تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
کاریکلماتور

بعضي ها راهشان را خودشان را باز ميكنند و بعضي ها ميگذارند به مناقصه .

گربه اش مواظب است كه كسي تو زندگيش موش ندواند .

بعضي ها رو قولشون مي «ايستند »و بعضي ها اونو «زير پا »میگذارند.

زيبا ترين كلمه براي گوشهاي خسته ، خداحافظي است.

مدير موزه حتما افكار عتيقه اي دارد.

پرنده بازيگوش گربه را سر به هوا كرد.

بعضي ها ثروتمند زندگي ميكنند و بعضي ها ثروتمند ميمرند.

در عكس دو نفره من و تو جاي تو هميشه خالي است.

گاهي اوقات كاريكلماتورهاي خوشگذران از تو نوشته هام فرار ميكنند.

دوشاخه برق به پريز چشمك زد.

وقتي باران آمد سياهي شب رنگ پس داد.

بعضي ها دمشان گرم است و بعضي ها بازارشان.

بعضي ها «حياط »منزلشان قناس است و بعضي ها «حيات »زندگيشان.

قلب آدم برفي سفيدتر از قلب ما آدمهاست.

بعضي ها دردسرند و بعضي ها مايه آن.

بعضي ها بدنبال يك لقمه نان هستند وبعضي ها در تعقيب آن.

 در امتحان عشق برگه اش را سفيد رد كرد.

بعضي ها از بزك دوزك ، فقط بلدند روزگار بقيه را سياه كنند.

آدم برفي با چشمك خورشيد خانم از خجالت آب شد.

مترسك در هواي برفي نقش آدم برفي را بازي ميكند.

وقتي خيالم تخت شد ، افكارم روي آن يله داد.

 خيلي بهم علاقه داشتند ، هميشه با اسم كوچك همديگر را نگاه ميكردند.

انسانهاي خام بعد از چند بار سوختن به مرز پختگي ميرسند.

مهم نيست كه چند بار زمين ميخوريد ،مهم اينه كه زمين خوار نشويد.

وقتي زمستان آمد هيچ برگي روي دست پائيز نماند.

بعد از تجاوز يك ميخ به ديوار ، تابلوئي زيبا آن را استتار كرد.

اغلب اتفاقات كوچك باعث ميشود كه بزرگ فكر كنيم .

براي حفاظت از افكارم دور سرم باند پيچيدم.

وقتي دوشاخه برق به پريز نزديك شد ، فيوز پريد.

ماشين لباسشوئي ، شهر بازي البسه است.

باتمام تئوريهاي دنيا به شرط مطرح نشدن، موافق بود.

از بدنيا آمدن ميترسيد! لذا در نطفه خودكشي كرد.

افراد معتاد، مبتلا به يبوست فكر هم ميشوند.

  نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 11:30  توسط سهراب گل هاشم 
کاریکلماتور

- بهترين هديه براي قناري در قفس اهداي يك پنجره است.

- اگر به غم و غصه رو بدين، همه جاي زندگي شما رو پر مي كند.

- هيچ مسكني، درد مسكن را دوا نمي كند.

- آدم بي طرف نداريم، چون هر كس براي خودش طرفي دارد.

- يكي از تميزترين كلمات، پاكيزگي است.

- تيري كه به تاريكي انداخت گم شد!

- به ستاره ها كه نگاه مي كني، آسمان را فراموش نكن.

- بعضي ها پاي حرفي كه مي زنند، مي ايستند و بعضي ها زانو مي زنند.

- هر كس ساز خودش را مي زند، مهم شما هستيد كه به آن سازها نرقصيد.

- آدمهاي با ارزش، مسلماً اهل معامله نيستند.

- از فرمول زندگي، اكثراً سر در مي آورن، بعضي ها دم و عده اي هم شاخ.

- دانشگاه «آزاد» با شهريه هاي سنگين، دانشجويان را «اسير» كرد.

- چون هوا بيش از اندازه سرد بود، استاد دانشجويان را نقره داغ كرد.

غنچه از ترس چيده شدن، تمايلي به بازشدن نداشت.

- زندگي بعضي از آدمها رنگي و بعضي سياه و سفيد است.

- اكثراً در قيد حيات هستيم و در بند زندگي. 

روزنامه قدس ۱۳/۱۰/۸۶

  نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 11:23  توسط سهراب گل هاشم 
کاریکلماتور

اگر دلتان «قرص» است،از « دردسر» نترسيد.

خواب غفلت به رختخواب نياز ندارد .

پشه ها با منافذ پوست تنم ، دارت بازي ميكنند.

در بعضي از كشورها،قصابها،آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم ميزنند.

بعضي از كسبه مردم را سياه ميكنند وخودشونو روسياه.

با اينكه شمع جوانيم به سرقت رفته ،ولي هنوز ته دلم روشن است.

 سايه هم نژادها يك رنگ است

خنده در اصل گريه عاقبت به خير شده است.

وقتي كلاهتان پس معركه باشد ،تازه اول معركه ايد.

وقتي يكي به نعل ميزنيد يكي به ميخ ، مواظب شستتان باشيد.

بعضي ها قابل تعريف هستند و بعضي ها قابل تحريف.

خياط مدعي شد كه من باغبان پيراهنهاي گلدار هستم .

يخ براي خود كشي حمام آفتاب گرفت .

خيلي ها با هم جفت هستند، ولي جور نيستند.
روزنامه قدس ۶/۱۰/۸۶

  نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 11:22  توسط سهراب گل هاشم 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM