شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
تو اين سرما خيلي بلا سرما مردم آمد.
با فرياد همسرم ، افكارم از خواب بيدار شد.
هر وقت چشمانم تار ميشود ، دلم شروع به نواختن ميكند.
دلم براي آدمهاي گرسنه كباب است.
شايد قلم لرزه نگار انديشه باشد.
برای اینکه دلم تنگ نشود ، شبها قبل از خواب آنرا قالب کفاشی میزنم.
وقتی دلم میگیره ، به این سادگی ها ول نمیکند.
درخت باردار با تکاندن باغبان، فارغ میشود.
برای تنبیه زنبورها ، آنها را به سوی گلهای نقاشی هدایت کرد!
بعضی از بانکها به چاقوی ضامن دار هم وام میدهند .
گاهی اوقات رویاهایم ، سوار نگاهم شده و به دوردستها سفر میکنند.
شايد كاربرد سلاحهاي اغفال جمعي از سلاحهاي كشتار جمعي بيشتر باشد.
بعضي اوقات تلويزيون ميان آگهي هاي تبليغاتي ، فيلم سينمائي پخش ميكند.
وقتي صحبت از استقلال كشور است ، همه استقلالي ميشند.
همه براي سوار شدن بر خر مراد صف بسته اند، چون همه چيز بر وفق مراداست.
كرم خاكي موجود متواضعي است.
زندگي ما كلا بين « الف» تا « ي» قرار دارد.
بعضي ها به قيمت ها نگاه مي كنند و بعضي ها به ارزش ها.