شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
-هر وقت زنگ زدم فلسطين، ديدم هنوز اشغاله!
-افرادي كه به فكر كار هستند، فرصتي براي تظاهر ندارند.
-شنا كردن در جهت جريان آب از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.
-خط فقر به خط بقا تغيير نام مي دهد.
-توانا بود هر كه دانا بود، كدام خط دكتر تو ديدي كه خوانا بود.
-ميان ماه من با ماه گردون تفاوت از زمين تا زير زمين است!
-بعضيها طنزشيرين ميگويندونان ميخورند و بعضيها نان شيرين مي خورند و طنز مي گويند!
-پروژه هاي بزرگ طبق يك فرآيند سنتي، شل كن- سفت كن دائما! پس و پيش مي شوند.
روزنامه قدس ۲۵/۵/۸۶
۲ـ نانوا هم مثل فرهاد جوش شيرين مي زند،
۳ـ بعضي ها با طنز شيرين، نان مي خورند و بعضي ها با نان شيرين طنز مي گويند!
۴ـ توانا بود هر كه دانا بود، كدام خط دكتر تو ديدي كه خوانا بود.
۵ـ ميان ماه من با ماه گردون تفاوت از زمين تا زير زمين است!
۶ـ افرادي كه به فكر كار هستند، فرصتي براي تظاهر ندارند.
۷ـ خط فقر به خط بقا تغيير نام مي دهد.
گونه هایش با دو شیار مورب ، غرورش را هدایت می کرد.
- گا گاهی زندگی شوخی نیست !
- خیال ناشناسی به زور وارد تخیلات آشنایم شد.
- زیر باران قدم می زد تا کسی اشکهایش را نبیند.
- چشمانش را با اشکهایش شست!
- مدعی بود آزادی خواه است ، ولی رازی را در دلش محبوس کرده بود.
- بابت بدهی اش تصمیم داشت آینده اش را پیش فروش کند.
- آنچه هستید بهتر شمار را معرفی می کند تا آنچه می گویید.
- تصمیم داشت اشک را تهدید کند ولبخند را تمدید .
- یک روز را نباید 365 روز تکرار کرد.
- به تصور اینکه عقل زیادی دارد ، تصمیم گرفت تعدادی از آن را به فروش رساند.
- آنچه را بد می فهمیم نمی توانیم خوب بیان کنیم.
- یاد آوری خاطرات شیرین گذشته ، تلخ ترین غم امروز است.
- ای کاش تیر نگاه یار مشقی بود !
- بهار حضورش ، باعث آب شدن یخهای اندیشه ای شد.
- شاید دوران شعار به جای شعور به سر آمده باشد.
- چشمان سیاهش به زیبایی یک رمان غمگین بود.
- از گرمی صدایش ، گوشی تلفن داغ شد .
- برای خوردن یک فنجان عشق ، یک قاشق چای خوری محبت لازم است .
- پرگارمست به جای دایره ، بیضی را ترسیم کرد.
- فردا ، اولین روز از بقیه عمر شماست.
- به مواضع فکر کنیم یا به منافع بیاندیشیم ؟
- گوش شنوا ، زیر بنای مهارتهای ارتباطی است .
- چیزی به نام شکست وجود ندارد وآنچه بدست می آید نتیجه است وبس !
- شخص نادان معمولا اسیر زبان خود است .
- تصمیم داشت با حبس کردن نفسش در سینه خودکشی کند.
- وقتی از خیال من پرید با حسرت به پروازش نگریستم !
ماهنامه صنعت وکارآفرینی تیر ماه ۸۶براي اينكه بازيچه دست روزگار نشود، بازيگر شد.
وقتي سن انسان بالا مي رود، آينده كوتاهتر مي شود.
خيلي چاق بود، اما با رژيم، ميانه خوبي نداشت.
آينده نگر، خنده هايش را براي روز مبادا نگه داشته بود.
براي آن كه حقيقت فاش نشود آن را پشت ابر زنداني كردند.
بعضي از نگاهها، صداي قشنگي دارند.
هيچ كس خلافكار متولد نشده است، اين شرايط است كه به آدمها شكل مي دهد.
با صداي زنگ ساعت شماطه دار به موقع از خواب غفلت بيدار شد.
نژادپرست از سايه سياهش وحشت داشت.
مطمئن باش كه تو دنيا يك چيزهست كه فقط به خاطرتو مي تپد واون هم قلب خودت است!
با صداي بوق اتومبيل روياهايم از بین رفت.
واقعيت مثل آب است، اما بعضيها به جايش از نوشابه استفاده مي كنند.
زندگي بدون عشق مثل پيژامه بدون كش است.
فن بيان را فقط براي گفتن دروغهاي آبدار آموخت!
تصميم گرفت با اتو چهره چروكيده اش را صاف كند.
چشم عسليها نگاهشان شيرين است.
برايم مهم نيست كه آدم مهمي نيستم.
ستاد ماست مالي كردن حذف تيم ملي فوتبال ايجاد شد.
راديو ، تنها داروي گرما زدگي است كه از راه گوش مصرف مي شود.
روحش پس از مرگ براي غسل به حمام رفت.
چون ديگران را سياه كرده بود، تو بورس زغال فروشها كلانتر شد.
بعضيها به طول عمر فكر مي كنند و بعضيها به عرض آن!
بعضيها غزل خداحافظي را با صداي خوش مي خوانند.
روزنامه قدس ۱۸/۵/۸۶براي اينكه بازيچه دست روزگار نشود ، بازيگر شد.
وقتي سن بالا ميرود ،آينده كوتاهتر ميشود.
خيلي چاق بود ولي با رژيم ميانه خوبي نداشت.
براي آنكه حقيقت فاش نشود آنرا پشت ابر زنداني كردند.
بعضي ها به طول عمر فكر ميكنند و بعضي ها به عرض آن .
بعضي ها غزل خداحافظي را با صداي خوش ميخوانند.
بعض از نگاهها صداي قشنگي دارد.
چشم عسلي ها نگاهشان شيرين است .
بعضي از خيابانها دو طرفه اند و بعضي يك طرفه اند اما خيابان بي طرف نداريم
اگر كسي نمي تواند ديكتاتورهاي دنيا را ببيند بايد حتما به چشم پزشك مراجعه كند.
شايد سكوت فريادي باشد كه تارهاي صوتي خود را از دست داده است.
فقر رنگ واكس است.
هيچ كس نمي تواند با مشت گره كرده ، دست كسي را به گرمي بفشارد.
خورشيد مچ شب را با روشنائي باز كرد.
خيلي گرسنه بود، چون با چاپلوسي پاچه خواري مي كرد.
قلمي كه مغز ندارد، حتماً آبرويت را خواهد برد.
سايه خط فقر بروي سرم مانع تابش نور خورشيد شد.
صاحب مرغداري به ناله هاي مرغ سحر توجه اي نداشت.
زندگي مردم پستي و بلندي زيادي دارد، شايد آسفالتش خوب نباشد و شايد پيمانكارش!
وقتي تو بورس شكست خورد، از سنگيني آن رو دل گرفت.
وقتي به گردنش كش آويزان كرد، به جرم گردنكشي دستگير شد.
سعي مي كرد در صدف قلبم مرواريد شود.
اين گناه هست كه گناهكار را تعريف مي كند.
بعضي از حرفها را بايد تو تاريخ بنويسند و تو جغرافي بخوانند.
شايد ما مردگاني باشيم كه ايام مرخصي را در اين دنيا سپري مي كنيم.
شايد زندگي، راهپيمايي به سوي مرگ باشد.
براي عضويت در انجمن انسانهاي فقير هم بايد حق عضويت پرداخت!
گذاشتن و برداشتن جرم نيست، مگر اين كه بخواهي كلاهبرداري!
اره دندانهايش را پس از بريدن درخت خلال كرد.
صداي پاي آب زيباست، اما نه سيل خروشان
روزنامه قدس۱۱/۵/۸۶
- به دانشگاههايي كه مدركشان را هوايي بدهند، هاوايي گويند.
- بنزين نگاهش را براي قلبم سهميه بندي کرد.
- بهترين و راحت ترين جا براي زندگي، زندگي در رؤياست!
- وقتي لالايي ميگم ساعتم مي خوابد.
- به كسي كه با حفظ ظاهر شيطنت مي كند آب زيركاه مي گويند.
- هميشه آزادي نصيب مردمي مي شود كه ارزش آن را مي داند.
- خط فقر از بي پولي پايين تر آمد.
- از اعتماد دروغين به راز داري قلمها، كتابها حاصل مي شوند.
- وقتي از ناراحتي منفجر شد همه به دنبال پيدا كردن جعبه سياه او بودند.
- دسته تبر. قبلاً جزو درختان خائن جنگل بود.
- بهترين هديه براي قناري در قفس، اهداي يك پنجره است.
- با شليك شكارچي، كبوتر پر پر شد.
- از گرسنگي مجبور شد حرص بخورد.
روزنامه قدس ۴/۵/۸۶خیلی ها ازانقلاب به آزادي رسيدند، ولی من هنوزپشت چراغ قرمزچهارراه آزادي مانده ام.
زندگي مردم پستي و بلندي زيادي دارد ، شايد آسفالتش خوب نباشد و شايد پيمانكارش !
وقتي تو بورس شكست خورد ،از سنگيني آن رو دل گرفت.
اين روزها هر كس به گردنش كش آويزان كند حتما به جرم گردنكشي دستگير ميشود
بعضي ها از انقلاب به آزادي رسيدن و بعضي ها از ميدان انقلاب به ميدان آزادي .
براي عضويت در انجمن مردمان فقير بايد حق عضويت پرداخت .
صاحب مرغداري اصلا به ناله هاي مرغ سحر توجه اي نداشت.
قلمي كه مغز ندارد حتما آبرويت را خواهد برد.
سعي ميكرد در صدف قلبم مرواريد شود.