شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
آنهايي كه ضريب هوشي اشان بالاست يا سياستمدار ميشوند يا سرمايه دار،
نميدانم من چرا روزنامه نگار شدم؟!
بعضي از سهامداران از توي آكواريم مغز تحليلگران ماهي ميگيرند.
براي بالا رفتن از پله هاي ترقي ، بايد آسمان نوردي هوشيار باشيد.
هنرمند كسي است كه بتواند با تكه هاي دل شكسته پازلي جديد بسازد.
اقتصاد فلج ، تصميم به خريد صندلي چرخدار كرد.
از ترس مجازات افكار عريانش را با حجاب كرد.
بعضي وقتها اينترنت به فيلترنت تبديل ميشود.
عشق يعني تراشيدن دل با تيشه فرهاد.
در مقوله عدل و قسط ، معمولا « عدل» به بازاريان ميرسد و « قسط» به كارمندان.
سعي كردم كامم را با حقيقتهاي تلخ ، شيرين كنم.
« رياضي » را دوست دارم ، اما با « جبر» مخالفم !
براي استخدام كافيست زبانتان را كمي چرب كنيد.
اگر حواستان به در بسته باشه ، درهاي باز را نمي توانيد ببينيد.
برداشتن قدمهاي خيلي بزرگ ممكنه به شلوار آسيب برسونه؟!
اگر از جان شيرين نگذريد ،نميتواند چون فرهاد عاشق باشيد.
عشق مانند گل سرخ زيباست ، ولي بايد مواظب خارهايش باشيم.
كسي كه سبيل نداره ، نمي تواند حرفها را زير سبيلي رد كند.
آخ که دلم لک زده واسه یه عزاداری و کفن ودفن درست و حسابی! دور هم جمع
می شیم و خرما وحلوا ومیوه و سور.
لباس مشکی که همه دارن ، کادو و سلمونی و حمام و عطر و ادکلن هم نمیخواد!
عوض غیبت کردنم از خوبیهای مرده می گیم ! خدایش بیامرزد چه بورس خوبی بود
جوونیاش که سرحال بود ، مثبت 5 عطا میفرمود ولی وقتی هم که عصبانی میشد،واویلا.
چشمتان روز بد نبینه منفی 5 بود که همینطور میامد.یهو میدیدی که یک ،دو،خلاصه
تا 2000 نفر را یجا حبس میکرد و علاوه بر تنبیه طولانی مدت در صف طبق نوبت با یک پس گردنی از سهم خارج میشدی!!
باز فراموش کردم قرار بود غیبت نکنیم اصلا نباید پشت سر مرده حرف زد فقط از خوبیهاش باید گفت.
خدا بیامرز این چند سال آخر منفعت ها را 2درصد کرد و ضرر را هم.
خدا بیامرزت ، این حقوقی های ذلیل مرده خیلی اذیتش کردن،میدونم از دست
همینها دق کرد.
همیشه وقتی تو یه سهم عروسی بود اول از همه چارتا حقوقی بزرگتر را دعوت میکرد حتی ورود بچه هاشون هم ممنوع بود چه برسه به سهامداران جزء .
آخه این حقوقی ها هم کادو خوب میدن وهم شاباش ، هم شلوغ نمی کنند و
هم رژیمی اند ونمی تونن چیزی بخورند ، طفلکی ها.
البته عروسی از نوع دیگر هم بود که همه رادعوت میکرد ،شلوغ وپلوغ اولش
باید از این دکان و اون دکان کلی تحلیل واطلاعات درونی و بیرونی و نهانی رانت ومانت وکوفت و مرگ وزهر مار تهیه کنی و بعدجلوی درب ورود باید یه حق العملی به کارگزار بدی وکادو ومادو ..حرف زیاد نزنی و جیکت هم در نیاد.بعدش میبینی که
از شام که خبری نیست هیچ، تازه میوه وشیرینی را هم اونایی که زودتر اومده بودند
تمام که هیچ یه لیس با حال هم ته ظرفها زده بودند.
حالا غیبت شروع میشه عین گفتگوهای بورسی ، یکی از لباس و دماغ عروس میگه
ودیگری از موها و قدو قامت داماد.یه عده از باند عروس و یه عده از باند داماد وبعضی
ها هم بی خیال باند وباند بازی و تحلیل وتحلیلگری زبونم لال پا میشن و حرکات موزون انجام میدن.
وقتی یه حقوقی وارد میشه همه میگن بفرمایید قربان سرمیز ما، افتخار بدین ،ولی میبینن که میز مخصوص برای ایشان چیده شده واصلا ایشون با کلی واسطه و واسطه گری توسط صاحب مجلس دعوت شدن که همه بگن عجب عروسی توپی ببین چه کسانی وارد میشن.
بعدشم دعوای آخر شب بین دو طرف وکلی استرس وبعد هم عروس کشون و تصادف
و کلی ضرر.
آخ که چقدر دلم لک زده واسه یه عزاداری و کفن ودفن درست وحسابی!
از فرمول زندگی, اکثرا سر در می آورن , بعضی ها دم , وبعضی ها شاخ
تیری که به تاریکی انداخت گم شد.
بعضي ها با تیغ ریش میزنند و بعضي ها با ریش تیغ میزنند.
خیلی کس ها هستند که رفته رفته ناکس شدن.
اکثرا در قید حیات هستیم و در بند زندگی.
بعضی ها پای حرفی که میزنند میاستند وبعضی ها زانو میزنند.
ترك عادتهاي بد حتما انگيزه هاي خوب ميخواد.
بعضي ها سعي ميكنند راه راست را به سوي خود كج كنند.
آدمهاي فقير نه مشت دارند و نه پشت.
زندگي گربه اي است كه به خاطرش سگ دو ميزنيم.