تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
کاریکلماتور


۱ـ با كاريكلماتور يخ زندگي آب مي شود.

۲ـ بعضي نگاهشان را عوض مي كنند و برخي عينكشان را.

۳ـ به دانشگاهي كه مدركش را «هوايي» بدهد، «هاوايي» مي گويند.

۴ـ هيچ كس آنجا كه بايد باشد نيست، شما كجاييد؟

۵ـ شخصيت هاي داستان عليه نويسنده توطئه كردند.

۶ـ ديوانه ها هميشه در مصرف عقل صرفه جويي مي كنند.

 ۷ـ براي اينكه حرفي را زير سبيلي رد نكند سبيلش را تراشيد.

۸ـ ضربان قلب همه نژادها با يك ريتم مي زند.

۹ـ بعضي از نگاه ها، صداي قشنگي دارند.

۱۰ـ آنهايي كه بلند فكر مي كنند،هيچ وقت كوتاه نمي آيند.

۱۱ـ بعضي ها زبانشان لهجه دارد و بعضي ها گوششان.

۱۲ـ آدمهايي كه خم مي شوند از پيچ و خمها زود  رد میشوند.

 روزنامه قدس۳۰/۸/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 10:30  توسط سهراب گل هاشم  | 
تالار ابوسعید ، غرفه ۶۹

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد

در نمایشگاه بین المللی کتاب مشهد

از ساعت ۱۴ لغایت ۲۱ منتظر دوستداران طنزاست

  نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 9:38  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور


۱- در كودتاي كلمات، كاريكلماتور به حكومت رسيد .

۲- زندگي بدون عشق مثل بيژامه بدون كش است .

۳- پرسپوليسي ها عاشق چراغ قرمزند .

۴- بعضي ها رو دست ندارند و بعضي ها زير دست .

۵- چشمانش آيفون تصويري مغزش بود .

۶- كشاورز ناشي، بادمجان را زير چشم مي كارد .

۷- آنهايي كه مغز ندارند، دچار مرگ مغزي نمي شوند .

۸- قلم خسيس هيچ گاه خوب نمي نويسد .

۹- ويزاي سفر افكارم را رؤياها صادر مي كنند .

۱۰- بعضي ها تند مي نويسند و بعضي ها آرام مي خوانند .

۱۱- بعضي از قدرتها حقوق بشر را به حساب حقوق حيوانات واريز مي كنند .

۱۲- آكواريوم، منوي زنده غذاي گربه هاست .

۱۳- بعضي ها تو دلتان را خالي مي كنند و بعضي ها زير پايتان را .

۱۴- آدم خوشبخت جز آنچه برايش مهياست، آرزو نمي كند .

۱۵- چون رياضي بلد نبود، ديگران را به حساب نمي آورد .

۱۶- موج يك رنگي را در دريا ديدم .

۱۷- وقتي خودم را گم مي كنم، كاريكلماتورها مرا پيدا مي كنند /

۱۸- پا برهنه ها ريگي به كفش ندارند .

۱۹- وقتي به بالايي ها نگاه مي كنم سر گيجه مي گيرم
روزنامه قدس23/8/87

  نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 18:29  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ از حرفهای سر بسته سر درد گرفتم.

۲ـ گاهی با قلم موی رویاء افکارم را نقاشی میکنم.

۳ـ زمان دشمن عمر ماست ، زمانه را چه عرض کنم.

۴ـ اونهایی که دنبال روابط میگردند ، باید فراماسون باشند.

۵ـ گاهی قلم به تیز بودن تیغ جراحی میخندد.

۶ـ بعضی ها فکرشان به جایی نمیرسد و بعضی ها خودشان.

۷ـ دشمن ترسو سایه ام را با تیر میزند .

۸ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارد.

۹ـ آدم دلدار هیچگاه دلباخته نمی شود.

۱۰ـ آنهایی که بلند فکر میکنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

۱۱ـ زمانه با من نساخت ، مجبور شدم با آن بسوزم.

۱۲ـ هیچ کس آنجایی که باید باشد نیست ، شما کجایید؟

  نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 19:32  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

وقتی آخر ماه میشود کیفم از فراق اسکناس اشک میریزد.

یک روز را نباید ۳۶۵ روز تکرار کرد.

به قدری شکمو بود که حرفهایش را هم میخورد.

از بس خوابش سنگین بود تخت خواب را شکست.

شب با دیدن صبح رنگش پرید.

باد یکی از حرفه ای ترین کلاه بردارها است.

برای اینکه دلبسته شود ، به دلش قفل زد.

ماهنامه مکتوب شماره ۱۸ مهرماه۸۷

برگرفته از کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست

مجموعه ی کاریکلماتور و جملات برگزیده

نوشته سهراب گل هاشم

  نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 11:10  توسط سهراب گل هاشم  | 

كاريكلماتور

آسمان زيباست، اما نبايد بيش از حد سر به هوا بود .

هيچ وقت نمي توان سر نوشت را از سر نوشت .

بعضي ها قانون را خم مي كنند و بعضي ها مي شكنند .

راهزنان پاييزي درختان را لخت كردند .

نوه ام از ميني« بوس »هاي من كلافه شد .

آدم لال درون حنجره اش تار سكوت مي نوازد .

چون فقرا چيزي نداشتند از پولدارها مي دزديدند .

آلزايمرها نفس كشيدن را فراموش نمي كنند .

كوتاهترين راه براي رسيدن به شادي، لبخند است .

آب كه گل آلود شد، ماهي ها همديگر را بوسيدند .

چون «ديوانه وار»دوستم داشت، از او وحشت كرده و گريختم .

فكرم براي گردش، سوار نگاهم شد .

چون دستش كج بود دكتر دستور فيزيوتراپي داد .

براي باز شدن اشتهايش كليدساز آورد .

گاهي اوقات كاريكلماتورهاي خوش گذران از ميان نوشته هايم فرار مي كنند .

وقتي سكوت به قتل رسيد مظنون اصلي فرياد بود .

شير بز بز قندي شكر نمي خواهد .

براي اينكه حرفهاي پخته بزنم به كلاس آشپزي رفتم. 

فرهنگ لغات كاريكلماتور
عمل جراحي: قصابي مدرن
كلنگ: قندشكن رستم
آبله: دست انداز صورت
زمستان: بهار سفيد
خبر نگار: فضول مجاز
خشت: موزاييك مستعضف
جراح: چاقوكش مجاز
اشك: تف چشم
روده: كوچه معده
خمره: كوزه آبستن
كليد: هندل قفل
دوچرخه: موتور سيكلت ورزشكار
اشكنه: آبگوشت مستضعف
برف پاك كن: پاروي مست
تگرگ: نقل بي خاصيت
سم: ناخن خركي
برچسب: سريش سياسي
متر: شال گردن خياط
انگشتر: قلاده دست
زنگ: آژير خطر منزل
ريش تراش: كيسه كش صورت
تمبر: سر قفلي پاكت
لامپ: شمع برقي
شلوار: پاي كت
سه پايه: چهار پايه ناقص العضو

روزنامه قدس2/8/87

  نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 13:11  توسط سهراب گل هاشم  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM