شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
۲ـ خیلی از موشها حتی به گربه ها هم محل سگ هم نمی گذارند.
۳ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.
۴ـ خروپف همان پر حرفی کردن در خواب است!
۵ـ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.
۶ـ آدمهای بی بته ، چهار شنبه سوری را دوست ندارند.
۷ـ برای گوش های سنگینش نیاز به یک بار بر داشت.
۸ـ کرم شب تاب ، چراغ قوه حیوانات است.
۹ـ لطفا میخ نشوید ، چون چکش ندارم.
۱۰ـ وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.
۱۱ـ اگر دلتان « قرص » است از « دردسر » نترسید.
۱۲ـ وقتی از ناراحتی منفجر شد ، همه به دنبال پیدا کردن جعبه سیاهش بودند.
۱۳ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.
۱۴ـ عمرم را شکنجه کردم ولی تاریخ وفاتم را فاش نکرد.
۱۵ـ خیلی ها تنها پشت گرمیشان آفتاب داغ است .
۱۶ـ چون مادرش لال بود به زبان پدریش صحبت میکرد.
۱۷ـ خیلی ها در زمستان از گرسنگی سرما خوردند.
۱۸ـ شاید پوست موز هم یک کشتی گیر حرفه ای باشد.
۱۹ـ بازداشتگاه عکسها آلبوم است .
۲۰ـ بی دست و پاترین موجود مار است ولی همه ازش میترسند.
۲۱ـ در هنگام خواب می ترسم عزرائیل ، نفسم را تشویق به اعتصاب کند.
۲۲ـ دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم .
۲۳ـ تختخواب دونفره بعد از مدتی صاحب فرزندی به نام گهوار شد .
۲۴ـ عاشق با تلسکوپ و حسود با میکروسکوپ به دنیا نگاه میکند.
ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد فروردین ۸۸ شماره ۳۴
|
پارازيت | |
|
۱ـ گاهي اوقات گونه هايم پيست سرسره بازي اشکهايم مي شود. ۲ـ بعضي ها راه خودشان را باز مي کنند و بعضي ها مي گذارند به مناقصه. ۳ـ دلم هواي تازه مي خواد، همان طور که پشه هاي آن سوي پنجره خون تازه. ۴ـنبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند. ۵ـ بيشتر نژاد پرستان سياه فکر مي کنند. ۶ـ آخرين آواز عمرش غزل خداحافظي بود. ۷ـ در اوج قدرت بود، ولي هميشه به حباب فکر مي کرد. ۸ـ تصميم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند. ۹ـ وقتي پول به صدا در مياد، خيلي ها خاموش مي شوند. ۱۰ـ متفکري که شنا بلد نيست، حتماً در افکارش غرق مي شود. روزنامه قدس پنج شنبه۲۷ /۱/۸۸ |
۱ـ هروقت کاسه صبرم لبریز میشود ، جرعه ای از آن را می نوشم.
۲ـ زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت.
۳ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.
۴ـ اعتیاد یعنی حراج زندگی.
۵ـ گاهی قلم به تیز بودن تیغ جراحی می خندد .
۶ـ سخنان شیرینش قند خونم را بالا برد.
۷ـ وقتی مینویسم کاغذ از حرکات قلم احساس قلقلک میکند.
۸ـ نبض کیف پولم در آخر ماه تندتر میزند.
۹ـ وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلمم از فرط خستگی به خواب رفت.
هفته نامه سلامت شماره ۲۱۴ شنبه ۲۲ فروردین ۸۸
پیام نمای ( تله تکست) شبکه سه سیما
۱ـ وقتی رخت مرا کیش داد ، مات نگاهت شدم .
۲ـ حرف های خام به مغزم صدمه میزند .
۳ـ وقتی تاریخ مصرف عشق به پایان رسید،زندگی اش مسموم شد.
۴ـ خرو پف یعنی پر حرفی کردن در خواب .
۵ـ وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.
۶ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت .
۷ـ زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است .
۸ـ فکرم برای گردش سوار نگاهم شد .
۹ـ اگر دلتان« قرص » است ، از« دردسر» نترسید.
۱۰ـ زمانی که چشمانم تار می شود ، دلم شروع به نواختن میکند .
هفته نامه سلامت ۱۵ فروردین ۸۷ شماره ۲۱۳
۱ـ زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت .
۲ـ چون مادرش لال بود به زبان پدریش صحبت میکرد.
۳ـ بعضی ها آزادی را با نام میادین و خیابانها میشناسند.
۴ـ معمولا قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم میزنند.
۵ـ شاید کاکتوس مادر زن گلها باشد.
۶ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.
۷ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است.
۸ـ فکرم برای گردش سوار نگاهم شد.
۹ـ کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم میکارد .
۱۰ـ بعضی ها با باند بازی میکنند و بعضی ها پانسمان .
۱۱ـ برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت.
۱۲ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.
ماهنامه مکتوب اسفند ماه ۸۷
از هفته نامه سلامت.
پیام نمای ( تله تکست) شبکه سه سیما
۱ـ بعضی ها زندگی می کنند و بعضی ها وقت زندگی را می گیرند.
۲ـ وقتی از مرحله پرت شدم، فکرم آسیب دید.
۳ـ زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.
۴ـ در قمار زندگی، با تک خال محبت می توان برنده شد.
۵ـ سرنوشت یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت.
۶ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.
۷ـ مشق نگاهش، جوهر قلمم را تمام کرد.
۸ـ شاید حکیم نظامی، پزشک ارتش بوده است.
۹ـ دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!
۱۰ـ شاید پوست موز همان کشتی گیر حرفه ای باشد.
۱۱ـ غذای فقر در زمستان سرما خوردگی بود.
۱۲ـ بعضی ها راه را عوضی می روند و بعضی ها عوضی راه میروند.
۱۳ـ تنها پشت گرمی اش، آفتاب داغ بود.
۱۴ـ خیلی از موش ها به گربه ها هم محل سگ نمی گذارند.
ماهنامه اینترنتی کافه طنز اسفند ۸۷