شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
کاریکلماتور
آزادي هميشه از آن مردمي ميشود كه ارزش آنرا ميداند.
آدم متملق ،اشخاص را بزرگتر مي بيند.
به دانشگاههايي كه مدركشان را هوائى بدهند هاوائى ميگويند.
مترجم نتوانست سكوت را ترجمه كند.
اگر سخن را بيش از حد آرايش كنيم ، مقصود كم رنگ ميشود.
بيشتر اوقات به اسم دموكراسي ، آزادي لگد مال ميشود.
هميشه بايد چيزي گفت كه ارزش آن بيش از خاموشي باشد.
كار عاقلانه اي نيست كه بيش از حد نشان دهيم ، عاقل هستيم.
ميترسم زبانم گيوتين گردنم شود.
معمولا قانون در برابر زور تحريف ميشود.
اكثر چرخها را دو چيز مي چرخاند، گرسنگي و عشق
گاهی اوقات مهمان از پشت سر زيباست.
جدائى براي اين تحمل پذير است كه انديشه پايان آن وجود دارد.
كسي كه قادر است گوش آدمها را تبديل به چشم كند ، ناطق زبردستي است.
معمولا برد با كسي است كه خود را براي باختن آماده كرده است.
بزرگترين قدرتي كه بر ما حكومت ميكند ،حماقت ،ترس و حرص است.
نگاهش عاشقانه اش را براي قلبم سهميه بندي کرد.
پلو از دلسوختگي ته ديگ حيرت كرد.
بعضي ها تا يك قدمي كار مي روند، اما سر كار نمي روند
بعضي ها نگهبان ثروت خودشون هستند و انباردار وارث.
بعضي ها ثروتمند زندگي مي كنند و بعضي ها ثروتمند مي ميرند.
بعضي ها باورها و عقايد خود را از بازار آزاد تهيه مي كنند.
بعضي ها سعي مي كنند قطره اشكي را خشك كنند و بعضي ها سيل خون جاري مي كنند.
بعضي ها از سنگهاي سر راهشان، پلكان مي سازند.
بعضي ها طوري زندگي مي كنند كه بتوانند به فرزندانشان بگويند مثل من رفتار كن.
بعضي ها با صداي كلنگ گوركن از خواب غفلت بيدار مي شوند.
بعضي ها حقيقت را درك مي كنند و بعضي ها آن را دوست دارند.
بعضي ها آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري تهران است.
بعضي ها چون پول ندارند، مجبورند حرف مفت گوش كنند.
بعضي ها بدون جلب توجه متفاوت هستند.
بعضي ها دوريالي شان، يك ريال يك ريال مي افتد.
بعضي ها اصلاح طلبند، ولي آرايشگاه باز كرده اند.
روزنامه قدس ۱۴/۴/۸۶
شايد انسانها برده عواطف خويش باشند و ما برده سنت های خود.
بعضي ها آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري تهران است.
ترس از شكست ،لذت بورس بازي را از بين مي برد.
براي رسيدن به اهداف خود ،نبايد سر قيمتش چانه بزنيم.
آتش نشان سعي ميكرد با رقص بندري ، خطر برق گرفتگي را آموزش دهد.
بهترين و راحترين جا براي زندگي ، زندگي در روياست.
- خودنويسم از به كاربردن تجربه سياهش ترس دارد.
- كوزه گر با ليوان پلاستيكي آب مي خورد.
- حسابدار با كمال قدرت مدعي شد كه مي تواند حقوق بشر را بپردازد.
- گلهاي كاغذي هيچ گاه پژمرده نمي شوند.
- رودخانه به همان اندازه كه از سرچشمه دور مي شود، به دريا نزديك مي شود.
- براي اينكه چرب زباني كند، زبانش را روغن مالي كرد!
- وقتي به سرم مي زند، سرم درد مي گيرد.
- دوئل روز و شب پايان ناپذير است.
- توي بازار صداقت، گراني بيداد مي كند.
- باد يكي از حرفه اي ترين كلاه بردارهاست.
- چوب رختي باتجربه، لباس داماد را سفت گرفته بود تا بلكه او را سر عقل بياورد.
- تنها كساني شكست نمي خورند كه تلاش نمي كنند.
- آدم بي مرگ- آواره زندگي است.
روزنامه قدس ۷/۴/۸۶
معمولا قانون در برابر زور تحريف ميشود .
اكثر چرخها را دو چيز ميچرخاند ، گرسنگي و عشق .
اونهائى كه پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش كنند.
شايد صلح ،راحت باشي ميان دو جنگ باشد.
در بين موجودات، آدم متملق و چاپلوس از همه خطرناكتر است.
بعضي ها ثروتمند زندگي ميكنند وبعضي ها ثروتمند ميميرند.
بعضي ها نگهبان ثروت خودشون هستند و انباردار وارث.
بعضي ها سعي ميكنند كه قطره اشكي را خشك كنند و بعضي ها سيل خون جاري ميكنند.
بعضي ها حقيقت را درك ميكنند و بعضي ها آن را دوست دارند.
وقتي سن انسان بالا ميره آينده كوتاهتر ميشه.
ذهنم كلمات را به بازي گرفته ورفتارم زندگي را.
عينكم ،چشم ديدن تلسكوپ را ندارد.