تبليغاتX
کاریکلماتور و سهراب گل هاشم
 
شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد
 
کاریکلماتور

1_ آرشیوسکوت پر است از فریادهای منزوی !

2_ ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

3_ آدم پرچانه سکوت را بیهوش میکند.

4_ زندان های خالی شهر پراست از آزادی.

5_ در عکس دو نفره ما جای تو همیشه خالیست.

6_ حرف های خام به مغزم صدمه می زند.

7_ اگر دیوار نبود از دست این آزادی به کجا پناه می بردم!

8_ گل مژه اش رایحه دل انگیزی دارد.

9_ از نظر عوام ، آزادی یعنی میدان و قفس یعنی خانه امن.

10_ گاهی اتحاد یک نوع ظاهرسازی برای پنهان کردن دشمنی است.

11_ فرسودگی ، راه را برای فرو ریختن هموار می کند.

12_ درختان منفور به خانواده جنگل خیانت کرده و دسته تبر شدند.

ماهنامه اینترنتی کافه طنز آذر 88
  نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 22:23  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ درسیاست بعضی ها گذرگاهند ، بعضی توقفگاه و بعضی ها هم جاده.

۲ـ بعضی ها به هم میخورند و بعضی ها با هم.

۳ـ دست زیاد است اما به صدا در نمی آید.

۴ـ وقتی غمگینم ، نگاهم کدر می شود.

۵ـ گل را چه عرض کنم ، اما بعضی ها پشت و رو ندارند.

۶ـ صمیمیت تو بیشتر از شما است !

۷ـ وقتی خواندن کتاب های سیاسی ممنوع شد،مردم به خواندن در ودیوارهای شهرپرداختند!

۸ـ بعضی ها محرم اسرارشون ،چراغ خواب است.

۹ـ مخرب ترین اسلحه زمان ، زبان است.

۱۰ـ سریال های آبکی مردم را در افکارشان غرق می کند.

۱۱ـ دوست همه ، دوست هیچ کس نیست!

۱۲ـ عیب چیزی است که معمولا در دیگران می بینیم.

۱۳ـ فیل ها به جراحی بینی ما آدمها می خندند.

۱۴ـ کبوتر آزادی با نام مستعار به پرواز ادامه می دهد.

۱۵ـ پسته خاموش ، هیچگاه خورده نمی شود مگر به زور !

۱۶ـ آدم های بی سر و پا ، هیچ رد و پایی از خود به جا نمی گذارند.

۱۷ـ خواب تا صبح بیدار ماند اما شب تمام شدنی نبود.

۱۸ـ بعضی ها در خواب خرگوشی ، بهشت هویج می بینند.

۱۹ـ سخنان خوب ،گوش های نا آگاه را آزار می دهد.

۲۰ـ شاید آسانسور ترقی ، همان روابط باشد!

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۹ آبان ۸۸

  نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 14:31  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه میگذارند.

۲ـ همه چیز بر وفق مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.

۳ـ شاید زیبا ترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.

۴ـ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.

۵ـ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد میکنند.

۶ـ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد.

۷ـ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم.

۸ـ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.

۹ـ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.

۱۰ـ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید.

۱۱ـ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند.

۱۲ـ شب در کارنامه سیاه زندگیش بی نهایت ستاره دارد.

۱۳ـ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.

۱۴ـ نمیدانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.

۱۵ـ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست وگرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید.

۱۶ـ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.

۱۷ـ زندگی بدون عشق مثل بیژامه بدون کش است.

۱۸ـ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد، من ، دلم را از دست دادم.

ماهنامه مکتوب شماره ۲۶ مهر ماه ۸۸

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 0:16  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ گل را می توان لگدمال کرداما قانون با پول ،پایمال می شود .

۲ـ آنهایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند .

۳ـ اونهایی که شما را آدم حساب نمی کنند ، ریاضی بلد نیستند .

۴ـ برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست ،فقط در یخچال را باز کنید .

۵ـ در کوچه رویاها قرار داشتیم ،اما خیالش بد قولی کرد.

۶ـ گاهی بجای کشت ، کشاورز و بجای روزنامه ، روزنامه نگار درو می شود .

۷ـ برای گفتن دروغ های شاخدار ، فن بیان را آموخت .

۸ـ گلوله مهربان فقط اجسام بی جان را هدف قرار می دهد .

۹ـ قبل از عاشق شدن حتما به تاریخ انقضاء دقت کنید .

۱۰ـ اینها حرف بی حساب من است ، حرف حساب شما چیست .

۱۱ـ اصلاح طلبان سر الگوی مصرف را اصلاح نمی کنند .

۱۲ـ اگر در حال تولید دردسر هستید ، به فکر مهر استاندارد آن هم باشید .

۱۳ـ بعضی ها برده عواطف خویش هستند و بعضی برده سنت های خود.

۱۴ـ بی طرف ها از کدام طرف بی طرف هستند .

۱۵ـ خیابان یک طرفه و دو طرفه داریم ولی خیابان بی طرف خیر .

۱۶ـ عینک چشم چران را در جلدش محبوس کردم .

۱۷ـ برای تعین ارزش ها به " ارز" ش نگاه می کنند .

۱۸ـ برای آنکه آینده اش را خراب کنند حالش را گرفتند .

۱۹ـ بعضی ها درخور هستند و عده ای در بخور بخور .

۲۰ـ گل خشخاش گواهی عدم اعتیاد گرفت .

۲۱ـ بعضی ها گوشی دستشان است ولی باز هم کر هستند .

۲۲ـ تا فرصتی می یافت به فرصت های از دست رفته اش فکر می کرد .

۲۳ـ دلتان بزرگ باشد ،بزرگ کردن شکم که کاری ندارد .

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۸ شهریور ۸۸

  نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 10:50  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ این ها حرف بی حساب من است ، حرف حساب شما چیست ؟

۲ـ بعضی ها دندان اسب پیشکشی را مسواک میزنند.

۳ـ بعضی ها گوشی دست شان است ولی باز هم نمی شنوند.

۴ـ هرچه سن ام بالا می رود ، آینده ام کوتاه ترمی شود.

۵ـ دلتان بزرگ باشد ، بزرگ کردن شکم که کاری ندارد.

۶ـ تلخ ترین غم امروز ، یادآوری خاطرات شیرین دیروز است.

۷ـ خودتان را به آب و آتش نزنید ، خشک و تر با هم می سوزد.

۸ـ عینک چشم چران را در جلدش محبوس کردم.

۹ـ سقف آسمان افکارم نیاز به ایزوگام دارد.

هفته نامه سلامت شماره۲۳۷ شنبه ۲۸ شهریور ۸۸

  نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 14:58  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ برای اینکه حرف های پخته بزنم ، به کلاس آشپزی رفتم .

۲ـ وقتی چشم های نخودی اش را دیدم از آبگوشت خوشم آمد .

۳ـ آنقدر آزادی زیاد بود که حتی بدون اجازه می توانست سکسکه کند .

۴ـ باد دیوانه وار کتابم را ورق زد .

۵ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است .

۶ـ شست پایم گاهی از روزنه جورابم سلام می کند .

۷ـ بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست .

۸ـ از بس مریض بود خط شکسته اش را هم گچ گرفت .

۹ـ چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت .

۱۰ـ گاهی کلمات خوش گذران از میان نوشته هایم فرار می کنند .

۱۱ـ با هجوم کلمات ، نفس قلم به شماره افتاد .

۱۲ـ فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است .

۱۳ـ گاهی نگاهم در خیابان چشمانش راهپیمایی می کند .

۱۴ـ بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند .

۱۵ـ گاهی کلمات از ترس سانسور ، پشت چند نقطه پنهان می شوند .

۱۶ـ گاهی قلم در حال نوشتن وقایع بر روی کاغذ می گرید.

ماهنامه صنعت و کار آفرینی نشریه انجمن مدیران صنایع ایران شماره ۴۰ مردادماه۸۸

  نوشته شده در  شنبه 28 شهریور1388ساعت 2:11  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها خنده رو لب هایشان است ولی دلشان هیروشیماست .

۲ـ با گرانی تخم مرغ ، خروس ها وام ازدواج می گیرند .

۳ـ با هجوم کلمات ، نفس قلم به شماره افتاد.

۴ـ بعضی ها قانون را خم میکنند و بعضی ها می شکنند.

۵ـ هیچ وقت فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند.

۶ـ فریاد را همه میشنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

۷ـ بعضی ها باور ها و عقاید خود را از بازار آزاد تهیه میکنند.

هفته نامه سلامت شماره ۲۳۶ شنبه ۲۱ شهریور ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 22:44  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ چشمانم کم سو شده و فقط می تواند ترانه بخواند.

۲ـ قلمی که مغز ندارد ،حتما آبرویت را خواهد برد.

۳ـ نمی دانم چرا همه به فکر روز مبدا هستند ولی اسمی ازاین روز در تقویم نیست.

۴ـ وقتی به بختم لگد زدم ، مچ پایم از ترس در رفت.

۵ـبرای باز شدن بختش آدرس کلید ساز را گرفت.

۶ـ بعضی ها دورتان میگردند و بعضی ها شما را دور میزنند.

۷ـ در روزهای بارانی سایه ام به دنبال کارهای شخصی اش میرود.

هفته نامه سلامت شماره ۲۳۳ شنبه ۳۱مرداد ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 15:10  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها تند می نویسند و بعضی ها آرام می خوانند.

۲ـ ویزای سفر افکارم را رویاها صادر می کنند.

۳ـ قلم خسیس هیچ گاه خوب نمی نویسد.

۴ـ آنهایی که مغز ندارند ، دچارمرگ مغزی نمی شوند.

۵ـ وقتی به بالایی ها نگاه می کنم سرگیجه می گیرم.

۶ـ اونهایی که دنبال روابط می گردند ، باید فراماسون باشند.

۷ـ زمان دشمن عمر ماست ، زمانه را چه عرض کنم.

۸ـ از حرفهای سر بسته سردرد گرفتم.

۹ـ راهزنان پائیزی درختان را لخت کردند.

۱۰ـ کوتاهترین راه برای رسیدن به شادی ، لبخند است.

۱۱ـ آدم لال درون حنجره اش تار سکوت می نوازد.

۱۲ـ بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت و پاخت.

۱۳ـ دستهایم حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

۱۴ـ هنوز حقوق بشر پرداخت نشده ، تورم چند برابر شده است.

۱۵ـ پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند.

۱۶ـ آدمهای افتاده مواظبند که لگد مال نشوند.

۱۷ـ بعضی ها خوب حرف می زنند و بعضی ها حرف خوب می زنند.

ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره ۳۹ تیر ماه ۸۸

  نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 12:25  توسط سهراب گل هاشم  | 
۱ـ آنقدرآزادی زیاد بود که حتی بدون اجازه می توانست سکسکه کند.

۲ـ بیشتر اوقات موهای سرم را با لالائی سشوار می خوابانم.

۳ـ وقتی به بختم لگد زدم ، مچ پایم از ترس در رفت.

۴ـ زبانم سکوت کرده ولی اندیشه ام فریاد میکشد.

۵ـ معمولا میکرب عشق از راه چشم وارد بدن میشود.

۶ـ میکروفن به دهان بسته ام ، دهن کجی میکند.

۷ـ افراد شکمو فقط کتاب آشپزی را میخوانند.

۸ـ با گرانی تخم مرغ ، خروس ها وام ازدواج می گیرند.

۹ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.

۱۰ـ وقتی حواسم را جمع کردم به دارائی هایم اضافه شد.

۱۱ـ بعضی ها قانون را خم می کنند و بعضی ها می شکنند.

۱۲ـ بعضی ها اراده ملی دارند و بعضی ها رسانه ملی

۱۳ـ دروغ غالبا تقصیر سوال کننده است که با سوالش نقل حقیقت را خطرناک میسازد.

۱۴ـ گاهی زیباترین احساسها در سکوت گفته میشود.

۱۵ـ فریاد را همه میشنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

۱۶ـ خودنویسم از بکار بردن تجربه سیاهش ترس دارد.

۱۷ـ در کشورهای جهان سوم ، قانون اراده سینه فرمانرواست.

۱۸ـ بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.

۱۹ـ گاهی به اسم دموکراسی ، آزادی را تنبیه میکنند.

۲۰ـ بعضی ها باورها و عقاید خود را از بازار آزاد تهیه می کنند.

۲۱ـ بیشتر آدمها ، نگهبان ثروت و انباردار وارث هستند.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۷ مرداد ۸۸

  نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 22:31  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـگاهی به مهمانی لب هایم ، گل لبخند می آید.

۲ـ زیباترین منحنی دنیا ، لبخند است.

۳ـ ویروس زخم زبان ، درمان ندارد.

۴ـ قلب زندگی ام ، دل پر خونی از روزگار دارد.

۵ـ چتر افکارم را در زیر باران باز کردم.

۶ـ نمی دونم شما سبزی چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.

۷ـ آسمان زیباست ولی نباید بیش از حد سر به هوا بود.

۸ـ اگر زنبور عسل بودم ، هرگز لبهای غنچه را ترک نمی کردم.

۹ـ آدم های با نمک ،حرف های شیرین می زنند.

۱۰ـ درون جیب پالتویم کمی از هوای تابستان را ذخیره نمودم.

۱۱ـ وقتی حواسم را جمع کردم به دارایی هایم اضافه شد.

۱۲ـ گاهی زیباترین احساس ها در سکوت گفته میشود.

۱۳ـ پشه ها با پوست تنم دارت بازی میکنند.

۱۴ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است.

۱۵ـ با تکه های اعصاب خورد شده ام ، پازلی جدید ساختم.

۱۶ـ الگوی مصرف را برای اصلاح به سلمانی بردم.

۱۷ـ برای سرگرمی سرم را با کلاه گرم کردم.

هفته نامه سلامت شماره ۲۳۱ شنبه ۱۷ مرداد ۸۸

  نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 13:48  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱- آنقدر آزادی زیاد بود که حتی بدون اجازه می توانست سکسکه کند.

۲- بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست.

۳- چون آسمان شهر آلوده بود ،روحش پس از مرگ به آسمان نرفت.

۴- فریاد را همه می شنوند ،هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

۵- گاهی به اسم دموکراسی ، آزادی را تنبیه می کنند.

۶- گاهی قلم در حال نوشتن وقایع برروی کاغذ می گرید.

۷- بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا میروند.

۸- با هجوم کلمات ، نفس قلم به شماره افتاد.

۹- گاهی کلمات از ترس سانسور ، پشت چند نقطه پنهان می شوند.

۱۰- وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید.

۱۱- گاهی نگاهم در خیابان چشمانش راهپیمایی می کند.

۱۲- کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

۱۳- برای رسیدن به داد مجبور شد بیداد کند.

۱۴- گاهی کلمات خوشگذران از میان نوشته هایم فرار می کنند.

ماهنامه اینترنتی کافه طنز یکشنبه یازده مرداد ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 14:33  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ وقتی حواسم را جمع کردم ، به دارایی هایم اضافه شد.

۲ـ گاهی زیباترین احساس ها در سکوت گفته می شود .

۳ـ پشه ها با پوست تنم دارت بازی می کنند.

۴ـ دلم برای آدم های گرسنه کباب است.

۵ـ با تکه های اعصاب خورد شده ام ، پازلی جدید ساختم .

۶ـ برای سرگرمی ، سرم را با کلاه گرم کردم.

هفته نامه سلامت شماره ۲۲۸ شنبه ۲۷ تیرماه ۸۸

  نوشته شده در  جمعه 26 تیر1388ساعت 13:55  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ جیب هایم خالی و کیف پولم گرسنه است .

۲ـ معمولا میکروب عشق از راه چشم وارد بدن می شود .

۳ـ بعضی از چشمها دوربین یا نزدیک بین است و بعضی ها بدبین و کج بین .

۴ـ بیشتر اوقات موهای سرم را با لالائی سشوار می خوابانم .

۵ـ افراد شکمو فقط کتاب آشپزی می خوانند .

۶ـ قلمم بدون چتر زیر باران کلمات می رقصد .

۷ـ بعضی از آدمهای سر به زیر جواب های سر بالا می دهند .

۸ـ زبانم سکوت کرده ولی اندیشه ام فریاد می کشد .

هفته نامه سلامت شماره ۲۲۷ شنبه ۲۰ تیر ماه ۸۸

  نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 12:21  توسط سهراب گل هاشم  | 

شوخی با کلمات

آينده نگر ،خنده هايش را براي روز مبادا نگه داشته بود

دنبال شادی باش ، غم تو را پیدا خواهد کرد. 

 آدمهاي چشم چران و هيز ، نگاهشان را به هر گوشه اي پرتاب ميكنند.

هر كسي « ساز » خودش را ميزند ، مهم شمائيد كه به هر «ساز»ي نرقصيد.

سعي كن مثل« برق » زندگي كني چون عمر مثل « باد» مي گذرد. 

پول گره خيلي از مشكلات را باز ميكند ولي دهان خیلی ها را هم مي بندد. 

زندگي بين تولد و مرگم فاصله انداخت.

عدالت اقتصادي وقتي برقرار ميشود كه از « ماليات گيرندگان » نيز ماليات گرفته شود . 

 در بعضي از كشورها ،حقوق بشر را به حساب حقوق حيوان واريز ميكنند.

چون خودش كر بود خيال ميكرد كه مردم لال هستند.

عشق اكسيژن است كه هميشه احساس و مصرفش ميكنيم و بدون آن خواهيم مرد.

 عشق گلي است كه دو باغبان آن را ميپرورانند.

 عشق اقيانوس بزرگي است كه دو ساحل را به يكديگر پيوند ميزند.

 عشق گلي است كه فقط در زمين اعتماد مي رويد.

زمانه بديست ، كوه حقيقت تبديل به صخره اي كوچك شده است.

بيان انديشه در زيباتري شكلش هنر است.

با «ارز» معذرت نمي توان وارد بازار فاركس شد.  

پیام نمای شبکه ۳ جام خنده  شنبه ۱۳/۴/۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:15  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ از بس مریض بود خط شکسته اش را هم گچ گرفت.

۲ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

۳ـ شست پایم گاهی از روزنه جورابم سلام میکند.

۴ـ دیوار از چشم چرانی پنجره شاکی شد.

۵ـ نوه ام از مینی"بوس" های من کلافه شد.

۶ـ برای اینکه حرفهای پخته بزنم ، به کلاس آشپزی رفتم.

۷ـ خیلی از زنها مثل کتاب هستند ، زیبایی جلدشان توجه دیگران را جلب می کند.

۸ـ وقتی آب گل آلود شد ، ماهیها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.

۹ـ باد دیوانه وار کتابم را ورق زد.

۱۰ـ وقتی چشمهای نخودیش را دیدم از آبگوشت خوشم آمد.

۱۱ـ هر وقت کاسه صبرم لبریز میشود ، جرعه ای از آن را می نوشم.

۱۲ـ سطل زباله بر اثر مسمومیت غذایی در گذشت.

۱۳ـ با شوهرش مثل کتاب رفتار میکرد ، معمولا فصلهای تکراری و خسته کننده را نمی خواند.

۱۴ـ چون دستش کج بود دکتر دستور فیزیوتراپی داد.

۱۵ـ شیر بز بز قندی شیرین است .

۱۶ـ ضربان قلب همه نژادها با یک ریتم می زند.

۱۷ـ بعضی از نگاهها صدای قشنگی دارند.

۱۸ـ آنهایی که بلند فکر میکنند ، هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

۱۹ـ بعضی ها فکرشان به جایی نمی رسد و بعضی ها دستشان .

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۳۸ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 19:50  توسط سهراب گل هاشم  | 
 

شوخی با کلمات

 

۱ـ گاهي اوقات گونه هايم پيست سرسره بازي اشکهايم مي شود.

۲ـ بعضي ها راه خودشان را باز مي کنند و بعضي ها مي گذارند به مناقصه.

۳ـ دلم هواي تازه مي خواد، همان طور که پشه هاي آن سوي پنجره خون تازه.

۴ـنبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند.

۵ـ بيشتر نژاد پرستان سياه فکر مي کنند.

۶ـ آخرين آواز عمرش غزل خداحافظي بود.

۷ـ در اوج قدرت بود، ولي هميشه به حباب فکر مي کرد.

۸ـ تصميم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند.

۹ـ وقتي پول به صدا در مياد، خيلي ها خاموش مي شوند.

۱۰ـ متفکري که شنا بلد نيست، حتماً در افکارش غرق مي شود.

پیام نمای شبکه ۳ جام خنده سه شنبه ۹/۴/۸۸

  نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 22:1  توسط سهراب گل هاشم  | 

كاريكلماتور

۱ـ بعضى ها زندگى مى كنند و بعضى ها وقت زندگى را مى گيرند.

۲ـ وقتى از مرحله پرت شدم، فكرم آسيب ديد.

۳ـ زمستان سر خيلى ها را كلاه گذاشت.

۴ـ در قمار زندگى، با تك خال محبت مى توان برنده شد.

۵ـ سرنوشت يعنى سوخت و ساخت و پاخت و نبايد باخت.

۶ـ مشق نگاهش، جوهر قلمم را تمام كرد.

۷ـ شايد حكيم نظامى، پزشك ارتش بوده است.

۸ـ ديگران كاشتند ولى ما خريديم و خورديم!

۹ـ شايد پوست موز همان كشتى گير حرفه اى باشد.

۱۰ـ غذاى فقر در زمستان ، سرما خوردگى بود.

۱۱ـ بعضى ها راه را عوضى مى روند و بعضى ها عوضى راه مى روند.

۱۲ـ تنها پشت گرمى اش، آفتاب داغ بود.

۱۳ـ خيلى از موش ها به گربه ها هم محل سگ نمى گذارند.

روزنامه فرهنگ جنوب چاپ اهواز شماره ۱۴۷۰ یکشنبه ۷ تیر ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 23:4  توسط سهراب گل هاشم  | 
شوخی با کلمات

۱ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

۲ـ آب نبات ترش ، شیرینی بد اخلاقی است.

۳ـ وقتی نمکدان را می بینم دلم شور میزند.

۴ـ بعضی ها امنیت « قضایی» می خواهند و بعضی ها امنیت«غذایی» .

۵ـ اگر فکرتان سر جایش نیست ، حتما دارد جایی کار میکند .

۶ـ قبل از اینکه « پا » یتان بلغزد ، « دست » نگهدارید.

۷ـ بز بز قندی اولین بز دیابتی تاریخ است.

۸ـ گاهی اوقات مهمان از پشت سر زیباست.

۹ـ در بازار صداقت ، گرانی بیداد میکند.

۱۰ـ با چراغ سبز چشمانش دلم از چهار راه زندگی گذشت.

پیام نمای شبکه ۳ جام خنده شنیه ۶/۴/۸۸

  نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 16:6  توسط سهراب گل هاشم  | 

كاريكلماتور

1 - شب با ديدن صبح رنگش پريد .

2 ـ از بس روده درازى كرد ، دكتر جراح دستور داد نيمى از روده اش راقطع كنند.

3 ـ با تبسم او دلم ستاره باران شد.

4 ـ وقتى خبرى دهان به دهان بچرخد حتما بودار مى شود چون خيلى هامسواك نزده اند.

5 ـ گاهى اوقات دكترها تشخيص مى دهند و عزرائيل درمان مى كند.

6 ـ درخت سايه اش را به كسى نفروخت و باران هم از كسى آب بهاء نگرفت.

7 - بعضى از نگاه ها صداى قشنگى دارند.

8 - با چراغ سبز چشمانش دلم از چهار راه زندگى گذشت.

9 - آب نبات ترش ، شيرينى بد اخلاقى است.

10 - وقتى نمكدان را مى بينم دلم شور مى زند.

11 - بعضى ها امنيت «قضايى » مى خواهند و بعضى ها امنيت «غذايى ».

12 - اگر فكرتان سر جايش نيست ، حتما دارد جايى كار مى كند .

13 - قبل از اينكه «پا »يتان بلغزد ، «دست » نگهداريد.

14 ـ بز بز قندى اولين بز ديابتى تاريخ است.

15 ـ گاهى اوقات مهمان از پشت سر زيباست.

16 ـ در بازار صداقت ، گرانى بيداد مى كند.

روزنامه فرهنگ جنوب چاپ اهواز شماره ۱۴۶۴ یکشنبه ۳۱ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 15:30  توسط سهراب گل هاشم  | 
شوخی با کلمات

۱ـ شب با دیدن صبح رنگش پرید .

۲ـ از بس روده درازی کرد ، دکتر جراح دستور داد نیمی از روده اش را قطع کنند.

۳ـ با تبسم او دلم ستاره باران شد.

۴ـ وقتی خبری دهان به دهان بچرخد حتما بودار میشود چون خیلی ها مسواک نزده اند.

۵ـ گاهی اوقات دکترها تشخیص میدهند و عزرائیل درمان میکند.

۶ـ درخت سایه اش را به کسی نفروخت و باران هم از کسی آب بهاء نگرفت.

۷ـ وقتی دلم را به او هدیه کردم ، با خوشحالی پرسید سیخی چند ؟

پیام نمای شبکه ۳ جام خنده سه شنبه ۲۶/۳/۸۸

  نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 13:53  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

۲ـ آب نبات ترش ، شیرینی بد اخلاقی است.

۳ـ وقتی نمکدان را می بینم دلم شور میزند.

۴ـ بعضی ها امنیت « قضایی» می خواهند و بعضی ها امنیت«غذایی» .

۵ـ اگر فکرتان سر جایش نیست ، حتما دارد جایی کار میکند .

۶ـ قبل از اینکه « پا » یتان بلغزد ، « دست » نگهدارید.

۷ـ بز بز قندی اولین بز دیابتی تاریخ است.

۸ـ گاهی اوقات مهمان از پشت سر زیباست.

۹ـ در بازار صداقت ، گرانی بیداد میکند.

۱۰ـ با چراغ سبز چشمانش دلم از چهار راه زندگی گذشت.

هفته نامه سلامت شماره ۲۲۳ شنبه ۲۳ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 13:49  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ هیچ کس آنجایی نیست که باید باشد ، شما کجایید ؟

۲ـ وقتی باران آمد من و افکارم با هم خیس شدیم .

۳ـ آدم دلخور هیچ وقت دلباخته نمی شود .

۴ـ بعضی از راننده ها فقط زبان بوق را باور دارند .

۵ـ فتوکپی سر کم مویش را به بانک داد تا از وام خشکسالی استفاده کند .

۶ـ چشم عسلی ها نگاهشان شیرین است.

۷ـ شاید سکوت فریادی باشد که تارهای صوتی اش را از دست داده است.

۸ـ اره دندان هایش را پس از بریدن درخت خلال کرد .

هفته نامه سلامت شماره ۲۲۲ شنبه ۱۶ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 17:59  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱- جیب هایم خالی و کیف پولم گرسنه است

۲ـ شاید غیبت همان مشروح اخبار باشد

۳ـ ذهنم کلمات را به بازی گرفته و رفتارم زندگی را

۴ـ در غروب خورشید به آقتاب لب بام نگاه میکنم

۵ـ برای تازه ماندن افکارم آنها را در فریزر نگهداری میکنم

۶ـ بازی عشق نیازی به بازیکن خارجی ندارد

۷ـ وقتی رفت لبخندش را در دلم جا گذاشت

۸ـ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود

۹ـ از ترس تمام شدن ، کتاب زندگی ام را آرام ورق می زنم

۱۰ـ کبوتر آزادی از ترس اسارت ، شبها هم آفتابی نمی شود

۱۱ـ شاید زندگی بازی منچ بدون تاس باشد

۱۲ ـ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد

۱۳ـ وقتی جاده به تونل رسید با حجاب شد

۱۴ـ وقتی نگاهش با من دست داد ، من همه چیز را از دست دادم

۱۵ـ در تعجبم که شب با کارنامه سیاهش چقدر پر ستاره است

۱۶ـ خیلی چاق بود ولی با رژیم میانه خوبی نداشت

۱۷ـ شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد

۱۸ـ آدم دورنگ ، قالی صد رنگ هم بشه ،آخرش زیر پاست

ماهنامه طنز و کاریکلماتور بچه مشد شماره ۳۶ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 16:4  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ شب با دیدن صبح رنگش پرید .

۲ـ از بس روده درازی کرد ، دکتر جراح دستور داد نیمی از روده اش را قطع کنند.

۳ـ با تبسم او دلم ستاره باران شد.

۴ـ وقتی خبری دهان به دهان بچرخد حتما بودار میشود چون خیلی ها مسواک نزده اند.

۵ـ گاهی اوقات دکترها تشخیص میدهند و عزرائیل درمان میکند.

۶ـ درخت سایه اش را به کسی نفروخت و باران هم از کسی آب بهاء نگرفت.

۷ـ وقتی دلم را به او هدیه کردم ، با خوشحالی پرسید سیخی چند ؟ 

هفته نامه سلامت شماره ۲۲۱ شنبه ۹ خرداد ۸۸

  نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 15:55  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ همه چیز از آنجا شروع شد که متولد شدم

۲ـ آن قدر چاق بود که نتوانستم او را در قلبم جای دهم

۳ـ برای حفاظت از افکارم ، دور سرم باند پیچیدم

۴ـ شاید طول عمر بیشتر از عرض آن اهمیت دارد

۵ـ بیکار بود ولی مدعی شد که فکرش در دو شیفت کار میکند

۶ـ بخاطر اینکه دستش کج بود ، دکتر دستور فیزیوتراپی داد.

۷ـ سایه خط فقر مانع تابش نور خورشید شد.

۸ـ آنقدر به او گفتند شتر دیدی ندیدی که بالاخره کور شد

۹ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است.

هفته نامه سلامت شماره ۲۱۹ شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۸۸

  نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 18:42  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب جدید پیام نمای (تله تسکت)شبکه ۳سیما در بخش شوخی با کلمات،اختصاص دارد به کاریکلماتور هایی از شماره ۲۱۶هفته نامه سلامت پر تیراژترین هفته نامه ایران

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای شبکه ۳

  نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 10:4  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ وقتی هوای آزاد کم شد ، برای پرنده ها هم نوبت پرواز گذاشتند.

۲ـ همیشه افکارم برخلاف وزش باد حرکت میکند.

۳ـ در تولد عشق ، افکارش لباس دامادی پوشید.

۴ـ امید و آرزو تنها دوستان آدمهای فقیر هستند.

۵ـ در هوای ابری،ماه از آفتابی شدن می ترسد.

۶ـ زمستان می لرزاند و بهار می رویاند.

۷ـ شاید اجداد چراغ چشمک زن ، ستاره بودند.

۸ـ از عشق بازی ابرها باران متولد شد.

۹ـ کاریکلماتور اشک را تهدید و لبخند را تمدید میکند.

۱۰ـ با نگاهش دلم را شخم زد.

۱۱ـ چون بی سواد بود رو حرف هیچ کس حساب نمی کرد.

۱۲ـ برای اینکه دستش به دهانش برسد از قاشق کمک گرفت.

۱۳ـ معمولا یک فنجان چای را با کلمات شیرین میخورم.

۱۴ـ با فکر کردن به بهار گل از گلش شگفت.

۱۵ـ شاید پای کت همان شلوار باشد.

۱۶ـ ظاهر سازها با هر سازی میرقصند.

۱۷ـ با دل شکسته اش ، پازلی جدید ساخت.

۱۸ـ برای فقرا ، جاده خوشبختی همیشه در دست تعمیر است.

۱۹ـ هنوز هوا تاریک نشده بود که یک ستاره به من چشمک زد.

۲۰ـ آیینه شکسته ، لبخند را هزار بار تکرار میکند.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۵ اردیبهشت۸۸

  نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 16:1  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب جدید پیام نما(تله تسکت)دربخش شوخی با کلمات ،اختصاص دارد به کاریکلماتورهایی از سایت محبوب طنز دوستان " گل آقا "

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای شبکه ۳

  نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 20:8  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ عده ای قانون را پیاده میکنند که خود سوار شوند.

۲ـ وقتی سرش را زدند ، نوشت آزادی ، مداد را میگم.

۳ـ آزادی در میادین و مجسمه های شهر اسیر شد.

۴ـ سریش سیاسی ، بر چسب است.

۵ـ وقتی از پست و مقام بالایش خلع شد ،دیدم از من هم کوتاهتر است.

۶ـ بعضی ها ذهنشان در اسارته و بعضی ها جسمشان.

۷ـ دکتر عاشق ، قرص ماه را به سیاهی شب تجویز کرد.

۸ـ شاید تراول ویزای خروج از مقررات باشد.

۹ـ بعضی از آدمها ، قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.

۱۰ـ کبوتر آزادی برای اینکه دستگیر نشود از آسمان هفتم پناهندگی سیاسی خواست.

۱۱ـ از ترس سانسور ، خیلی از نوشته هایم مفقودالاثر شدند.

ماهنامه مکتوب شماره ۲۲ اردیبهشت ۸۸

  نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 21:49  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ نیم رخ زندگی ام خیلی زیباست.

۲ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

۳ـ تاج دندانم بدون تخت است.

۴ـ درد را از هر سو نوشتند درد شد ولی درمان ، نامرد !

۵ـ خیلی از معتاد ها تابلو هستند ، اما ارزش هنری ندارند.

۶ـ از بیم طلوع خورشید موهای شب یک پارچه سفید شد.

۷ـ با مرگ مغزی افکارش یتیم شد.

۸ـ قرص ماه مسکن عشاق است.

۹ـ باد خیال ، حواسم را ربود.

۱۰ـ بعضی از آدمها قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.

۱۱ـ من سیگار را آتش میزنم و سیگار هم به تلافی ، سلامتی ام را.

۱۲ـ خشکسالی به ابرها قرص ضد بار داری هدیه داد.

۱۳ـ نبض کیف پولم در آخر ماه تند تر میزند.

۱۴ـ وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلم از فرط خستگی به خواب رفت.

۱۵ـ در آخرین دم بازدمی وجود ندارد.

۱۶ـ به نظر عشاق ، قدرت چشمها بیشتر از قدرت مغزهاست.

۱۷ـ صدای عشق را پشت نگاهش غافلگیر کرد.

۱۸ـ قفل دلی که هرز باشد حتما با هر کلیدی باز میشه .

۱۹ـ معمولا صدای کردار از صدای گفتار بلندتر است.

۲۰ـ برای جلو گیری از مسمومیت فکر ، افکارش را سمپاشی کرد.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۳۶ فروردین ۸۸

  نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 21:4  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب جدید پیام نمای شبکه ۳ در بخش شوخی با کلمات،اختصاص دارد به کاریکلماتور هایی

از هفته نامه سلامت شماره ۲۱۴

پیام نمای شبکه ۳ سیما ( تله تکست)

قند و پند _ شوخی با کلمات

  نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 16:1  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها با باند بازی میکنند و بعضی پانسمان.

۲ـ من سیگار را آتش میزنم و سیگار به تلافی سلامتی ام را .

۳ـ خیلی ها از گرسنگی فقط حرص میخورند.

۴ـ بعضی ها شادان به سر کار میروند و شادروان برمیگردند.

۵ـ سرطان بدخیم جامعه ، دروغ است.

۶ـ آدم پروستاتی به شیلنگ آب هم حسودی میکند.

۷ـ به نظر عشاق ، قدرت چشم ها بیشتر از قدرت مغزهاست.

۸ـ خروس فقیر با گالینا بلانکا ازدواج کرد.

۹ـ بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب به آدم وصله میچسبانند.

۱۰ـ در جاده زندگی ، صداقت راهی است هموار ، اما بعضی ها در این راه لیز میخورند.

هفته نامه سلامت شماره ۲۱۷ شنبه ۱۲ اردیبهشت ۸۸

  نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 13:11  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب جدید پیام نمای شبکه ۳ در بخش شوخی با کلمات،اختصاص دارد به کاریکلماتور هایی

از هفته نامه سلامت شماره ۲۱۳ شنبه ۱۵ فروردین ماه ۸۷

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای شبکه ۳ سیما ( تله تکست)

  نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 20:47  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ در جاده زندگی ، صداقت راهی است هموار اما بعضی ها در این راه لیز میخورند.

۲ـ آمپول ب کمپلکس عشاق ، مهربانی است.

۳ـ بعضی ها خیاط نیستند اما خوب به آدم وصله می چسبانند .

۴ـ با اخلاق سگی که داشت ، گربه ها هم از او می ترسیدند.

۵ـ بیشتر اوقات قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم می زنند.

۶ـ کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم میکارد .

۷ـ چون دل و دماغ نداشت در انظار ظاهر نمی شد.

۸ـ لذت بخش ترین سکوت ها پس از خداحافظی آدم پر حرف ایجاد میشود.

۹ـ بعضی ها با هم جفتند ولی جور نیستند.

۱۰ـ در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد.

هفته نامه سلامت شماره ۲۱۶ شنبه ۵ اردیبهشت ماه ۸۸

  نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 23:7  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب این هفته پیام نمای شبکه ۳ در بخش شوخی با کلمات ، اختصاص دارد به کاریکلماتورهای اردیبهشت ماه ۸۶

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای شبکه ۳ سیما ( تله تکست)

 

  نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 15:17  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب این هفته پیام نمای شبکه ۳ سیما در بخش شوخی با کلمات ، اختصاص دارد به کاریکلماتورهایی از آخرین شماره ماهنامه اینترنتی کافه طنز در سال ۸۷

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای شبکه ۳ سیما ( تله تکست)

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 21:7  توسط سهراب گل هاشم  | 
۱ـ شیرین ترین ماه ، ماه عسل است.

۲ـ خیلی از موشها حتی به گربه ها هم محل سگ هم نمی گذارند.

۳ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.

۴ـ خروپف همان پر حرفی کردن در خواب است!

۵ـ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.

۶ـ آدمهای بی بته ، چهار شنبه سوری را دوست ندارند.

۷ـ برای گوش های سنگینش نیاز به یک بار بر داشت.

۸ـ کرم شب تاب ، چراغ قوه حیوانات است.

۹ـ لطفا میخ نشوید ، چون چکش ندارم.

۱۰ـ وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.

۱۱ـ اگر دلتان « قرص » است از « دردسر » نترسید.

۱۲ـ وقتی از ناراحتی منفجر شد ، همه به دنبال پیدا کردن جعبه سیاهش بودند.

۱۳ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.

۱۴ـ عمرم را شکنجه کردم ولی تاریخ وفاتم را فاش نکرد.

۱۵ـ خیلی ها تنها پشت گرمیشان آفتاب داغ است .

۱۶ـ چون مادرش لال بود به زبان پدریش صحبت میکرد.

۱۷ـ خیلی ها در زمستان از گرسنگی سرما خوردند.

۱۸ـ شاید پوست موز هم یک کشتی گیر حرفه ای باشد.

۱۹ـ بازداشتگاه عکسها آلبوم است .

۲۰ـ بی دست و پاترین موجود مار است ولی همه ازش میترسند.

۲۱ـ در هنگام خواب می ترسم عزرائیل ، نفسم را تشویق به اعتصاب کند.

۲۲ـ دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم .

۲۳ـ تختخواب دونفره بعد از مدتی صاحب فرزندی به نام گهوار شد .

۲۴ـ عاشق با تلسکوپ و حسود با میکروسکوپ به دنیا نگاه میکند.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد فروردین ۸۸ شماره ۳۴

  نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 13:37  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ هروقت کاسه صبرم لبریز میشود ، جرعه ای از آن را می نوشم.

۲ـ زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت.

۳ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

۴ـ اعتیاد یعنی حراج زندگی.

۵ـ گاهی قلم به تیز بودن تیغ جراحی می خندد .

۶ـ سخنان شیرینش قند خونم را بالا برد.

۷ـ وقتی مینویسم کاغذ از حرکات قلم احساس قلقلک میکند.

۸ـ نبض کیف پولم در آخر ماه تندتر میزند.

۹ـ وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلمم از فرط خستگی به خواب رفت.

هفته نامه سلامت شماره ۲۱۴ شنبه ۲۲ فروردین ۸۸

  نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 22:59  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای  ( تله تکست) شبکه سه سیما 

  نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 21:26  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ وقتی رخت مرا کیش داد ، مات نگاهت شدم .

۲ـ حرف های خام به مغزم صدمه میزند .

۳ـ وقتی تاریخ مصرف عشق به پایان رسید،زندگی اش مسموم شد.

۴ـ خرو پف یعنی پر حرفی کردن در خواب .

۵ـ وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.

۶ـ وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت .

۷ـ زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است .

۸ـ فکرم برای گردش سوار نگاهم شد .

۹ـ اگر دلتان« قرص » است ، از« دردسر» نترسید.

۱۰ـ زمانی که چشمانم تار می شود ، دلم شروع به نواختن میکند .

هفته نامه سلامت ۱۵ فروردین ۸۷ شماره ۲۱۳

  نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 1:37  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ زندگی یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت .

۲ـ چون مادرش لال بود به زبان پدریش صحبت میکرد.

۳ـ بعضی ها آزادی را با نام میادین و خیابانها میشناسند.

۴ـ معمولا قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم میزنند.

۵ـ شاید کاکتوس مادر زن گلها باشد.

۶ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

۷ـ بعضی ها خط لبشان نستعلیق است.

۸ـ فکرم برای گردش سوار نگاهم شد.

۹ـ کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم میکارد .

۱۰ـ بعضی ها با باند بازی میکنند و بعضی ها پانسمان .

۱۱ـ برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت.

۱۲ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.

ماهنامه مکتوب اسفند ماه ۸۷

  نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 13:44  توسط سهراب گل هاشم  | 
مطالب این هفته پیام نمای شبکه ۳ در بخش شوخی با کلمات،اختصاص دارد به کاریکلماتور هایی

از هفته نامه سلامت.

قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نمای  ( تله تکست) شبکه سه سیما 

 

  نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 12:6  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخی با کلمات

 پیام نمای  ( تله تکست) شبکه سه سیما 

 

  نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 0:57  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخی با کلمات

 پیام نمای  ( تله تکست) شبکه سه سیما 

امیدوارم همیشه زندگی به سمت آرزوهای شما در حرکت باشد

سال نو را خدمت تمامی دوستان گرامی تبریک عرض میکنم

امیدوارم بدی ها را دور بریزیم و سال جدید را با افکاری نو به ذخیره

خوبی بگذرانیم.

بعلت مسافرت دو هفته ای به تهران قبلا از تمامی دوستان عذر خواهی

میکنم که نمی توانم پاسخگوی محبتهایشان باشم.

بهترین ها را برایتان خواستارم

  نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 15:29  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بهترین غذای قلم ، کاغذ سفید است.

۲ـ خبر آنقدر داغ بود که گوشش تاول زد.

۳ـ زخم های بدنم عاشق پرستار است.

۴ـ گوشهایم سنگین میشود ولی اضافه وزن ندارم.

۵ـ نیامدی ، نگاهم دست خالی برگشت.

هفته نامه سلامت شماره ۲۱۲ شنبه ۲۴ اسفند ۸۷

  نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 22:40  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ قلم خسیس هیچ گاه زیبا نمی نویسد.

۲ـ برای شکستن سرم نانم را آجر کرد .

۳ـ آدمهای فقیر نه مشت دارند نه پشت .

۴ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد .

۵ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

۶ـ با آنکه شغلش حسابدار بود ، ولی نتوانست آن دنیا حساب پس بدهد.

۷ـ بعضی ها تا یک قدمی کار میروند اما سر کار نمی روند.

۸ـ اگر خودتان را به آن راه زدید ، مواظب باشید گم نشوید.

۹ـ در فوتبال هیچ کس کاری از دستش بر نمیآید ، بجز دروازه بان.

۱۰ـ در بر خورد با آدمهای بی حال ، حالم گرفته می شود .

۱۱ـ دل خیلی ها به اندازه حرفهایشان بزرگ نیست .

۱۲ـ زیادی رفته بود تو فکر ، با طناب بیرونش آوردند .

۱۳ـ میخ مدعی شد که از من تو سری خورتر وجود ندارد.

۱۴ـ شوک هنگام تولدم ، تا دو سال مانع سخن گفتنم شد.

۱۵ـ قبل از عقد دنبال جراح متخصصی بود که سرنوشتشان را پیوند زند.

۱۶ـ بعضی ها را از سر راه برمی دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.

۱۷ـ افکارم را با سکوت زندانی نمودم .

۱۸ـ گاهی خودم را در لحظه ای از زمان جا می گذارم.

۱۹ـ چون از کلمات کاری ساخته نبود ، کاریکلماتور متولد شد .

۲۰ـ بعضی از آدمهای پر حرف ، حروف نشخوار می کنند.

ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره ۳۵ اسفند ۸۷

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 23:55  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ تاج دندانم بدون تخت است .

۲ـ درد را از هرسو نوشتند درد شد .

۳ـ خیلی از معتادها تابلو هستند ، اما ارزش هنری ندارند .

۴ـ از بیم طلوع خورشید ، موهای شب یکپارچه سفید شد .

۵ـ با مرگ مغزی افکارش یتیم شد .

۶ـ قرص ماه مسکن عشاق است .

هفته نامه سلامت ۱۷ اسفند ۸۷ شماره ۲۱۱

  نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 17:30  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ باد خیال ، حواسم را ربود.

۲ـ بعضی از آدمها قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.

۳ـ من سیگار را آتش میزنم و سیگار هم به تلافی سلامتی ام را.

۴ـ خشکسالی به ابرها قرص ضد بارداری هدیه داد.

۵ـ نبض کیف پولم در آخر ماه تندتر میزند.

۶ـ وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلم از فرط خستگی به خواب رفت.

۷ـ در آخرین دم بازدمی وجود ندارد.

۸ـ به نظر عشاق ، قدرت چشمها بیشتر از قدرت مغزهاست.

۹ـ صدای عشق را پشت نگاهش غافلگیر کرد.

هفته نامه سلامت ۱۰ اسفند ۸۷ شماره ۲۱۰

  نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 17:55  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ موش توی سوراخ نمی رفت ، گربه گفت آخ جون .

۲ـ فقط حرفهای استاد ریاضی ، حرف حساب بود !

۳ـ باران خجالتی از ناودان پایین آمد .

۴ـ با بالا رفتن آب بها دیگر کسی سیلی آبدار نمی زند.

۵ـ عده ای قانون را پیاده میکنند که خود سوار شوند.

۶ـ سخنان شیرینش قند خونم را بالا برد.

۷ـ وقتی سرش را زدند ، نوشت آزادی ، مداد را میگم.

۸ـ وقتی برایم چک کشید ، نوشته هایش را نقد کردم .

۹ـ در هوای سرد استاد دانشجویان را نقره داغ کرد .

۱۰ـ بعضی ها حیاط منزلشان قناس است و بعضی ها حیات زندگی اشان .

۱۱ـ آنقدر گفتند شتر دیدی ندیدی که بالاخره کور شد.

۱۲ـ آزادی در میادین و مجسمه های شهر اسیر شد .

۱۳ـ خیلی ها از گرسنگی فقط حرص میخورند .

۱۴ـ وقتی کاری از "دست" شما ساخته نیست از "پا"هاتون کمک بگیرید.

۱۵ـ قفل دلی که هرز باشد ، حتما با هر کلیدی باز میشه.

۱۶ـ وقتی گوشم سنگین میشه ، وزنم تغیری نمی کنه !

۱۷ـ آنهایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.

۱۸ـ بعضی از خیابانها دو طرفه اند و بعضی یک طرفه ، اما خیابان بی طرف نداریم.

۱۹ـ سریش سیاسی ، بر چسب است.

۲۰ـ سفیدی موهایش را باور نداشت ، شاید ملافه رنگ پس داده!

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۳ بهمن و اسفند ۸۷

  نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 0:26  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱- گاهی تجدید آرایش از تجدیدی در امتحانات مهمتر است.

۲ـ قبل از اینکه « پایتان » بلغزد « دست » نگهدارید.

۳ـ امتحانات دوران تحصیل ،آسانترین امتحانهای زندگیست.

۴ـ هر وقت زنگ زدم فلسطین ، دیدم اشغال است.

۵ـ وقتی از پست و مقام بالایش خلع شد ، دیدم از من هم کوتاهتر است.

ماهنامه طنز وکاریکاتور ستون آزاد شماره ۳۹ بهمن و اسفند ۸۷

  نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 14:7  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخی با کلمات

پیام نما ( تله تکست )

  نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 19:59  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

1- بعضي ها به آسمان نگاه مي کنند و بعضي ها به دست اين و آن

2- شيرين، زندگي تلخي را براي فرهاد رقم زد

 3- براي جلوگيري از نفوذ افکار بيگانه، مغزم را آبندي کردم

 4- کتاب براي خودکشي خودش را ورق ورق کرد

5- در قرار ملاقاتم با او، تنهايي را تنها گذاشتم

6- بعضي وقتها دل تنگي ها بدون دعوت ميايند

7- بعضي ها هندوانه زير بغلت مي گذارند و بعضي ها پوست موز زير پايت

 8- روياي شيرين کلمات، کاريکلماتور است

 9- براي جلوگيري از مسموميت فکر، افکارش را سمپاشي کرد

 10- معمولاً صداي کردار از صداي گفتار بلندتر است

11- براي بهتر ديدن، گاهي بايد عينک دل را به چشم زد

 12- خيلي از معتادها تابلو هستند، ولي ارزش هنريشان صفر است

 13- زندگي، روح را در جسم زنداني کرده است

14- براي اينکه آرزوهايم بر باد نرود ، با باد درگير شدم

روزنامه قدس 17/11/87

  نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 10:40  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ از آخرین پلی که میگذری ، پل صراط است.

۲ـ ماهی بزرگ ، ماهیگیر و قلابش را صید کرد.

۳ـ برای حفاظت از افکارم ، دور سرم باند پیچیدم.

۴ـ دوشاخه برق به پریز چشمک زد .

۵ـ چون از به دنیا آمدن میترسید ، در نطفه خودکشی کرد.

۶ـ آدم وقتی حقیر میشه ، خوبیهایش هم حقیر میشه.

۷ـ بعضی ها ذهنشان در اسارته و بعضی ها جسمشان.

۸ـ دکتر عاشق ، قرص ماه را به سیاهی شب تجویز کرد.

۹ـ برای حفظ ظاهر غصه هایش را با لبخند تعریف میکرد.

۱۰ـ پائیز همیشه احترام موی سفید زمستان را دارد.

۱۱ـ خیلی به هم علاقه داشتند ، همیشه با اسم کوچک همدیگر را نگاه میکردند.

۱۲ـ بعضی ها خودشان را به درد سر می اندازند و بعضی ها دیگران را.

۱۳ـ بعضی از رقابتها ، رفاقت را از بین میبرد.

۱۴ـ منجمان آدمهای سر به هوایی هستند.

۱۵ـ بعضی ها پای حرفی که میزنند می ایستند و بعضی ها زانو میزنند.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۳۴ دی ماه ۸۷

  نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 12:45  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخي با کلمات

پيام نما ( تله تکست ) 

  نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 18:48  توسط سهراب گل هاشم  | 
 

کاریکلماتور

۱- درون جيب پالتويم كمي از هواي تابستان ذخيره كرده ام

۲- وقتي مي نويسم كاغذ از حركات قلم احساس قلقلك مي كند

۳- سكوت از بلعيدن واژه ها لذت مي برد

۴- بهترين غذاي قلم كاغذ سفيد است

۵- گاهي اعداد با صفر فوتبال بازي مي كنند

۶- كابوس آدم خسيس در خواب، خيرات است

۷- اين اولين و آخرين زندگي شماست، اعتياد چرا؟

۸- آدمهاي با نمك حرفهاي شيرين مي زنند

۹- بعضي از پروستاتي ها به شيلنگ آب حسودي مي كنند

۱۰- اگر زنبور عسل بودم، هرگز لبهاي غنچه را ترك نمي كردم

۱۱- معمولاً قبل از خودم، شستم خبردار مي شود

۱۲- از شدت سرما، كمي ضد يخ روي سرش ريخت

۱۳- باران خجالتي از ناودان به پايين مي آيد

۱۴- بعضي از خانمها مثل كراوات حلقوم شوهرشان را مي فشارند

۱۵- خيلي چاق بود، نتوانستم او را در قلبم جاي دهم

۱۶- فقط حرفهاي استاد رياضيات حرف حساب بود

۱۷- در اوقات تنهايي به ميهماني رؤيا مي روم

۱۸- چون دل و دماغ نداشت، در انظار ظاهر نمي شد

۱۹- شايد فكاهي همان فكر كاهي باشد

۲۰- سفيدي موهايش را باور نداشت، حتماً ملافه رنگ پس مي دهد!

۲۱- وقتي گوشم سنگين مي شود، وزن بدنم تغيير نمي كند

۲۲- گاهي اوقات سخنان خوب گوشهاي ناآگاه را آزار مي دهد

۲۳- بعضي از سخنرانان فقط هوا را از صدايشان پر مي كنند

روزنامه قدس ۱۰/۱۱/۸۷
  نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 6:49  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ آدمهای با نمک ، حرفهای شیرین می زنند .

۲ـ باران خجالتی از ناودان پائین آمد.

۳ـ کابوس آدم خسیس ، خیرات است.

۴ـ معمولا قبل از خودم شستم خبردار میشود .

۵ـ از دوست که بگذری سخن پول خوشتر است.

۶ـ بعضی ها آزادی را با نام میادین و خیابانها می شناسند.

۷ـ فقیر یک حرف از غنی بیشتر دارد .

۸ـ وقتی گاوش را در چراگاه بست ، به جرم گاوبندی دستگیر شد .

۹ـ آنهایی که گاوشان دو قلو می زاید بز می آورند.

۱۰ـ با چشمک خورشید خانم ، آدمک برفی از خجالت آب شد .

۱۱ـ وقتی دیوار کوتاه پیدا نکرد از دیوار حاشا بالا رفت .

۱۲ـ خیلی ها با قلاب ثروت ، ماهی عشق را صید میکنند .

۱۳ـ شاید تراول ویزای خروج از مقررات باشد .

ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد شماره ۳۸ دی ماه ۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 1:54  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ شوخی با کلمات

tele text

  نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 18:6  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب به آدم وصله می چسبانند.

۲ـ برای آنکه حقیقت فاش نشود ، ماه تصمیم گرفت پشت ابر بماند.

۳ـ بعضی از آدمها ، قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.

۴ـ وقتی به طنز سیاه می اندیشم ، سیاه سرفه میگیرم.

۵ـ بعضی ها باند بازی میکنند و بعضی ها با باند پانسمان.

۶ـ کشاورز ناشی بادمجان را زیر چشم میکارد.

۷ـ با کودتای کلمات ، کاریکلماتور به حکومت رسید.

۸ـ کبوتر آزادی برای اینکه دستگیر نشود از آسمان هفتم پناهندگی سیاسی خواست.

۹ـ با اینکه شغلش حسابدار بود ، ولی اون دنیا نتوانست حساب پس بدهد.

۱۰ـ خواستم به گذشته برگردم با تابلو دور زدن ممنوع است روبرو شدم.

۱۱ـ الکل مایه گرانبهایی است که همه چیز را محفوظ نگاه میدارد مگر اسرار را !

۱۲ـ بعضی ها به مواضع فکر میکنند و بعضی ها به منافع می اندیشند.

۱۳ـ برای اینکه بازیچه دست روزگار نشود ، هنرپیشه شد.

۱۴ـ وقتی دلم را به او هدیه کردم ، با خوشحالی پرسید ، سیخی چند؟

۱۵ـ در کلاس عاشقی نتوانستم واحدی پاس کنم.

۱۶ـ زمان دشمن عمر ماست ، زمانه را چه عرض کنم.

۱۷ـ زیر باران دروغهایش آبدار شده بود.

چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۲ آذر و دی ۸۷

  نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 17:24  توسط سهراب گل هاشم  | 
قند و پند _ جام خنده

tele text 

  نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 2:43  توسط سهراب گل هاشم  | 
tele text  

قند و پند _ جام خنده

  نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 16:16  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازیت

۱ـ با مرگ مغزی ، افکارش یتیم شد

۲ـ در مواقع تنهایی ، بهترین همراه ، تلفن همراهم است

۳ـ گورستان ، سالن غذاخوری حیوانات موذی است

۴ـ همیشه خودکارم به احترام کاغذ سفید ،کلاه را از سر بر میدارد

۵ـ از ترس سانسور خیلی از نوشته هایم مفقودالاثر شدند

۶ـ از بیم طلوع خورشید ، موهای شب یک پارچه سفید شد.

۷ـ خیلی از خود ساخته ها در مقابل قدرت خود باخته شدند.

۸ـ از کسانی که با من موافق بودند چیزی نیاموختم

۹ـ خیلی از معتادها تابلو هستند ، اما ارزش هنری ندارند

۱۰ـ افکار زیبایش ، پس از فرار به تابعیت مغزی بیگانه در آمد

۱۱ـ با هم آغوشی آفتاب و باران ، رنگین کمان متولد شد.

۱۲ـ با سوار شدن به تاکسی ، کلی پیاده شدم

۱۳ـ من از خیرش گذشتم ، اما او تصمیم گرفت از شرم خلاص شود

۱۴ـ زیباترین صدا برای گوشهای سنگین ، فریاد است

۱۵ـ گاهی اوقات مهمان از پشت سر زیباست

۱۶ـ بعد از بوئیدن گل ، مرگ غنچه را به او تسلیت گفتم

۱۷ـ در قلمرو کاریکلماتور ، اکثرا با تبسم وادار به تفکر میشوند

۱۸ـ واقعیت مثل آب است، اما بعضی ها نوشابه را ترجیح میدهند

چاپ شده در روزنامه قدس ۳۰/۹/۸۷

  نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 13:42  توسط سهراب گل هاشم  | 

 

 گل آقا

شاید صلح استراحتی میان دو جنگ باشد

اگر علاقمند به خواندن كاريكلماتور هستيد دعوت ما را براي آشنايي با اين وبلاگ كه از اردیبهشت 1387 توسط سهراب گل هاشم نوشته شده است بپذيريد،وي در سال 1354 با خواندن كتابهاي پرويز شاپور به كاريكلماتور علاقمند شده و در سال 1355 همكاري اش را با مطبوعات آغاز كرده است.از گل هاشم كتاب گاه‌گاهي زندگي شوخي نيست توسط انتشارات افراز منتشر شده است.براي وي آرزوي سلامتي و موفقيت داريم.  

آدم پرکار را شیطان می فریبد و آدم بیکار را همه .

بعضی ها به طول عمر فکر میکنند وبعضی ها به عرض آن.

بعضی ها خوب حرف میزنند و بعضی ها حرف خوب میزنند.

آدمهای افتاده مواظبند که لگد مال نشوند.

انسانهای خام بعد از چند بار سوختن به مرز پختگی میرسند.

بعضی ها دمشان گرم است و بعضی ها بازارشان .

مهم نیست که چند بار زمین میخوری مهم اینکه زمین خوار نباشی.

معمولا آزادی بیان هست ولی آزادی پس از بیان ؟

با مرگ مغزی ، افکارش یتیم شد.

همیشه خودکارم به احترام کاغذ سفید ، کلاه را از سر برمیدارد.

از ترس سانسور خیلی از نوشته هایم مفقودالاثر شدند.

خیلی از خود ساخته ها در مقابل قدرت ، خودباخته میشوند.

افکار زیبایش ، پس از فرار به تابعیت مغزی بیگانه در آمد.

با سوار شدن به تاکسی ، کلی پیاده شدم.

من از خیرش گذشتم اما او تصمیم داشت از شرم خلاص شود.

گاهی اوقات مهمان از پشت سر زیباست.

در قلمرو کاریکلماتور، اکثرا با تبسم وادار به تفکر میشوند.

واقعیت مثل آب است ولی بعضی ها نوشابه را ترجیح میدهند.

برای آنکه حقیقت فاش نشود آ نرا پشت ابر پنهان کرد.

شاید صلح استراحتی میان دو جنگ باشد.

سهراب گل هاشم
تاريخ : سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷

http://www.golagha.ir/news/?ty=13&id=2643

  نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 16:38  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور
 
۱ـ با مرگ مغزی ، افکارش یتیم شد.
 
۲ـ در مواقع تنهایی ، بهترین همراهم ، تلفن همراه است.
 
۳ـ گورستان ، سالن غذا خوری حیوانات موذیست.
 
۴ـ شاید پائیز از عریان کردن درختان لذت میبرد.
 
۵ـ همیشه خودکارم به احترام کاغذ سفید ، کلاه را از سر برمیدارد.
 
۶ـ از ترس سانسور خیلی از نوشته هایم مفقودالاثر شدند.
 
۷ـ از بیم طلوع خورشید ، موهای شب یک پارچه سفید شد.
 
۸ـ خیلی از خود ساخته ها در مقابل قدرت ، خودباخته میشوند.
 
۹ـ از کسانی که با من موافق بودند ، چیزی نیاموختم!
 
۱۰ـ خیلی از معتاد ها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.
 
۱۱ـ افکار زیبایش ، پس از فرار به تابعیت مغزی بیگانه در آمد.
 
۱۲ـ با هم آغوشی آفتاب و باران ، رنگین کمان متولد شد.
 
۱۳ـ با سوار شدن به تاکسی ، کلی پیاده شدم.
 
۱۴ـ من از خیرش گذشتم اما او تصمیم داشت از شرم خلاص شود.
 
۱۵ـ زیباترین صدا برای گوشهای سنگین ، فریاد است.
 
۱۶ـ گاهی اوقات مهمان از پشت سر زیباست.
 
۱۷ـ بعد از بوئیدن گل ، مرگ غنچه را به او تسلیت گفتم.
 
۱۸ـ در قلمرو کاریکلماتور، اکثرا با تبسم وادار به تفکر میشوند.
 
۱۹ـ واقعیت مثل آب است ولی بعضی ها نوشابه را ترجیح میدهند.
 
۲۰ـ برای آنکه حقیقت فاش نشود آ نرا پشت ابر پنهان کرد.
 
۲۱ـ شاید صلح استراحتی میان دو جنگ باشد.
 
  نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 18:22  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازيت

 
۱ـ تنها چيزي كه تكرار آن خستگي آور نيست، نفس كشيدن است.

۲ـ ستاره هاي حسود پشت سر ماه صفحه گذاشتند.

۳ـ بعضي از آدمها كودكاني هستند كه فقط جسمشان رشد مي كند.

 ۴ـ خاطرات بد را مي توان از ذهن پاك كرد، ولي تجربه هايش لازم است.

۵ـ از وقتي CD به بازار آمده ديگر كسي پشت سر كسي صفحه نمي گذارد.

۶ـ روحش پس از مرگ به آسمان نرفت، آسمان شهر آلوده بود.

۷ـ تصميم داشت با چند گل به خواستگاري دختر مربی فوتبال برود.

۸ـ گل نيلوفر به علت علاقه زيادش به كاكتوس خودش را دور سيم خادار پيچاند.

۹ـ آنقدر گرسنه ماند كه از زندگي سير شد.

۱۰ـ وقتي از كارخانه بازنشسته شد، در كار خانه با همسرش شريك شد.

۱۱ـ در زمان جنگ و صلح بالاترين تلفات مربوط به لحظه هاست.

۱۲ـ براي تقويت چشمش،عينكش را با آب هويج تميز كرد.

۱۳ـ از حرفهاي سر بسته سر درد گرفتم.

۱۴ـ آدم دلدار هيچ وقت دلباخته نمي شود.

۱۵ـ گاهي اوقات بي خودي از خود بي خود مي شوم.

۱۶ـ گاهي با قلم موي رؤيا افكارم را نقاشي مي كنم.

۱۷ـ بعضي ها فكرشان به جايي نمي رسد و بعضي ها خودشان.

۱۸ـ ميز توالت نيازي به بوگير ندارد.

۱۹ـ معمولاً مردها از راه چشم و زنها از راه گوش به دام مي افتند.

۲۰ـ مواظب راه رفتنت باش، ممكن است پا روي حق بگذاري.

۲۱ـ خوشحالم از اينكه برق چشمانم را مجاني مصرف مي كنم.

 ۲۲ـ قبل از ورشكست شدن در كلاس آموزش تكدي گري ثبت نام كرد!

۲۳ـ تیز بینی نگاهش ، صورتم را زخمي كرد.

۲۴ـ با صداي زنگ ساعت شماطه دار به موقع از خواب غفلت بيدار شد.

۲۵ـ خر ما از كرگي شانس نداشت.

۲۶ـ با نردباني كه خريد، از ديوار حاشا بالا رفت.

 ۲۷ـ هنگام خواستگاري از چشمهايت چيزي نپرس، با گوشهايت مشورت كن.

۲۸ـ فكر دست را و دست قلم را و بعضي ها هر سه را به بازي مي گيرند.

۲۹ـ  خوش آب و هوا ترين جا براي كودك، آغوش مادر است.

چاپ شده در روزنامه قدس ۲۱/۹/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 10:23  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ روزهای بارانی سایه ام به دنبال کارهای شخصی اش میرود.

۲ـ قرص ماه مسکن عشاق است

۳ـ در چهار راه عقاید ، افکارم پشت چراغ خطر متوقف شد.

۴ـ من با رؤیا زندگی میکنم و رؤیا با دیگری.

۵ـ وقتی حواسم را جمع کردم به دارائی هایم اضافه شد.

۶ـ گاهی پرنده خیالم پروازهای برون مرزی دارد.

۷ـ جورابم صبح تا شب عرق میخورد اما عربده نمی کشد.

۸ـ انسان با اعمالش تعبیر میشود نه با خاطراتش.

۹ـ در آخرین دم باز دمی وجود ندارد.

۱۰ـ سخنرانان حرفه ای عاشق میکروفن هستند.

۱۱ـ در جشن تولد مرگم ، زندگی شرکت نداشت.

۱۲ـ خشکسالی به ابرها قرص ضد بارداری هدیه داد.

۱۳ـ وقتی قمارباز دلش را باخت از بانک وام ازدواج گرفت.

۱۴ـ قلم پاچه خوار نوکش همیشه چرب است.

۱۵ـ باد خیال ، حواسم را ربود.

۱۶ـ معمولا به هیچ دروازه بانی کمتر از گل نمی گویند.

۱۷ـ من سیگار را آتش میزنم و سیگار به تلافی سلامتی ام را.

۱۸ـ وقتی آخرین نگاهش را ذخیره نمودم قلبم ویروس گرفت.

۱۹ـ نقاش فقیر خجالت میکشید.

۲۰ـ وقتی نوشته هایم به اتمام رسید قلم از فرط خستگی به خواب رفت.

چاپ شده درماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۳۲

  نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 14:56  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازيت

 
۱ـ از آخرين پلي كه ميگذري،پل صراط است .

۲ـ ماهي بزرگ،ماهيگير و قلابش را صيد كرد.

۳ـ براي حفاظت از افكارم، دور سرم باند پيچيدم .

۴ـ دوشاخه برق به پريز چشمك زد.

۵ـ چون از به دنيا آمدن مي ترسيد، در نطفه خودكشي كرد .

۶ـ غنچه معتقد است، زندگي يعني لب به خنده بستن .

۷ـ آدم وقتي فقير ميشه، خوبيهايش هم حقير ميشه .

۸ـ بعضي ها ذهنشان در اسارته و بعضي ها جسمشان.

۹ـ دكتر عاشق، قرص ماه را به سياهي شب تجويز كرد .

۱۰ـ براي حفظ ظاهر غصه هايش را با لبخند تعريف ميكرد .

۱۱ـ اگر خودتان را به آن راه زديد، مواظب باشيد گم نشويد .

۱۲ـ پائيز هميشه احترام موي سفيد زمستان را دارد .

۱۳ـ خيلي به هم علاقه داشتند، هميشه با اسم كوچك همديگر را نگاه ميكردند .

۱۴ـ از اينكه نمي توانم در مجلس ختم خودم حضور يابم، قبلاً پوزش مي طلبم .

۱۵ـ بعضي ها خودشان را به دردسر مي اندازند و بعضي ها ديگران را .

چاپ شده در روزنامه قدس ۱۴/۹/۸۷ 

  نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 8:43  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ در کشورهای جهان سوم ، آزادی مثقالی اعطا میگردد.

۲ـ در اوج قدرت بود ولی همیشه به حباب فکر میکرد

۳ـ بزرگترین زلزله زندگی اعتیاد است.

۴ـ تصمیم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند.

۵ـ کیف پولم از فراق اسکناس غمگین است.

۶ـ گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اوزن است

۷ـ وقتی پول به صدا در میاد ، خیلی ها خاموش میشوند.

۸ـ متفکری که شنا بلد نیست در افکارش غرق میشود.

۹ـ خروس عاشق در زیر کانتینر مرغ خودکشی کرد.

۱۰ـ برنامه های رادیو دارویی موثر جهت رفع گرما زدگی است.

۱۱ـ شیشه دلم را با تیر نگاهش ترور کرد.

۱۲ـ وقتی سرش سوت کشید قطار رویاهایش از حرکت باز ایستاد.

۱۳ـ اگر طبع شاعری بیش از حد روان باشد ، شعر آبکی میشود.

۱۴ـ بیش از طول عمر ، عرض آن اهمیت دارد.

۱۵ـ صبح هم نسیم را به عدالت تقسیم نمی کند.

۱۶ـ خیلی از آدمها کودکانی هستند که جسمشان رشد میکند.

۱۷ـ صدای عشق را پشت چشمانش غافلگیر کرد.

۱۸ـ به نظر عشاق ، قدرت چشمها بیشتر از قدرت مغزهاست.

۱۹ـ خروس فقیر با گالینا بلانکا ازدواج کرد.

۲۰ـ روحم از اینکه آرامگاه ندارد غصه میخورد.

۲۱ـ کته کاریکلماتور پلو است.

۲۲ـ برای پا برجا بودن باید رشد کرد.

۲۳ـ آنان که قدرت را با پول میخرند ، عدالت را هم با پول میفروشند.

چاپ شده در ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۳۱

  نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 13:43  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

 
۱- منجمان، آدمهاي سر به هوايي هستند .

۲- قلم خسيس هيچ گاه زيبا نمي نويسد .

۳- براي شكستن سرم نانم را آجر كرد .

۴- آدمهاي فقير نه مشت دارند و نه پشت .

۵- براي باز شدن اشتهايش كليد ساز آورد .

۶- به افكار بيدارم ،قرص خواب دادند.

۷- با آنكه شغلش حسابدار بود، ولي نتوانست ، آن دنيا حساب پس بدهد .

۸- بعضي ها تا يك قدمي كار مي روند اما «سركار»نمي روند .

۹- بعضي از رقابتها، رفاقت را از بين مي برد .

۱۰ـ در فوتبال هيچ كس كاري از دستش بر نميآيد، بجز دروازه بان.

۱۱ـ در برخورد با آدمهاي بي حال ،حالم گرفته مي شود .

۱۲ـ دل خيلي ها به اندازه حرفهايشان بزرگ نيست.

۱۳ـ زيادي رفته بود تو فكر ، با طناب بیرونش آوردند. 

۱۴ـ ميخ مدعي شد كه از من توسري خورتر وجود ندارد .

۱۵- شوك هنگام تولدم، تا دوسال مانع سخن گفتنم شد.

۱۶- قبل از عقد دنبال جراح متخصصي بود كه سرنوشتشان را پيوند زند .

۱۷- بعضي ها را از سر راه بر مي دارند و بعضي ها را سر راه مي گذارند.

۱۸- افكارم را با سكوت زنداني نمودم .

۱۹- گاهي خودم را در لحظه اي از زمان جا مي گذارم .

۲۰- بعضي از آدمهاي پر حرف ،حروف نشخوار مي كنند .

۲۱- چون از كلمات كاري ساخته نبود، كاريكلماتور متولد شد.

روزنامه قدس ۷/۹/۸۷

  نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 9:56  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها پای حرفی که میزنند می ایستند و بعضی ها زانو میزنند.

۲ـ چشم عسلی ها نگاهشان شیرین است.

۳ـ زمانیکه چشمانم تار میشود ، دلم شروع به نواختن میکند.

۴ـ آهنگ رشد فقر همچنان غمگین نواخته میشود.

۵ـ به واژه ای که در حال خروج از ذهنم بود پش پا زدم.

۶ـ قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم میزنند.

۷ـ وقتی نوشته هایش را نقد کردم ، چک کشید.

۸ـ بعضی ها خیاط نیستند اما خوب به آدم وصله می چسبانند!

۹ـ کسانی که همیشه در سایه زندگی میکنند ، برای دیگران سایه ای ندارند.

۱۰ـ هر وقت کاسه صبرم لبریز میشود ، جرعه ای از آن را مینوشم.

۱۱ـ عشقهای آبکی ، زود تبخیر میشوند.

۱۲ـ دلی که هر رهگذری را بپذیرد ، مانند اجناس حراجی ، بنجل است.

ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد شماره ۳۶ آبان ۸۷

  نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 18:23  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور 

۱ـ از بس مریض بود خط شکسته اش را هم گچ گرفت.

۲ـ کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.

۳ـ شست پایم گاهی از روزنه جورابم سلام میکند

۴ـ دیوار از چشم چرانی پنجره شاکی شد.

۵ـ نوه ام از مینی«بوس» های من کلافه شد.

۶ـ برای اینکه حرفهای پخته بزنم ،به کلاس آشپزی رفتم.

۷ـ معمولا منجمان آدمهای سر به هوایی هستند .

۸ـ خیلی از زنها مثل کتاب هستند ، زیبایی جلدشان توجه دیگران را جلب میکند.

۹ـ وقتی آب گل آلود شد ماهی ها از فرصت استفاده کرده و همدیگر را بوسیدند.

۱۰ـ باد دیوانه وار کتابم را ورق زد.

۱۱ـ وقتی چشمهای نخودیش را دیدم از آبگوشت خوشم آمد.

۱۲ـ هر وقت کاسه صبرم لبریز میشود، جرعه ای از آن را مینوشم.

۱۳ـ سطل زباله در اثر مسمومیت غذایی درگذشت.

۱۴ـ با شوهرش مثل کتاب رفتار میکرد،معمولا فصلهای تکراری و خسته کننده را نمی خواند.

۱۵ـ چون دستش کج بود دکتر دستور فیزیوتراپی داد.

۱۶ـ شیر بز بز قندی شیرین است.

۱۷ـ بعضی ها قانون را خم میکنند وبعضی ها میشکنند .

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد آبان ۸۷ شماره ۳۱

  نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 23:7  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور


۱ـ با كاريكلماتور يخ زندگي آب مي شود.

۲ـ بعضي نگاهشان را عوض مي كنند و برخي عينكشان را.

۳ـ به دانشگاهي كه مدركش را «هوايي» بدهد، «هاوايي» مي گويند.

۴ـ هيچ كس آنجا كه بايد باشد نيست، شما كجاييد؟

۵ـ شخصيت هاي داستان عليه نويسنده توطئه كردند.

۶ـ ديوانه ها هميشه در مصرف عقل صرفه جويي مي كنند.

 ۷ـ براي اينكه حرفي را زير سبيلي رد نكند سبيلش را تراشيد.

۸ـ ضربان قلب همه نژادها با يك ريتم مي زند.

۹ـ بعضي از نگاه ها، صداي قشنگي دارند.

۱۰ـ آنهايي كه بلند فكر مي كنند،هيچ وقت كوتاه نمي آيند.

۱۱ـ بعضي ها زبانشان لهجه دارد و بعضي ها گوششان.

۱۲ـ آدمهايي كه خم مي شوند از پيچ و خمها زود  رد میشوند.

 روزنامه قدس۳۰/۸/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 10:30  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور


۱- در كودتاي كلمات، كاريكلماتور به حكومت رسيد .

۲- زندگي بدون عشق مثل بيژامه بدون كش است .

۳- پرسپوليسي ها عاشق چراغ قرمزند .

۴- بعضي ها رو دست ندارند و بعضي ها زير دست .

۵- چشمانش آيفون تصويري مغزش بود .

۶- كشاورز ناشي، بادمجان را زير چشم مي كارد .

۷- آنهايي كه مغز ندارند، دچار مرگ مغزي نمي شوند .

۸- قلم خسيس هيچ گاه خوب نمي نويسد .

۹- ويزاي سفر افكارم را رؤياها صادر مي كنند .

۱۰- بعضي ها تند مي نويسند و بعضي ها آرام مي خوانند .

۱۱- بعضي از قدرتها حقوق بشر را به حساب حقوق حيوانات واريز مي كنند .

۱۲- آكواريوم، منوي زنده غذاي گربه هاست .

۱۳- بعضي ها تو دلتان را خالي مي كنند و بعضي ها زير پايتان را .

۱۴- آدم خوشبخت جز آنچه برايش مهياست، آرزو نمي كند .

۱۵- چون رياضي بلد نبود، ديگران را به حساب نمي آورد .

۱۶- موج يك رنگي را در دريا ديدم .

۱۷- وقتي خودم را گم مي كنم، كاريكلماتورها مرا پيدا مي كنند /

۱۸- پا برهنه ها ريگي به كفش ندارند .

۱۹- وقتي به بالايي ها نگاه مي كنم سر گيجه مي گيرم
روزنامه قدس23/8/87

  نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 18:29  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ از حرفهای سر بسته سر درد گرفتم.

۲ـ گاهی با قلم موی رویاء افکارم را نقاشی میکنم.

۳ـ زمان دشمن عمر ماست ، زمانه را چه عرض کنم.

۴ـ اونهایی که دنبال روابط میگردند ، باید فراماسون باشند.

۵ـ گاهی قلم به تیز بودن تیغ جراحی میخندد.

۶ـ بعضی ها فکرشان به جایی نمیرسد و بعضی ها خودشان.

۷ـ دشمن ترسو سایه ام را با تیر میزند .

۸ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارد.

۹ـ آدم دلدار هیچگاه دلباخته نمی شود.

۱۰ـ آنهایی که بلند فکر میکنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

۱۱ـ زمانه با من نساخت ، مجبور شدم با آن بسوزم.

۱۲ـ هیچ کس آنجایی که باید باشد نیست ، شما کجایید؟

  نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 19:32  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

وقتی آخر ماه میشود کیفم از فراق اسکناس اشک میریزد.

یک روز را نباید ۳۶۵ روز تکرار کرد.

به قدری شکمو بود که حرفهایش را هم میخورد.

از بس خوابش سنگین بود تخت خواب را شکست.

شب با دیدن صبح رنگش پرید.

باد یکی از حرفه ای ترین کلاه بردارها است.

برای اینکه دلبسته شود ، به دلش قفل زد.

ماهنامه مکتوب شماره ۱۸ مهرماه۸۷

برگرفته از کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست

مجموعه ی کاریکلماتور و جملات برگزیده

نوشته سهراب گل هاشم

  نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 11:10  توسط سهراب گل هاشم  | 

كاريكلماتور

آسمان زيباست، اما نبايد بيش از حد سر به هوا بود .

هيچ وقت نمي توان سر نوشت را از سر نوشت .

بعضي ها قانون را خم مي كنند و بعضي ها مي شكنند .

راهزنان پاييزي درختان را لخت كردند .

نوه ام از ميني« بوس »هاي من كلافه شد .

آدم لال درون حنجره اش تار سكوت مي نوازد .

چون فقرا چيزي نداشتند از پولدارها مي دزديدند .

آلزايمرها نفس كشيدن را فراموش نمي كنند .

كوتاهترين راه براي رسيدن به شادي، لبخند است .

آب كه گل آلود شد، ماهي ها همديگر را بوسيدند .

چون «ديوانه وار»دوستم داشت، از او وحشت كرده و گريختم .

فكرم براي گردش، سوار نگاهم شد .

چون دستش كج بود دكتر دستور فيزيوتراپي داد .

براي باز شدن اشتهايش كليدساز آورد .

گاهي اوقات كاريكلماتورهاي خوش گذران از ميان نوشته هايم فرار مي كنند .

وقتي سكوت به قتل رسيد مظنون اصلي فرياد بود .

شير بز بز قندي شكر نمي خواهد .

براي اينكه حرفهاي پخته بزنم به كلاس آشپزي رفتم. 

فرهنگ لغات كاريكلماتور
عمل جراحي: قصابي مدرن
كلنگ: قندشكن رستم
آبله: دست انداز صورت
زمستان: بهار سفيد
خبر نگار: فضول مجاز
خشت: موزاييك مستعضف
جراح: چاقوكش مجاز
اشك: تف چشم
روده: كوچه معده
خمره: كوزه آبستن
كليد: هندل قفل
دوچرخه: موتور سيكلت ورزشكار
اشكنه: آبگوشت مستضعف
برف پاك كن: پاروي مست
تگرگ: نقل بي خاصيت
سم: ناخن خركي
برچسب: سريش سياسي
متر: شال گردن خياط
انگشتر: قلاده دست
زنگ: آژير خطر منزل
ريش تراش: كيسه كش صورت
تمبر: سر قفلي پاكت
لامپ: شمع برقي
شلوار: پاي كت
سه پايه: چهار پايه ناقص العضو

روزنامه قدس2/8/87

  نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 13:11  توسط سهراب گل هاشم  | 
 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت وپاخت.

۲ـ قلم پاچه خوار همیشه نوکش چرب است.

۳ـ تصویر آتشفشان دستم را سوزاند.

۴ـ دستهایم حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

۵ـ فکر نان باش که خربزه گران است .

۶ـ زنها برای این آفریده شده اند که نگذارند سرمایه شوهرشان تمرکز پیدا کند .

۷ـ از گرسنگی زبان مادریش را خورد.

۸ـ وقتی قمارباز دلش را باخت از بانک وام ازدواج گرفت.

۹ـ وقتی آخرین نگاهش را ذخیره نمودم قلبم ویروس گرفت.

۱۰ـ ابرها برای تبانی با خشکسالی قرص ضد بارداری خوردند.

۱۱ـ نقاش فقیر خجالت میکشید.

۱۲ـ در جشن تولد مرگم زندگی دعوت نداشت.

۱۳ـ پرنده خیالم قصد پروازهای برون مرزی دارد.

۱۴ـ هنوز حقوق بشر پرداخت نشده ، تورم چند برابر شد.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد مهرماه۸۷

  نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 21:12  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ زندگی بعضی از آدمها رنگی و بعضی ها سیاه وسفید است.

۲ـ آدم پرکار را شیطان می فریبد و آدم بیکار را همه .

۳ـ پرنده بی بال با فکرش پرواز میکند.

۴ـ بعضی ها به طول عمر فکر میکنند وبعضی ها به عرض آن.

۵ـ ابرها برای تبانی با خشکسالی ocp خوردند.

۶ـ بعضی ها دمشان گرم است و بعضی ها بازارشان .

۷ـ انسانهای خام بعد از چند بار سوختن به مرز پختگی میرسند.

۸ـ مهم نیست که چند بار زمین میخوری مهم اینکه زمین خوار نباشی.

۹ـ آدمهای افتاده مواظبند که لگد مال نشوند.

۱۰ـ درد را از هر سو نوشتند درد شد.

۱۱ـ معمولا آزادی بیان هست ولی آزادی پس از بیان ؟

۱۲ـ شاید پیش نیاز درس زندگی یک واحد صداقت باشد.

۱۳ـ بعضی ها خوب حرف میزنند و بعضی ها حرف خوب میزنند.

۱۴ـ بعضی ها مشغول ساخت وساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت وپاخت.

۱۵ـ وقتی ابرها از آسمان رفتند ، آسمان عریان شد.

نشریه داخلی سازمان نظام پزشکی مشهدسال دوازدهم ـ بهار وتابستان۸۷

  نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 15:6  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱- کلیه نوشته هايم سنگ ساز شده است .

۲- نيم رخ زندگي ام خيلي زيباست .

۳- تاج دندانم بدون تخت است .

۴- بيشتر اوقات خوشيهايم، ناخوش و مريض مي شوند .

۵- كاكتوس مادر زن گلهاست .

۶- نگاه تيزبينش صورتم را خراشيد .

۷- با آنكه چيني بلد نبود، دست از سخن چيني برنداشت .

۸- با صداي شكستن قلبم، جارو و خاك انداز آورد .

۹- سكوتش به سكوتم دهن كجي مي كرد .

۱۰- نگاه آزادي به قلمهاي بيدار است .

۱۱- هميشه باران، عابران را بوسه باران مي كند .

۱۲- ديوار از چشم چراني پنجره شاكي شد .

۱۳- شست پايم گاهي از روزنه جورابم خودنمايي مي كند .

۱۴- زبان خارجي ام تاول زد .

۱۵- بعضيها فكرشان با باتري كار مي كند .

۱۶- بعضيها با هم و بعضيها به هم مي انديشند 

 روزنامه قدس ۱۸/۷/۸۷ 

  نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 0:19  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور


۱- عكسهاي فرسوده آلبوم، خاطره هاي جواني را به رخ من مي كشند.

 ۲- قبل ازرفتن به جنگ يك بار وقبل ازرفتن به خواستگاري سه باربراي خودت دعا  كن.

۳- وقتي غمگين هستم، نگاهم كدر مي شود. 

۴- آدم ربا خوار هيچ وقت از واقعيتها بهره نمي گيرد.

۵- بعضي ها پشت سر قانون راه مي روند تا رو به روي قاضي نايستند.

۶- پلو از دلسوختگي ته ديگ حيرت كرد!

۷- گاهي اوقات باران با انگشتان بلورينش ضرب مي نوازد.

۸- در مراسم ازدواج تمام سلولهاي تنم را براي خودش قباله كرد.

۹- روح سرگردان براي نجاتش به عزراييل نامه نوشت.

۱۰ـ وقتي باران آمد، من و رؤياهايم با هم خيس شديم.

۱۱- دست انداز جاده، ويبره راننده عجول است.


 روزنامه قدس۲۸/۶/۸۷ 

  نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 16:18  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱- روزهاي باراني سايه ام به دنبال كارهاي شخصي اش مي رود.

۲- قرص ماه مسكن عشاق است.

۳- در چهار راه عقايد، افكارم پشت چراغ خطر متوقف شد.

۴- من با رؤيا زندگي مي كنم و رؤيا با ديگري.

۵- وقتي حواسم را جمع كردم، به دارايي هايم اضافه شد.

۶- گاهي پرنده خيالم پروازهاي برون مرزي دارد.

 ۷- جورابم صبح تا شب عرق مي خورد، اما عربده نمي كشد.

۸- انسان با اعمالش تعبير مي شود، نه با خاطراتش .

۹- در آخرين دم، باز دمي وجود ندارد.

۱۰- سخنرانان حرفه اي عاشق ميكروفون هستند.

۱۱- در جشن تولد مرگم زندگي شركت نداشت.

۱۲- خشكسالي به ابرها قرص ضد بارداري هديه داد.

 ۱۳- وقتي حواسم پرت شد، سر دختر همسايه يمان شكست.

۱۴- وقتي قمارباز دلش را باخت، از بانك وام ازدواج گرفت.

۱۵- قلم پاچه خوار نوكش هميشه چرب است.

۱۶- معمولاً به هيچ دروازه باني كمتر از گل نمي گويند.

۱۷- باد خيال، حواسم را ربود.

۱۸- من سيگار را آتش مي زنم و سيگار به تلافي سلامتي ام را.

۱۹- وقتي آخرين نگاهش را ذخيره نمودم، قلبم ويروس گرفت.

 ۲۰- نقاش فقير، خجالت مي كشيد!

۲۱- وقتي نوشته هايم به اتمام رسيد، قلمم از فرط خستگي به خواب رفت.

 روزنامه قدس ۱۴/۶/۸۷

  نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 0:46  توسط سهراب گل هاشم  | 
  
کاریکلماتور

۱ـ در کشورهای جهان سوم ، آزادی مثقالی اعطا میگردد.

۲ـ در اوج قدرت بود ولی همیشه به حباب فکر میکرد.

۳ـ بزرگترین زلزله زندگی اعتیاد است.

۴ـ جورابم صبح تا شب عرق میخورد ولی عربده نمیکشد.

۵ـ تصمیم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند.

۶ـ کیف پولم از فراق اسکناس غمگین است.

۷ـ گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اوزن است.

۸ـ وقتی پول به صدا در میاد خیلی ها خاموش میشوند.

۹ـ متفکری که شنا بلد نیست در افکارش غرق می شود.

۱۰ـ خروس عاشق در زیر کانتینر مرغ خودکشی کرد.

۱۱ـ برنامه های رادیو داروی موثر جهت رفع گرما زدگی است.

۱۲ـ شیشه دلم را با تیر نگاهش ترور کرد.

۱۳ـ وقتی سرش سوت کشید قطار رویاهایش از حرکت باز ایستاد.

۱۴ـ اگر طبع شاعری بیش از حد روان باشد ، شعر آبکی میشود .

۱۵ـ بیش از طول عمر عرض آن اهمیت دارد.

۱۶ـ صبح هم نسیم را بعدالت تقسیم نمی کند.

۱۷ـ خیلی از آدمها کودکانی هستند که جسمشان رشد میکند.

۱۸ـ صدای عشق را پشت نگاهش غافلگیر کرد.

۱۹ـ به نظر عشاق، قدرت چشمها بیشتر از قدرت مغزهاست.

۲۰ـ خروس فقیر با گالینا بلانکا ازدواج کرد.

۲۱ـ روحم از اینکه آرامگاه ندارد غصه میخورد.

۲۲ـ کته کاریکلماتور پلو است.

۲۳ـ برای پا بر جا بودن باید رشد کرد .

۲۴ـ آنان که قدرت را با پول میخرند ، عدالت را هم با پول میفروشند.

ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۲۹ مرداد و شهریور ۸۷

  نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 17:1  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازيت

 
۱- با آنكه لباسش پر از وصله بود، ادعا مي كرد كه هيچ وصله اي به او نمي چسبد.

۲- سرش كه سوت كشيد، قطار ايستاد.

۳- اگر طبع شاعر بيش از حد روان باشد، شعر آبكي مي شود.

۴- تو بازارسرمایه ،خر ما از كره گي شانس نداشت.

۵- آنقدر گرسنه ماند كه از زندگي سير شد.

۶- وقتي به آخر خط رسيد ، عزرائيل به گردنش مدال آويزان كرد.

۷- وقتي از كارخانه باز نشسته شد، در كار خانه با همسرش شريك شد.

۸- كسي كه قدرت را با پول بخرد، عدالت را هم با پول مي فروشد.

 ۹- اي كاش تير نگاه يار مشقي بود.

۱۰- روحم از اينكه آرامگاه نخواهد داشت، غصه مي خورد.

۱۱- شب هر قدر سياهتر باشد نور ستاره بيشتر جلب نظر مي كند.

۱۲- آتشفشان عصباني، آتش خشمش را بالا آورد. 

روزنامه قدس۳۱/۵/۸۷
  نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 17:40  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

    ۱ـ در چهار راه عقاید ، افکارم پشت چراغ خطر متوقف شد.

۲ـ وقتی آخرین نگاهش را ذخیره نمودم ، قلبم ویروس گرفت.

۳ـ در روزهای بارانی ، سایه ام بدنبال کارهای شخصی اش میرود.

۴ـ قرص ماه ، مسکن عشاق است.

۵ـ در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد.

۶ـ با زور اسلحه ، سطح فکرش را بالا برد.

۷ـ سخنرانان حرفه ای عاشق میکروفن هستند.

۸ـ گاهی پرنده خیالم پروازهای برون مرزی دارد.

۹ـ من با رویا زندگی میکنم و رویا با دیگری .

۱۰ـ وقتی حواسم را جمع کردم به دارائی هایم اضافه شد.

  نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 23:28  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازيت

 
۱- گاهي اوقات گونه هايم پيست سرسره بازي اشكهايم مي شود.

۲- نوشته هايم كه به پايان رسيد، قلمم از فرط خستگي به خواب رفت.

۳- با يك ريال، دو ريال نمي توان سريال ساخت.

۴- دلم هواي تازه مي خواد، همان طور كه پشه هاي آن سوي پنجره خون تازه.

۵- نبض كيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند.

۶- در تابستان، خورشيد بر خر مرداد سوار است.

۷- خودتان را به آب و آتش نزنيد، معمولاً خشك و تر با هم مي سوزند.

 ۸- بيشتر نژاد پرستان، سياه فكر مي كنند.

۹- آخرين آواز عمرش غزل خداحافظي بود.

۱۰- گشادي جيب بعضي ها، بزرگتر از سوراخ لايه ازن است.

   روزنامه قدس ۱۷/۵/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 13:51  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ گاهی اوقات گونه هایم پیست سرسره بازی اشکهایم میشود.

۲ـ وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلمم از فرط خستگی به خواب رفت.

۳ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

۴ـ بعضی ها راه خودشان را باز میکنند وبعضی ها می گذارند به مناقصه.

۵ـ دلم هوای تازه میخواد، همانطور که پشه های آنسوی پنجره خون تازه.

۶ـ نبض کیف پولم در آخر ماه تندتر میزند.

۷ـ در تابستان خورشید بر خر مرداد سوار است.

۸ـ خودتان را به آب و آتش نزنید ، معمولا خشک و تر باهم میسوزند.

۹ـ اکثر نژاد پرستان سیاه فکر میکنند.

۱۰ـ آخرین آواز عمرش غزل خداحافظی بود.

  نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 0:29  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ در کشور های جهان سوم آزادی مثقالی اعطا میگردد.

۲ـ در اوج قدرت بود ولی همیشه به حباب فکر میکرد.

۳ـ بزرگترین زلزله زندگی اعتیاد است.

۴ـ جورابم صبح تا شب عرق میخورد ولی عربده نمی کشد.

۵ـ تصمیم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند.

۶ـ عکس پدر و مادرش را که دید ، فهمید خود ساخته نیست.

۷ـ کیف پولم از فراق اسکناس اشک می ریزد.

۸ـ گشادی جیب بعضی ها ، بزرگتر از سوراخ لایه اوزن است.

۹ـ وقتی پول به صدا در میاد خیلی ها خاموش میشوند.

۱۰ـ متفکری که شنا بلد نیست ، حتما در افکارش غرق میشود.

  نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 16:4  توسط سهراب گل هاشم  | 
پارازیت

 
۱ـ دلم براي آدمهاي گرسنه كباب است.

۲ـ آدم بيقرار با هيچ كسي قرار ندارد.

۳ـ از ترس شكارچي !پرنده خيالم را شبها به پرواز در مي آورم.

۴ـ بعضي ها سعي مي كنند به جايي برسند و بعضي ها به هر جايي.

۵ـ وقتي يكي به نعل مي زنيد يكي به ميخ،مواظب شست تان باشيد.

۶ـ آنهايي كه هميشه همرنگ جماعتند، زندگي شان شبيه آفتاب پرست است.

۷ـ بعضي ها براي سربلندي ديگران تا كمر خم مي شوند.

۸ـ حرف اول الف است، اما حرف آخر را قانون مي زند.

۹ـ چون مي خواست اميد داشته باشد به آرزو پيشنهاد ازدواج داد.

۱۰ـ روزگار غريبي است! يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلابپاش،آب هم ندارد.

روزنامه قدس ۳/۵/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 11:19  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ گربه با مرگ موش خودکشی کرد

۲ـ بادکنک به قصد خودکشی به خودش سوزن زد.

۳ـ برای تهیه باران مقداری ابر را در آبمیوه گیری گذاشت.

۴ـ چشمش که به عزرائیل افتاد ،خودش را به مردن زد.

۵ـ ساعت ، دستبندی است که انسان را اسیر لحظه ها میکند.

۶ـ وقتی آبله مرغان گرفتم بیشتر از همه از خروسها وحشت داشتم.

۷ـ آنقدر خود خوری کرد که بالاخره یک روز تمام شد.

۸ـ آنقدر آینده نگر بود که گذشته اش را نمی دید.

۹ـ شب را با نور ترور کردم.

۱۰ـ فریاد مسبب خودکشی سکوت شد.

ماهنامه مکتوب ۱۶/۴/۸۷

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 13:40  توسط سهراب گل هاشم  | 
 پارازیت

۱ـ هنگام بیماری ، خیلی از خاطره ها به عیادتم می آیند.

۲ـ گاهی سایه عاشق ، سایه به سایه معشوق می رود.

۳ـ باغچه از نور ماه سیراب شد.

۴ـ جنگل همیشه سبز، بهار را در خود احتکار کرده است.

۵ـ از پاهایم به خاطر تحمل وزنم تشکر کردم.

۶ـ وقتی نوشته هایش را نقد کردم چک کشید.

۷ـ شهرداری همه پس اندازش را خرج دست انداز میکند.

۸ـ وقتی گفت نسیه ممنوع ، نوشته هایش را نقد کردم.

۹ـ هیچگاه دریا در افکارش غرق نمی شود.

۱۰ـ کوه عصبانی عاقبت آتشفشان شد.

۱۱ـ قصابها آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم میزنند.

۱۲ـ در مسابقه عشق بازنده همان دلباخته بود.

۱۳ـ برای شستن قالی کمی به گل هایش آب دادم.

۱۴ـ بعضی ها برای رسیدن به داد مجبورند بیداد کنند.

۱۵ـ گاهی پرنده خیالم تا دوردستها پرواز میکند.

۱۶ـ اقتصاد فلج با ویلچر حرکت میکند.

۱۷ـ مواقعی که خیلی خوشحالم ، سلولهای تنم بشکن میزند.

۱۸ـ وقتی آب جیره بندی شد به عطش آموخت که صبوری کند.

۱۹ـ با گرانی پودر های شوینده دیگر پول شوئی انجام نمی شود.

۲۰ـ صاحب مغازه جنس اش خورده شیشه داشت.

۲۱ـ بعضی ها مروارید اشکهایشان را با اندک ناراحتی به حراج میگذارند.

۲۲ـ هنگام بغض آسمان ،گلهای باغچه از شادی لبخند زدند.

۲۳ـ بعضی ها جرقه میزنند تا دیگران شعله ور شوند.

۲۴ـ بعضی ها مثل توپ فوتبال هرچه محکم تر زمین میخورند ، بیشتر اوج میگیرند.

۲۵ـ سعادت ،زاییده جسارت و ریسک است.

۲۶ـ آنقدر با دلم بازی کرد تا از دستش افتاد وشکست.

۲۷ـ چون گوش شنوائی نمی یافت ، حرفهایش را می نوشت.

۲۸ـ به واژه ای که در حال خروج از ذهنم بود پشت پا زدم.

۲۹ـ طناز ترین آدمها طنز نویسان هستند.

۳۰ـ نژادپرستان مدعی شدند که سیاه پوستان بجای روزنامه ، شبنامه چاپ میکنند.

۳۱ـ ساعت هماغوشی عقربه های ساعت۱۲ شب است.

۳۲ـ بعضی ها مانند گاز اشک آور فقط اشک دیگران را در می آورند.

۳۳ـ روزی که بخشیدن را یاد گرفت ، زندگی کردن را آموخت.

ماهنامه طنز و کاریکلماتور بچه مشد شماره ۲۸ تیر ماه ۸۷

  نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 13:43  توسط سهراب گل هاشم  | 

پارازيت

 
-آهنگ رشد فقر هم چنان غمگين نواخته مي شود.

 -از ترس شكارچي !پرنده خيالم را شبها به پرواز در مي آورم.

-بعضي ها قابل تعريف هستند وبعضي ها قابل تحريف.

اكثرا در قيد حيات هستيم و در بند زندگي.

-اونهايي كه اين پا و اون پا مي كنند، از دست دست كردن خسته شده اند.

-بعضي ها براي رسيدن به «داد» مجبورند «بيداد» كنند.

-نمي دانم شما سبزي چه كسي را پاك مي كنيد، اما من كشك خودم را مي سابم.

-تاج دندانم بدون تخت است.

 -چون گوش شنوايي نيافتم، حرفهايم را مي نويسم.

-همه از مرگ مي ترسند، من از زندگي سمج خود.

-روزي كه بخشيدن را يادگرفت، زندگي كردن را آموخت. 

روزنامه قدس ۲۰/۴/۸۷
 

  نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 14:33  توسط سهراب گل هاشم  | 
  کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها دست و دلشان باز است و بعضی ها مشت هایشان گره کرده !

۲ـ دلم برای آدمهای گرسنه کباب است.

۳ـ عشق یعنی تراشیدن دل با تیشه فرهاد.

۴ـ زمانیکه چشمانم تار میشود ، دلم شروع به نواختن میکند.

۵ـ آدم بیقرار هیچ وقت با کسی قرار ندارد.

۶ـ بیشتر آدمها توی زندگی خودشون زندگی میکنند.

۷ـ گل عشق را باید در باغ دل پرورش داد.

۸ـ از ترس شکارچی ! پرنده خیالم را شبها به پرواز در میآورم.

۹ـ آهنگ رشد فقر هم چنان غمگین نواخته میشود.

  نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 0:25  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها پای حرفی که میزنند می ایستند و بعضی ها زانو میزنند.

۲ـ بعضی ها قابل تعریف هستند وبعضی ها قابل تحریف.

۳ـ بعضی ها دردسرند و بعضی ها مایه آن.

۴ـ اقتصاد فلج ، با ویلچر حرکت میکند.

۵ـ چشم عسلی ها ، اشکهایشان شیرین است.

۶ـ اونهایی که این پا و اون پا میکنند ، از دست دست کردن خسته شده اند.

۷ـ زندگی بعضی از آدمها رنگی و بعضی ها سیاه وسفید است.

۸ـ اکثرا در قید حیات هستیم و در بند زندگی .

۹ـ زیباترین کلمه برای گوش های خسته ، خداحافظی است.

  نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 1:24  توسط سهراب گل هاشم  | 
 کاریکلماتور

۱ـ خط فقر به خط بقا تغیر نام داد.

۲ـ بعضی از آدمها ، قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.

۳ـ بعضی ها برای رسیدن به« داد »مجبورند« بیداد » کنند.

۴ـوقتی دیوار کوتاه پیدا نکرد از دیوار حاشا بالا رفت.

۵ـ « تراول» یعنی ویزای خروج از مقررات.

۶ـ بعد از نوشتن طنز سیاسی قلمش را آب کشید.

۷ـ نمیدانم شما سبزی چه کسی را پاک میکنید، اما من کشک خودم را می سابم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 1:14  توسط سهراب گل هاشم  | 

پارازیت

- رياضي را دوست دارم اما با جبر مخالفم.

ـ بعضي از نگاهها صداي قشنگي دارند.

- درختي كه از زندگي سير شده بود براي هيزم شكن كارت دعوت فرستاد.

ـ ميز توالت نيازي به بوگير ندارد.

- بايد بدنبال شادي باشيم، غمها خودشان ما را پيدا مي كنند.

- زندگي را آن قدر جدي بگيريد كه كسي نتواند با آن شوخي كند.

- ضربان قلب همه نژادها با يك ريتم مي زند.

- براي اينكه حرفهايم بودار نباشد، قبلش مسواك مي زنم.

 - هنگام بيماري، خاطره ها به عيادتم مي آيند.

- جنگل هميشه سبز، بهار را در خود احتكار كرده است.

- وقتي نوشته هايش را نقد كردم چك كشيد.

- شهرداري همه پس اندازش را خرج دست انداز كرد .

- كوه عصباني عاقبت آتشفشان شد.

- زندگي مثل بازي شطرنج است اگر خوب بازي كني همه مي خواهند شكستت بدهند.

- آدم خسيس سنگ كليه اش را اهدا كرد .
روزنامه قدس ۶/۴/۸۷

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 1:47  توسط سهراب گل هاشم  | 
  کاریکلماتور

۱ـ تاج دندانم بدون تخت است .

۲ـ طناز ترین آدمها طنز نویسان هستند.

۳ـ چون گوش شنوایی نیافتم ، حرفهایم را مینویسم.

۴ـ همه از مرگ میترسند ، من از زندگی سمج خود.

۵ـ به واژه ای که در حال خروج از ذهنم بود ، پشت پا زدم .

۶ـ روزی که بخشیدن را یادگرفت ، زندگی کردن را آموخت.

۷ـ از زندگی سیر شده بود ولی مرگ برایش ناز میکرد.

۸ـ آنقدر با دلم بازی کرد تا از دستش افتاد و شکست.

۹ـ وقتی دلم شور میزند افکارم متواری میشوند.

۱۰ـ خیلی از مغز ها با چند نسخه کتاب شفا میابند.

  نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 23:5  توسط سهراب گل هاشم  | 
کاریکلماتور

۱ـ ابر بغض کرده با اشکهایش شعر باران را سرود.

۲ـ کابوس وحشتناک دریا ، کویر شدن بود.

۳ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

۴ـ درختی که از زندگی سیر شده بود برای هیزم شکن کارت دعوت فرستاد.

۵ـ میز توالت نیازی به بوگیر ندارد.

۶ـ گاهی دوشاخه برق به پریز چشمک میزند.

۷ـ عشق گلی است که در سرزمین اعتماد می روید.

۸ـ باید بدنبال شادی باشیم ، غمها خودشان ما را  پیدا میکنند.

۹ـ زندگی را آنقدر جدی بگیرید که کسی نتواند با آن شوخی کند.

۱۰ـ ضربان قلب همه نژادها با یک ریتم میزند.

۱۱ـ برای اینکه حرفهایم بودار نباشد ، قبلش مسواک میزنم.

  نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 13:3  توسط سهراب گل هاشم 
  کاریکلماتور

۱ـ دروغهای آبدار را زیر باران تعریف میکرد.

۲ـ بعضی ها غر میزنند وبعضی به اعصابها تلنگر !

۳ـ مواظب بادها باشید ، ممکن است آبرویتان را به باد دهند.

۴ـ گرمی کلامش یخهای ناامیدی را آب کرد.

۵ـ هنگام بغض آسمان ، گلهای باغچه خوشحال میشوند.

۶ـ از دید معشوق ،چهره عاشق همانند عصاره ماه است.

۷ـ قطرات باران روی تن شیشه سر سره بازی میکنند.

۸ـ  ریاضی را دوست دارم اما با جبر مخالفم .

۹ـآخرین فیلم زندگی پایان است.

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 10:52  توسط سهراب گل هاشم 
 کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها سعی میکنند به جایی برسند و بعضی ها به هر جائی.

۲ـ وقتی یکی به نعل میزنید یکی به میخ،مواظب شصت تان باشید.

۳ـ بعضی ها قابل تعریف هستند وبعضی ها قابل تحریف.

۴ـ خیاط مدعی شد که من باغبان پیراهنهای گلدار هستم.

۵ـ یخ برای خود کشی حمام آفتاب گرفت.

۶ـ خیلی ها با هم جفتند ولی جور نیستند.

۷ـ آنهایی که همیشه هم رنگ جماعتند ، زندگیشان شبیه آفتاب پرست است.

۸ـ بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم میشوند.

۹ـ به خاطر اینکه بند دلش پاره نشود سعی میکرد که به کسی دل نبندد.

۱۰ـ حرف اول الف است اما حرف آخر را قانون میزند.

۱۱ـ اگر گلیمی به دست آوردید سعی کنید پاهاتون را همانقدر دراز کنید.

۱۲ـ چون میخواست امید داشته باشد به آرزو پیشنهاد ازدواج داد.

۱۳ـ روزگار غریبی است ! یکی در آبپاش گلاب دارد و یکی در گلابپاش ،آب هم ندارد.

۱۴ـ فکرم دیگر از مغزم تبعیت نمی کند.

۱۵ـ سمی ترین کلمه غرور است و پادزهرش تواضع.

۱۶ـ قاتل نامرئی همیشه از روزنه سهل انگاری ، انسان را ازپای در میآورد.

۱۷ـ بعضی از کلمات از ترس حذف شدن خود را پشت نقطه ها پنهان میکنند.

۱۸ـ معمولا تلویزیون میان آگهی های تبلیغاتی ، فیلم سینمائی پخش میکند.

۱۹ـ برای اینکه به بیراهه نروم پشت سر حقیقت راه میروم.

۲۰ـ با اینکه فارسی بلدیم ولی اغلب اوقات حرف همدیگر را نمی فهمیم.

۲۱ـ مواظب باشید ! کاسه چکنم چکنم همان کاسه زیر نیم کاسه است.

۲۲ـ اونهایی که دنبال شر هستند ، خیرشون به کسی نمی رسه.

۲۳ـ اگر فکرتان سر جاش نیست ، حتما دارد جائی کار میکند.

۲۴ـ بعضیها برای به جائی رسیدن همه چیز رازیرپا میگذارند و بعضی ها بعداز به جائی رسیدن.

۲۵ـ همه چیز از آنجا شروع شد که متولد شدم.

۲۶ـ بعضی از مغزهای متفکر برای کشور های صنعتی ساندویچ مغز می باشند.

۲۷ـ اعتراض زاده بیداری است.

۲۸ـ سعی کنید مچش را بگیرید ، اما مشتش را باز نکنید.

۲۹ـ هروقت زنگ زدم فلسطین دیدم اشغاله!

۳۰ـ امروزه به هرکس «بال و پر » بدی « دم » در میاره.

۳۱ـ درست است که با شکم گرسنه نمی توان فکر کرد ،اما شکم سیر هم که فکری ندارد.

۳۲ـ قبل از اینکه « پا » یتان بلغزد « دست » نگهدارید.

۳۳ـ همه ما یکبار زندگی می کنیم ، اما هزار بار می میریم.

ماهنامه صنعت و کارآفرینی شماره ۲۷

  نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:12  توسط سهراب گل هاشم 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM