شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
- حقيقت و گل رز، هر دو خار دارند.
- تحمل خانه به دوشي را نداشت تصميم گرفت خانه را روي زمين بنا كند.
- خيارشور مدام بانمكي اش را به رخ خيار مي كشد.
- هر وقت كاسه صبرم لبريز مي شود، جرعه اي از آن را مي نوشم.
- عاشق شيرين بود، با ترشي ها ميانه خوبي نداشت.
- عشقهاي آبكي، زود تبخير مي شوند.
- دلي كه هر رهگذري را بپذيرد، مانند اجناس حراجي، بنجل است.
- آدم چهارشانه، موهايش هميشه مرتب و شانه كرده است.
روزنامه قدس۲۹/۶/۸۶
- همه را مار مي زنه، ما را شهرك سازهاي كلاهبردار.
- بعضي ها با دندان نان مي خورند و بعضي ها از دندان.
- ابرهاي پاره پاره نشان دهنده آن است كه در آسمان هم فقر وجود دارد.
- شايد ازدواج دامي باشد كه صيد و صياد هر دو با هم به دام مي افتند.
- تنها كسيكه پشت به ديگران كارش را انجام مي دهد رهبر اركستر است!
- از بيكاري شروع به جمع زدن بدبختيهايش كرد.
- تمام درها به رويش بسته بود. به جز در محضر ازدواج.
- نام آبنبات ترش به عنوان شيريني بداخلاق به ثبت رسيد.
- الهي شكر نمرديم و به اين حقيقت رسيديم كه بالاخره بايد مرد.
روزنامه قدس۲۲/۶/۸۶
تحمل خانه بدوشي را نداشت تصميم گرفت ، خانه اش را روي زمين بنا كند.
تمام سازها خوب هستند بجز سازشكاري.
اگر مشت نمونه خروار است ، پس تروريست هم نمونه خرابكار است.
سانسور يعني پوشيدن بلوز پشمي يقه اسكي در تابستان.
حقيقت و گل رز هر دو خار دارند.
عشقهاي آبكي در تابستان زود تبخير ميشوند.
چون عاشق شيرين بود با ترشي ها ميانه خوبي نداشت.
خيار شور مدام با نمكي اش را به رخ خيار مي كشيد.
همه را مار ميزنه ، ما رو شهرك سازهاي كلاهبردار.
گربه ها كلكسيون موش دارند و ابر قدرتها كلكسيون مزدوران بومي!
تحمل خانه بدوشي را نداشت تصميم گرفت خانه اي روي زمين بنا كند.
تمام سازها خوب هستند بجز سازشكاري.
حقيقت و گل رز هر دو خار دارند.
بعضي ها با تيغ ريش ميزنند و بعضي ها با ريش تيغ ميزنند.
مقصر تر از همه تو دنيا كسي است كه بيشتر از همه ميگويد : اين مال منه !
عشق يك خواب شيرين است و ازدواج ساعت شماطه دار.
زنبور عسل به جرم هم آغوشي با گل به كندو تبعيد شد.
آدم چهارشانه اي بود، ولي هیچوقت موهایش شانه کرده نبود.
بعضي ها براي حلوا گريه مي كنند، بعضی ها براي مرده!
براي اينكه كسي نفهمد ديوانه ام، عاقلانه رفتار مي كنم!!
شايد شك زير بناي حقيقت باشد.
آسمان ابري در عزاي خورشيد سياه پوشيد.
اين روزها خيلي از موجهاي دريا، موجي مي شوند.
راز بي دست و پايي من همين بس كه نمي توانم با مشت هاي گره كرده حرف بزنم!
آدمهاي دانا معمولاً به فكر كارهايشان هستند و تنبلها در رؤياي آرزوهاي خويش.
خيلي ها تعريف هاي خائنانه را به سرزنشهاي مفيد ترجيح مي دهند.
اگر پرنده نيستي، هيچ وقت به پرتگاهها نزديك نشو.
قطره اشكي كه به خاطرم مي ريزي، براي سيراب نگه داشتن عشقم به تو كافي است.
روزنامه قدس۱/۶/۸۶