شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
۱ـ ابر بغض کرده با اشکهایش شعر باران را سرود.
۲ـ کابوس وحشتناک دریا ، کویر شدن بود.
۳ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.
۴ـ درختی که از زندگی سیر شده بود برای هیزم شکن کارت دعوت فرستاد.
۵ـ میز توالت نیازی به بوگیر ندارد.
۶ـ گاهی دوشاخه برق به پریز چشمک میزند.
۷ـ عشق گلی است که در سرزمین اعتماد می روید.
۸ـ باید بدنبال شادی باشیم ، غمها خودشان ما را پیدا میکنند.
۹ـ زندگی را آنقدر جدی بگیرید که کسی نتواند با آن شوخی کند.
۱۰ـ ضربان قلب همه نژادها با یک ریتم میزند.
۱۱ـ برای اینکه حرفهایم بودار نباشد ، قبلش مسواک میزنم.
۱ـ دروغهای آبدار را زیر باران تعریف میکرد.
۲ـ بعضی ها غر میزنند وبعضی به اعصابها تلنگر !
۳ـ مواظب بادها باشید ، ممکن است آبرویتان را به باد دهند.
۴ـ گرمی کلامش یخهای ناامیدی را آب کرد.
۵ـ هنگام بغض آسمان ، گلهای باغچه خوشحال میشوند.
۶ـ از دید معشوق ،چهره عاشق همانند عصاره ماه است.
۷ـ قطرات باران روی تن شیشه سر سره بازی میکنند.
۸ـ ریاضی را دوست دارم اما با جبر مخالفم .
۹ـآخرین فیلم زندگی پایان است.
۱ـ بعضی ها سعی میکنند به جایی برسند و بعضی ها به هر جائی.
۲ـ وقتی یکی به نعل میزنید یکی به میخ،مواظب شصت تان باشید.
۳ـ بعضی ها قابل تعریف هستند وبعضی ها قابل تحریف.
۴ـ خیاط مدعی شد که من باغبان پیراهنهای گلدار هستم.
۵ـ یخ برای خود کشی حمام آفتاب گرفت.
۶ـ خیلی ها با هم جفتند ولی جور نیستند.
۷ـ آنهایی که همیشه هم رنگ جماعتند ، زندگیشان شبیه آفتاب پرست است.
۸ـ بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم میشوند.
۹ـ به خاطر اینکه بند دلش پاره نشود سعی میکرد که به کسی دل نبندد.
۱۰ـ حرف اول الف است اما حرف آخر را قانون میزند.
۱۱ـ اگر گلیمی به دست آوردید سعی کنید پاهاتون را همانقدر دراز کنید.
۱۲ـ چون میخواست امید داشته باشد به آرزو پیشنهاد ازدواج داد.
۱۳ـ روزگار غریبی است ! یکی در آبپاش گلاب دارد و یکی در گلابپاش ،آب هم ندارد.
۱۴ـ فکرم دیگر از مغزم تبعیت نمی کند.
۱۵ـ سمی ترین کلمه غرور است و پادزهرش تواضع.
۱۶ـ قاتل نامرئی همیشه از روزنه سهل انگاری ، انسان را ازپای در میآورد.
۱۷ـ بعضی از کلمات از ترس حذف شدن خود را پشت نقطه ها پنهان میکنند.
۱۸ـ معمولا تلویزیون میان آگهی های تبلیغاتی ، فیلم سینمائی پخش میکند.
۱۹ـ برای اینکه به بیراهه نروم پشت سر حقیقت راه میروم.
۲۰ـ با اینکه فارسی بلدیم ولی اغلب اوقات حرف همدیگر را نمی فهمیم.
۲۱ـ مواظب باشید ! کاسه چکنم چکنم همان کاسه زیر نیم کاسه است.
۲۲ـ اونهایی که دنبال شر هستند ، خیرشون به کسی نمی رسه.
۲۳ـ اگر فکرتان سر جاش نیست ، حتما دارد جائی کار میکند.
۲۴ـ بعضیها برای به جائی رسیدن همه چیز رازیرپا میگذارند و بعضی ها بعداز به جائی رسیدن.
۲۵ـ همه چیز از آنجا شروع شد که متولد شدم.
۲۶ـ بعضی از مغزهای متفکر برای کشور های صنعتی ساندویچ مغز می باشند.
۲۷ـ اعتراض زاده بیداری است.
۲۸ـ سعی کنید مچش را بگیرید ، اما مشتش را باز نکنید.
۲۹ـ هروقت زنگ زدم فلسطین دیدم اشغاله!
۳۰ـ امروزه به هرکس «بال و پر » بدی « دم » در میاره.
۳۱ـ درست است که با شکم گرسنه نمی توان فکر کرد ،اما شکم سیر هم که فکری ندارد.
۳۲ـ قبل از اینکه « پا » یتان بلغزد « دست » نگهدارید.
۳۳ـ همه ما یکبار زندگی می کنیم ، اما هزار بار می میریم.
ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۲۷
۱ـ شاید تجربه همان خاطرات تلخ گذشته باشد.
۲ـ بعضی ها فرصت را میسازند و بعضی ها از دست میدهند.
۳ـ چقدر خوب میشد اگر کتاب زندگی چاپ دوم داشت.
۴ـ چون از کلمات کاری ساخته نبود کاریکلماتور متولد شد.
۵ـ آدمهای افتاده مواظبند که لگد مال نشوند.
۶ـ قمقمه آبم را به کویر هدیه دادم.
۷ـ وقتی زمستان تمام شد پوتین را کنار گذاشتند.
۸ـ میترسم عاقبت نوشته هام، گیوتین گردنم شود.
۹ـ وقتی نوشته هایم را باد پراکنده کرد ، قلم مدعی شد که من به این بادها نمی لرزم.
۱۰ـ گاهی اوقات حواسم را باد خیال میبرد.
۱۱ـ وقتی از مرحله پرت شدم ، سرم آسیب دید.
۱۲ـ گیوتین با کسی شوخی ندارد وسر به سر کسی نمی گذارد.
۱۳ـ گاهی اوقات خودم را در لحظه ای از زمان جا میگذارم.
۱۴ـ همیشه برای مردن فرصت داری ، پس سعی کن زندگیتو بکنی.
۱۵ـ درد را از هر سو نوشتم درد شد.
۱۶ـ خوب بودن از مهم بودن مهمتر است
۱۷ـ شاید بزرگترین آرزوی چشم چران ، چهار چشم اضافی باشد.
۱۸ـ سفر کردن به « ماه » خیلی شیرینه اما جای « ماه عسل » را نمی گیرد.
۱۹ـ مردمی که با وعده دلخوشند ، نباید از آینده بیمناک باشند.
۲۰ـ بعضی ها با لباس هویت میگیرند و بعضی ها به لباس هویت می دهند.
۲۱ـ آدمهای پرحرف، معمولا حروف نشخوار میکنند.
۲۲ـ وقتی به طنز سیاه می اندیشم ، سیاه سرفه میگیرم.
۲۳ـ شبهایی که نمی خوابم ، صبح را زودتر از همه بیدار میکنم.
۲۴ـ معمولا آزادی بیان هست ولی آزادی پس از بیان خیر!
۲۵ـ در هم آغوشی آب وآتش ، فرزندی بنام خاکستر نهفته است.
۲۶ـ وقتی دلم میگیرد به این سادگی ها ول نمی کند.
۲۷ـ شاید قلم لرزه نگار اندیشه باشد.
۲۸ـ شاید پیش نیاز درس زندگی ، کمی صداقت باشد.
۲۹ـ بعضی ها با هم جفتند ولی جور نیستند .
۳۰ـ ویزای مسافرت به دلها ، مهربانی است.
۳۱ـ بعضی ها برای اشتباه خود به هزار توجیه روی می آورند تا اشتباه ۱۰۰۱ را مرتکب شوند.
۳۲ـ یکی از آسانترین کارها در بورس ضرر کردن است.
۳۳ـ آدمخوار ها ، عاشق آدمهای پخته و با تجربه هستند.
۳۴ـ آدم زشت از آینه متنفر است.
۳۵ـ پائیز به جرم استریپ تیز درختان تبعید شد.
۳۶ـ طولانی ترین ایستگاه پرواز ، قفس است.
ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۲۷
|
کاریکلماتور | |
|
- سعي كن به خودت تكيه كني، ممكن است ديگران تحمل شما را نداشته باشند. - حادثه هيچ وقت خبر نمي كند و من 51 سال پيش اتفاق افتادم. راننده هاي عجول را دست اندازهاي خيابان دست مي اندازند. بسياري از آدمهاي چاق با رژيم موافق نيستند. بعضي از بانكها به چاقوي ضامن دار هم وام مي دهند! خداوند آزادي و آزادگي را آفريد، ولي بردگي و اسارت را ما آدمها خلق كرديم. - بعضي ها مردم را سياه مي كنند و خودشان را روسياه! - بزرگترين سكوت آفرينش را در كوير پيدا كردم. - زنبور تنها تزريقاتي است كه بدون تست، آمپول مي زند. - در هواي گرم خيلي ها در زندان آب خنك مي خورن ! - سمفوني بهار، نواي ناودانهاست. - عزرائيل ،رئيس كاروان آخرت است. - به خاطر پايمال كردن حقوق ديگران،كفشهايش را محاكمه كردند. - شايد مفهوم زندگي بر چسب خوب و بد زدن به پيشامدهاست. - نژادپرستان عليه رنگين كمان هم توطئه كردند. - وقتي آسانسور خراب شد، پله لبخند غرورآميزي زد. |
۱ـ بعلت گرانی پودر های شوینده ، دیگر پول شوئی انجام نمی شود .
۲ـ مواقعی که خیلی خوشحالم ، سلولهای تنم بشکن میزنند .
۳ـ آدم خسیسی بود ، سنگ کلیه اش را اهدا کرد.
۴ـ وقتی عاشق شدم قلبم دیگر کسی را تحویل نمی گرفت.
۵ـ بعضی شبها افکارم بیدار می ماند.
۶ـ مواظب باش کتاب زندگیت به دست هر کس ورق نخورد.
۷ـ معمولا غرور و تکبر عشق را فراری میدهد.
۸ـ گاهی اوقات افکارم بر خلاف وزش باد حرکت میکند.
۹ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است.
۱۰ـدر قرار ملاقاتم با خواب او همیشه دیر می آید.
۱۱ـ بودن را در چشمان گوسفندی که به قربانگاه می رفت یافتم.
تیر مژگان را در کمان ابرونهاده ام و به سوی یار نشانه می روم.
اگر چه کمرم را روزگار دولا کرد اما همتم تا نشد.
قلمم را هم که بشکنند قلم پایم را می تراشم با آن می نویسم.
باد درآسمان آبی ابرهای کبود را خشم کرد و توفید ابرها از غرش رعد آسای او گریستند
شست پایم همیشه از روزنه صفر جورابم سلام می کندم.
کلاه گذاران مهربانند اول کلاه ترا برمی دارند سپس کلاه خود را بر سرت میگذارند.
آتش بیار معرکه اینجاست.
آخر این پاییز جوجه نداریم بشماریم از بس مرغ گران شده است
قند در دل گلویم آب شده لقمه نانی بدهید ترید کنم .
بزم بزبزقندیست شیرش شکر نمی خواه
برای اینکه احساس خود بزرگی کنه از کوه غرور بالا رفت.
وقتی صدای شکستن قلبم را شنید جارو وخاک انداز آورد .
ادعا میکرد که در تمام ضربان قلبش هستم ، ولی ضربان تند قلبش مرا بیرون انداخت.
تنها بودن بد نیست ،اما امان از احساس تنهایی .
همیشه میگفت بدون من میمیره ، ولی حالا من دارم بدون او میمیرم .
برای اینکه حرفهای پخته بزنم به کلاس آشپزی رفتم .
قول داد که دیگر بد قولی نکنه ، این هم مثل بقیه قول هاش .
چون وقتمون خیلی کم بود ، همه چیز بین ما زود تمام شد
میگفت هیچکس را بیشتر از من دوست نداره ، اما هیچکس را به من ترجیح داد .
۱ـ بعد از تجاوز میخ به دیوار تابلوئی زیبا آنرا استتار کرد.
۲ـ راننده های عجول را دست اندازهای خیابان دست می اندازند.
۳ـ مواظب باش به کاریکلماتور اعتیاد پیدا نکنی ، ترکش خیلی مشکل است!
۴ـ اکثر آدمهای چاق با رژیم موافق هستند.
۵ـ بعضی از بانکها به چاقوی ضامن دار هم وام میدهند!
۶ـ بعضی ها سیب گلاب را به قیمت بوی بهشت می فروشند.
۷ـ انسانهای خام بعد از چند بار سوختن به مرز پختگی میرسند.
۸ـ خداوند آزادی و آزادگی را آفرید ولی بردگی و اسارت را ما آدمها خلق کردیم.
به تعداد وعده هاي مسولين به مردم سلامت ميكنم
شايد پايان كلام آغاز حركت باشد.
هروقت به خواب خرگوشی فرومیرفت-خودرا دربهشت"هویچ"می دید.
كرم به دندان مصنوعي هم رحم نكرد.
گل مصنوعي از بي آبي خشك شد.
ناكس ها هيچ وقت كس نمي شوند.
دندان مصنوعي ام خونريزي كرد.
باران متوجه نشد كه من چترم را فراموش كرده ام.
در زمستان براي عينكم برف پاك كن نصب ميكنم.
قنديل ، پلكهايم را باناودان اشتباه گرفت.
پدر كشاورزم ، صد ها قنات نكنده داشت.
دل رودخانه از ترس سيلاب ، آب شد.
آب پاكي را بر دستهاي ناپاكم ريخت.
فكر دوستم با باطري كار ميكند.
زبان انگليسي ام تاول زد.
۱_ قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم میزنند.
۲_ خواب غفلت به رختخواب نیاز ندارد.
۳_ سنگ قبر و سنگ کلیه هردو عذاب آور هستند.
۴_ بعضی ها دردسرند و بعضی ها مایه آن .
۵_ بعضی ها به خدا پناه می برند وبعضی ها پشت نام او پنهان میشوند .
۶ـ بعضی ها دمشان گرم است و بعضی ها بازارشان.
۷ـ حادثه هیچوقت خبر نمی کند ، و من ۵۱ سال پیش اتفاق افتادم.
۸ـ خیلی زمین خوردم ولی زمین خوار نشدم .
۹ـ اکثر آدمهای چاق با رژیم موافق هستند.
۱۰ـ با تمام تئوری های دنیا به شرط مطرح نشدن موافق بود.
۱۱ـ وقتی خیالم تخت شد ، افکارم روی آن یله داد.
بعضی ها پای حرفی که می زنند می ایستند و بعضی ها زانو میزنند.
هرکس ساز خودش را میزند ، مهم شمائید که به هر سازی نرقصید.
خیلی کس ها هستند که رفته رفته نا کس شدند.
اگر دلتان « قرص » است از « دردسر » نترسید.
بعضی ها سعی میکنند که به «جایی »برسند و بعضی ها به« هرجائی» .
پشه ها با منافذ پوست تنم دارت بازی میکنند.
در محضر طلاق ، عشق سزارین شد.
| کاریکلماتور | |
|
با آنكه چيني بلد نبود، ولي دست از سخن چيني بر نداشت. نيامدي، نگاهم دست خالي برگشت. براي جلوگيري از خود نمايي من، نبرد سختي بين من هاي درونم آغاز شد. در سياست ،بعضي ها گذرگاهند، بعضي ها توقفگاه و بعضي ها هم جاده. اگر ديوار نبود از دست اين آزادي به كجا پناه مي برديم ! مخم، بر مخچه ام پدري مي كند. شايد اتحاد يك نوع ظاهرسازي براي پنهان كردن دشمني باشد عده اي براي رسيدن به اهدافشون روز شماري مي كنند و بعضي شب شماري اگر جلوي اشتباه هاي خود را نگيريد بالاخره آنها جلوي شما را خواهند گرفت تمام ارزها را در صرافي معامله مي كردند به جز عرض معذرت. قبل از اينكه فكري به سرتان بزند، حتماً از كلاه ايمني استفاده كنيد. وقتی چوب كبريت سرش را خاراند، آتش گرفت. زنبور عسل نيش تلخي دارد. باد كتابم را ديوانه وار ورق زد. بعضي ها با هم و بعضي ها به هم مي انديشند. «سبك» سرها نمي توانند، رفتاري «سنگين» داشته باشند. بعضي از انسانها سياستمدارند، ولي همه سياستمداران انسان نيستند . هيچ پرسشي بيهوده نيست، اين پاسخ ها هستند كه اغلب بيهوده اند. گاهي احساس دل بالاتر از منطق است. مرگ حروفچين سبب پراكندگي حروفها شد. براي مسخره كردن شكارچي، پرنده را از قفس آزاد كردم. |
معمارهای خفقان ، فقط دیوار میسازند.
واسطه های استعمار دستهای نامرئی دارد.
بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست.
یکی از تمیزترین کلمات پاکیزه گی است.
هر عکس را میتوان توقف زمان نامید.
برای تماس با دستگاه الهی ، نامه اش را به صندوق صدقات انداخت.
گاهی اوقات تلویزیون میان آگهی های تبلیغاتی ، فیلم سینمائی پخش میکند.
بعضی ها با قصه هایشان زندگی میکنند وبعضی ها با غصه هایشان.
خیلی ها آنقدر از آغاز آزرده شده اند که فقط چشم به پایان دارند.
سعی کن به خودت تکیه کنی ، ممکن است دیگران تحمل شما را نداشته باشند.
آدمهاي متفكر شنا بلد نيستند،
چون هميشه در افكارشان غرق مي شوند!
ابر بغض كرده، با اشكهايش شعر باران را سرود.
براي اينكه برگه برائت از جهنم بگيرد، سري به خانه نيازمندان زد.
با اينكه راه مبارزه را فراگرفته بود، نتوانست با افكار مردم بجنگد.
با مجوز شركت برق توانست، برق چشمانش را مجاني مصرف كند.
وقتي سكوت به قتل رسيد، فرياد به عنوان اولين متهم دستگير شد.
بعضيها تا يك قدمي كار مي روند، اما «سركار» نمي روند.
براي آدمهاي عاشق، زمستان هم بهار سفيد است.
با نردباني كه خريد، از ديوار حاشا بالا رفت!
زمانه با من نساخت، محبور شدم با آن بسوزم .
بعد از خوب بودن، خوبي كردن مهمه!
نگاه آزادی به قلم های بیداراست.
فکرهایم دیگر از مغزم تبعیت نمی کنند.
وقتی دلم «شور» میزند ، تارهای قلبم شروع به نواختن میکند.
بعضی ها مردم را سیاه میکنند و خودشان را روسیاه!
بزرگترین سکوت آفرینش را در کویر پیدا کردم.
زنبور تنها تزریقاتی است که بدون تست آمپول میزند.
برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت!
بعضی ها تو ترافیک انقلابند و بعضی ها در مسیر آزادی.
به ستاره ها که نگاه میکنی ، آسمان را فراموش نکن.
آدم بی طرف نداریم چون هرکسی برای خودش طرفی دارد.
در هوای گرم خیلی ها در زندان آب خنک میخورن !
سنفونی بهار ، نوای ناودانهاست.
طناب دار وصندلی به یک اندازه مقصرند.
بعضی کلمات از ترس حذف شدن خود را پشت نقطه ها پنهان میکنند.
عزرائیل ،رئیس کاروان آخرت است.
بخاطر پایمال کردن حقوق دیگران،کفشهایش را محاکمه کردند.
شاید مفهوم زندگی بر چسب خوب و بد زدن به پیشآمدهاست.
نژادپرستان بر علیه رنگین کمان هم توطئه کردند.
وقتی آسانسور خراب شد ، پله لبخند غرورآمیزی زد.
وقتی قلمش شکست سعی کرد با قلم پایش بنویسد.
درختی که به جنگل خیانت کرد ، عاقبت دسته تبر شد.
با سکوتت ، سکوتم را آزار مده.
در بهار ، میدان جنگ را با مین گلکاری کرد.
ورود به زندگی چه آسان و خروج از آن چه مشکل!!
سکوتت ، سکوتم را هو میکند.
جلد اول کتاب من که در اسفند ۸۵ به چاپ رسید و در نمایشگاه کتاب تهران سال ۸۶ یکی
از پر فروش ترین کتابها بود و چاپ دوم آن در نمایشگاه کتاب سال ۸۷ توسط نشر افراز
ارائه گردید.
جلد دوم کتاب آماده شده و در صورتیکه مجوز چاپ آن توسط اداره ارشاد صادر شود
در اواخر ۸۷ چاپ و ارائه خواهد گردید.
کاکتوس ، مادر زن گل هاست.
گاهی اوقات تصویرم در آب شنا میکند.
آنقدر چاق بود که نتوانستم او را در قلبم جای دهم.
در بعضی از کشور ها حقوق بشر را به حساب حقوق حیوان واریز میکنند.
از نظر حسابدار آزادی جزو مطالبات مشکوک الوصول است.
خورشید موقع غروب فیتیله اش را پایین کشید.
دنیا پر از عدم تفاهم است ، اما فریاد از سوء تفاهم.
ساعت لاشه زمان است که بروی دست سنگینی میکند.
وقتی خسته میشوم به زندگی یله میدهم.
توطئه باد وباران منجر به تاراج رفتن شکوفه ها شد.
در عكس دو نفره من و تو جاي تو هميشه خالي است.
گاهي اوقات كاريكلماتورهاي خوشگذران از تو نوشته هام فرار ميكنند.
دوشاخه برق به پريز چشمك زد.
وقتي باران آمد سياهي شب رنگ پس داد.
بعضي ها دمشان گرم است و بعضي ها بازارشان.
بعضی ها وضعشان « توپ » است و بعضی ها « توپ » شان پر.
اگر گلیمی بدست آوردید سعی کنین پاهاتون را همانقدر دراز کنین.
زندگی بعضی از آدمها رنگی و بعضی سیاه و سفید است.
سوال اینجاست که چرا همه دنبال جوابیم؟
شما را نمی دونم ، اما همیشه آدمهای « دم» کلفت با دمشون «گردو» میشکنند.