شاید زیباترین منحنی جهان ، لبخند باشد |
کاریکلماتور
1_ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.
2_ همه چیز بر وفق مراد مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.
3_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.
4_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.
5_ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند.
6_ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد.
7_ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم.
8_ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.
9_ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.
10_ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید.
11_ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند.
12_ شب در کارنامه سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد.
13_ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.
14_ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.
15_ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست و گرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید.
16_ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.
17_ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد ، من ، دلم را از دست دادم.
ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره 42 آبان 88
۱ـ درسیاست بعضی ها گذرگاهند ، بعضی توقفگاه و بعضی ها هم جاده.
۲ـ بعضی ها به هم میخورند و بعضی ها با هم.
۳ـ دست زیاد است اما به صدا در نمی آید.
۴ـ وقتی غمگینم ، نگاهم کدر می شود.
۵ـ گل را چه عرض کنم ، اما بعضی ها پشت و رو ندارند.
۶ـ صمیمیت تو بیشتر از شما است !
۷ـ وقتی خواندن کتاب های سیاسی ممنوع شد،مردم به خواندن در ودیوارهای شهرپرداختند!
۸ـ بعضی ها محرم اسرارشون ،چراغ خواب است.
۹ـ مخرب ترین اسلحه زمان ، زبان است.
۱۰ـ سریال های آبکی مردم را در افکارشان غرق می کند.
۱۱ـ دوست همه ، دوست هیچ کس نیست!
۱۲ـ عیب چیزی است که معمولا در دیگران می بینیم.
۱۳ـ فیل ها به جراحی بینی ما آدمها می خندند.
۱۴ـ کبوتر آزادی با نام مستعار به پرواز ادامه می دهد.
۱۵ـ پسته خاموش ، هیچگاه خورده نمی شود مگر به زور !
۱۶ـ آدم های بی سر و پا ، هیچ رد و پایی از خود به جا نمی گذارند.
۱۷ـ خواب تا صبح بیدار ماند اما شب تمام شدنی نبود.
۱۸ـ بعضی ها در خواب خرگوشی ، بهشت هویج می بینند.
۱۹ـ سخنان خوب ،گوش های نا آگاه را آزار می دهد.
۲۰ـ شاید آسانسور ترقی ، همان روابط باشد!
ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۳۹ آبان ۸۸
۱ـ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه میگذارند.
۲ـ همه چیز بر وفق مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.
۳ـ شاید زیبا ترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.
۴ـ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.
۵ـ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد میکنند.
۶ـ مشق نگاهش جوهر قلمم را تمام کرد.
۷ـ برای فاسد نشدن افکارم ، آنها را داخل فریزر گذاشتم.
۸ـ بلند پروازی های پرنده ، نتیجه اش قفس بود.
۹ـ اونایی که دنبال شر میگردند خیرشون به کسی نمی رسه.
۱۰ـ تا دهانتان را گل نگرفته اند گل بگویید.
۱۱ـ در مواقع بیکاری چرخ افکارم لنگ میزند.
۱۲ـ شب در کارنامه سیاه زندگیش بی نهایت ستاره دارد.
۱۳ـ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.
۱۴ـ نمیدانم شما تره چه کسی را پاک میکنید ، اما من کشک خودم را می سابم.
۱۵ـ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست وگرنه حقیقت به همان تلخی هست که میدانید.
۱۶ـ وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.
۱۷ـ زندگی بدون عشق مثل بیژامه بدون کش است.
۱۸ـ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد، من ، دلم را از دست دادم.
ماهنامه مکتوب شماره ۲۶ مهر ماه ۸۸
|
پارازيت | |
|
۱ـ گاهي اوقات گونه هايم پيست سرسره بازي اشکهايم مي شود. ۲ـ بعضي ها راه خودشان را باز مي کنند و بعضي ها مي گذارند به مناقصه. ۳ـ دلم هواي تازه مي خواد، همان طور که پشه هاي آن سوي پنجره خون تازه. ۴ـنبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي زند. ۵ـ بيشتر نژاد پرستان سياه فکر مي کنند. ۶ـ آخرين آواز عمرش غزل خداحافظي بود. ۷ـ در اوج قدرت بود، ولي هميشه به حباب فکر مي کرد. ۸ـ تصميم گرفت راه پولدار شدن را آسفالت کند. ۹ـ وقتي پول به صدا در مياد، خيلي ها خاموش مي شوند. ۱۰ـ متفکري که شنا بلد نيست، حتماً در افکارش غرق مي شود. روزنامه قدس پنج شنبه۲۷ /۱/۸۸ |
۱ـ بعضی ها زندگی می کنند و بعضی ها وقت زندگی را می گیرند.
۲ـ وقتی از مرحله پرت شدم، فکرم آسیب دید.
۳ـ زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.
۴ـ در قمار زندگی، با تک خال محبت می توان برنده شد.
۵ـ سرنوشت یعنی سوخت و ساخت و پاخت و نباید باخت.
۶ـ شاید کرسی همان بخاری با حجاب باشد.
۷ـ مشق نگاهش، جوهر قلمم را تمام کرد.
۸ـ شاید حکیم نظامی، پزشک ارتش بوده است.
۹ـ دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!
۱۰ـ شاید پوست موز همان کشتی گیر حرفه ای باشد.
۱۱ـ غذای فقر در زمستان سرما خوردگی بود.
۱۲ـ بعضی ها راه را عوضی می روند و بعضی ها عوضی راه میروند.
۱۳ـ تنها پشت گرمی اش، آفتاب داغ بود.
۱۴ـ خیلی از موش ها به گربه ها هم محل سگ نمی گذارند.
ماهنامه اینترنتی کافه طنز اسفند ۸۷
خواب غفلت به رختخواب نياز ندارد .
پشه ها با منافذ پوست تنم ، دارت بازي ميكنند.
در بعضي از كشورها،قصابها،آزادانه تر از روزنامه نگارها قلم ميزنند.
بعضي از كسبه مردم را سياه ميكنند وخودشونو روسياه.
با اينكه شمع جوانيم به سرقت رفته ،ولي هنوز ته دلم روشن است.
سايه هم نژادها يك رنگ است
خنده در اصل گريه عاقبت به خير شده است.
وقتي كلاهتان پس معركه باشد ،تازه اول معركه ايد.
وقتي يكي به نعل ميزنيد يكي به ميخ ، مواظب شستتان باشيد.
بعضي ها قابل تعريف هستند و بعضي ها قابل تحريف.
خياط مدعي شد كه من باغبان پيراهنهاي گلدار هستم .
يخ براي خود كشي حمام آفتاب گرفت .
خيلي ها با هم جفت هستند، ولي جور نيستند.
روزنامه قدس ۶/۱۰/۸۶
* آدم دست و دلباز كسي است كه براي تهيه مرغ بريان، مرغداني اش را آتش بزند.
* وقتي بيني اش را با عمل كوچك كرد، عميقاً احساس خود بزرگ بيني نمود.
* وقتي دلم را به او هديه كردم، با خوشحالي پرسيد: سيخي چند؟!
* در سفر زندگي مهم نيست سوار چه قطاري هستيد، مهم اين است كه در ايستگاه خوبي پياده شويد.
* وقتي عمرش به پايان رسيد، گفت: الهي پيش مرگت بشم!
* دروغ غالباً تقصير سؤال كننده است كه با سؤالش نقل حقيقت را خطرناك مي سازد.
* وقتي چشمهاي نخودي اش را ديدم از آبگوشت بيزار شدم!
* «سن» ام از نردبان زندگي بالا مي رود.
* بعد از پايان جنگ، تفنگها از صلح پاسداري مي كنند.
* دلي كه هر رهگذري را بپذيرد، مثل اجناس حراجي «بنجل» است!
* خوابش آنقدر سنگين بود كه تختخواب را شكست.
* عده اي با شنيدن حقيقت فقط تلخي آن را احساس مي كنند.
روزنامه قدس۱۳/۷/۸۵