از قيمت ساختمانهاش پيداست.
عده اي قانون را پياده ميكنند كه خود سوار شوند.
خودتونو عوض كنيد تا سرنوشت تون عوض بشه!!
گوش شنوا، زيربناي مهارتهاي ارتباطي است.
گاهي اوقات به جاي دهان، بايد چشمان خود را باز كرد
ميز توالت نيازي به بوگير ندارد.
گلوله گيج به جاي مقتول، قاتل را هدف قرار داد.
بعضي از راننده ها فقط زبان بوق را باور دارند.
آدم دلخور هيچ وقت دل باخته نمي شود.
كار نيكو كردن از پول خرج كردن است.
خيلي از آدمها به اسم تجربه، اشتباهات زيادي را مرتكب مي شوند.
وقتي از چشمام افتاد، دست و پايش زخمي شد.
شايد مهمترين عامل طلاق، ازدواج باشد.
فتوكپي سر كم مويش را به بانك داد تا از وام خشكسالي استفاده كند.
سرعت گير فقط به راننده هاي عجول گير مي دهد.
روزنامه قدس۱۰/۳/۸۶
وقتي از چشمام افتاد دست و پايش زخمي شد.
خيلي از آدمها به اسم تجربه اشتباهات زيادي را مرتكب ميشوند.
سرعت گير فقط به راننده هاي عجول گير ميدهد.
ميز توالت نيازي به بوگير ندارد.
گلوله هاي لجباز هيچ وقت به هدف اصابت نمي كنند.
گلوله سياستمدار با ماشه تباني كرد و شليك نشد.
گلوله گیج بجاي مقتول ، قاتل را هدف قرار داد.
گلوله هاي مهربان فقط به اجسام بي جان شلیک میکند.
شاید كارنيكو كردن کمی پول خرج كردن است.
قبل از ورشكست شدن گدائى را تمرين ميكرد.
- در شهر بي عابر، كسي به كسي تنه نمي زند.
- عشق مثل ساعت شني است، همان طور كه قلب را پر مي كند، مغز را خالي مي كند.
- ساعت دستبندي است كه انسان را اسير لحظه ها مي كند.
- زندگي ام به خودم رفته.
- عشق با يك نگاه گرم شروع مي شود و با يك آه سرد به پايان مي رسد.
- سالي كه نكوست از قيمت ميوه هايش پيداست.
- ابرهاي تيره، آفتاب روشن فردا را زودتر از ما مي بينند.
- آن قدر خسيس بود كه وقتي مرد، عمرش را هم به شما نداد.
- قبض برق را كه ديد، برق از سرش پريد.
- چشمش كه به عزراييل افتاد، خودش را به مردن زد.
- بزرگترين آرزويش اين بود كه كوچكترين آرزويش برآورده شود.
- در جزيره رنگها هم همه از دورنگي متنفر بودند.
- تا قبل از ازدواج، خانه ام يك زن كم داشت، حالا يك زن اضافه.
روزنامه قدس۳/۳/۸۶